کلام رهبر
تاریخ : چهارشنبه، ۵ آبان ۱۳۸۹
: 90 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در شهر قم درباره لزوم توجه محتوایی به عملکرد فرقه‌ها و شبه‌عرفانهای نوظهور و همین طور اشاره و تاکید مکرر ایشان در مدت اخیر رئیس موسسه فرق و مذاهب قم در گفتگوی اختصاصی با مشرق به تشریح برخی ابعاد این ماجرا پرداخته است.
حجة‌الاسلام والمسلمین جواد محرابی با توجه به کلیدواژه‌های سخنان رهبر معظم انقلاب در قم و در تشریح برخی حقایق در مورد جریان‌های موجود به نقش فرقه‌ها در مسائل فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای و همین‌طور کارکرد سیاسی و امنیتی آنها اشاره داشته است.
نفوذ عوامل فرقه‌ای در سازمان‌ها و ارگان‌های حساس و در دست گرفتن عنان مدیران میانی در بسیاری از نهادها از جمله اشارات وی درباره عملکرد زیرزمینی اعضای فرقه‌های نوپدید و شبه‌عرفان‌هاست.
ماحصل این گفتگو را با هم مرور می‌کنیم.

اشاره
دو ثمره مهمی که انقلاب اسلامی در دنیا داشت یکی ترویج «روحیه انقلابی‌گری» بود؛ چنانکه نه‌تنها مسلمانان، بلکه غیرمسلمانان را برای مبارزه با استکبار علم کرد و موجی در دنیا به راه انداخت و جنبش انقلابی‌گری را در بین مسلمین و غیر مسلمانان زنده کرد.
مسأله دومی که انقلاب توانست در دنیا جا بیندازد و کم‌کم ملت‌ها به دنبال آن رفتند، مسأله «معنویت‌خواهی» بود. انقلاب اسلامی ایران خلأ معنوی بسیاری از جریان‌ها را پر کرد و کم‌کم غرب و شرق دچار مشکلی با عنوان «پدیده رشد اسلام ناب» شدند. این باعث شد که یک مبارزه جدی علیه انقلاب اسلامی در دنیا شروع شود. جنس‌ مبارزه هم متنوع بود. یک بار جنگ سخت بود که جنگ تحمیلی از این دست بود و امروز «جنگ نرم».
دشمن پس از شکست در جنگ تحمیلی جنگ جدیدی را شروع کرد و اصطلاحاً وارد فاز جنگ نرم شد. مهمترین هدف دشمن نیز در این جنگ «تغییر هویت» است. یکی از راهکارهای تغییر هویت، تغییر مذهب است؛ چون یکی از عوامل همگرایی و هویت، مذهب است. این انقلاب یک حرکت شیعی با رویکرد انقلابی است. اساسا مهمترین ویژگی تشیع روحیه‌ی عاشورایی و ظلم ستیزی آن است. برای مبارزه با این روحیه راهکارهای متفاوتی ارائه شد. یک بخشی از این تهاجم، تهاجم اعتقادی بود که به آن توجه جدی نشد. ما روی تهاجم اخلاقی خیلی مانور می‌دهیم. الآن شما با یک مسئول صحبت کنید و بگویید تهاجم فرهنگی اولین چیزی که از تهاجم فرهنگی به ذهنشان می‌رسد فیلم مبتذل، CD مبتذل، سایت‌های مستهجن در اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای و نهایتاً فارسی۱ است. اینها را به عنوان تهاجم فرهنگی می‌بینند. ولی اگر کسی دقیق نگاه کند می‌بیند در زیر پوست جمهوری اسلامی یک تهاجم اعتقادی راه افتاده است. یعنی تهاجمی برای تغییر اعتقاد شکل گرفت.

مراحل تهاجم
این تهاجم دو مرحله دارد. اول مرحله آشکار و مستقیم یعنی تلاش برای تغییر مذهب؛ یعنی مسیحی‌سازی، بهایی‌سازی، وهابی‌سازی و صوفی‌سازی. اما در فاز دوم که تقریباً از سال ۷۶ – ۷۵ خیلی علنی‌تر شد و شدت بیشتری گرفت و فاز خیلی مهمی بود که من از آن به عنوان بزرگترین خطر در حوزه جریان‌های فرقه ای و فرهنگی یاد می‌کنم، جریانی به عنوان معنویت‌گرایی بود؛ البته نه آن معنویت که انقلاب اسلامی ترویج می‌کرد، بلکه یک جریانی از معنویت‌های «پوچ»، معنویت‌های «سکولار»، معنویت‌های «بی‌شریعت».

هدف تهاجم
یک هدف کلان مبارزه با انقلاب اسلامی بود. اما هدف مشخصی که در داخل کشور آن را دنبال می‌کرد، جایگزینی اسلام «شبه‌عرفانی» با اسلام «شریعت‌محور» و «فقیه محور» بود؛ که نهایتا منجر به تضعیف روحیه انقلابی(عاشورایی و مهدوی) می‌شد.
این جریانات که امروزه در غرب به آنها جریانات نوپدید دینی(new religious movement) گفته می‌شود در ایران با نام‌های مختلف و فرقه‌های گوناگون تکثیر شد و توسعه یافت.

چه شد که این جریان در غرب به وجود آمد و چه شد به کشور ما وارد شد؟
بعد از جنگ جهانی دوم یک اتفاقی در غرب افتاد و آن هم خلأ جدی معنویت بود. می‌دانید که در جنگ‌ها مردم درگیر هستند و در درگیری‌ها احساس کمبود نمی‌کنند. یعنی جنگ انسان‌ها را متحد می‌کند. اما بعد از جنگ خلأهای اعتقادی، سیاسی و فرهنگی به وجود می‌آید. غرب هم که بنیان و اساسش بر مبارزه با دین شکل گرفته است. یعنی دنیای «لیبرال» امروز، با دین مبارزه کرد تا خودش را شکل دهد. خب این دنیای لیبرال خودش دین را تضعیف کرده بود، بعد مردم تشنه معنویت شدند. وقتی تشنه معنویت شدند، گرایش‌هایی در غرب شروع شد. یک سری از جریانات عرفانی و فرقه‌های کوچک عرفانی بومی شروع کردند به تبلیغات گسترده در غرب. هرچقدر هم رسانه‌ها گسترش پیدا کردند اینها هم گسترش پیدا کردند. کم کم سرو کله فرقه‌های شرقی هم پیدا شد.

حرکت ابتدائی فرقه‌ها از شرق آسیا به غرب
این گروه با گسترش فرهنگ شرق یعنی فرهنگ هند و اقتصاد و حتی سینمای بالیوود رشد کردند و تاثیرات خود را بر غرب گذاشتند. یا پس از گسترش اقتصاد کشور چین فرقه‌های چینی نظیر «ذن»، «فالون دافا» و … نیز در غرب رشد پیدا کردند و منطقه به منطقه مردم را تحت تاثیر قرار دادند.
کلیسا و مسیحیت هم که تضعیف شده بود و توان مقابله با این جریانات را نداشتند؛ البته خیلی از حکومت‌ها هم از این‌ها حمایت کردند. شما ببینید مثلاً جریان «شیطان‌پرستی» در غرب، جریانی است که وقتی سر منشا آن را نگاه می‌کنید که چه کسانی این جریان را به راه انداختند، (حداقل جریان شیطان پرستی جدید که از دهه ۶۰ فعال شده) می‌بینید «آنتوان لاوی» پشت سر آن است.

سرکرده شیطان‌پرستی یک نیروی امنیتی است
آنتوان لاوی رهبر فرقه شیطان‌پرستی کیست؟ عکاس FBI و عامل سازمان CIA است. این فرد آمده جریان شیطان‌پرستی که ظاهراً یک جریان «ضدمسیح» است را راه‌اندازی کرده و کم‌کم این جریان تبدیل به یک جریان شبه عرفانی شده است؛ یعنی از راه‌اندازی کلیسای شیطان‌پرستی تا گروه‌های موسیقی و فیلم‌های هالیوودی، ادبیات، ارتباط با جن و…

احساس خطر غرب از فرقه‌ها
بخشی از این جریانات ناخودآگاه نشات گرفته از سرخوردگی مردم از زندگی صنعتی، جنگ و دین ستیزی غرب بوده و بخشی را هم کشورهای غربی برای حفظ مردم خودشان و سرگرم کردن مردم خودشان فعال کردند. چون یکی از اتفاقاتی که بعد از جنگ جهانی دوم در غرب افتاد این بود که برخی جنبش‌ها پدید آمدند و این جنبش‌ها کم‌کم داشتند صبغه سیاسی پیدا می‌کردند و این برای غرب خطرناک بود. مثلاً «رپ» برای مبارزه با تبعیض نژادی به وجود آمد. این رپ وقتی به وجود می‌آید برای رفع تبعیض نژادی باید با اولین نماد تبعیض نژادی که خود آمریکاست مقابله کند. برای همین آنها سریع ورود کرده و هزینه می‌کنند تا هدف آنها را تغییر بدهند؛ لذا آمدند مثلاً «پانکیسم»، «هیپیزم» و «رپیسم» را تغییر هویت داده و آنها را مدیریت کرده و با هدف‌گذاری مشخص به خارج از مرزهای خودشان صادر کردند. فرقه‌های نوپدید هم همین است.

فرقه‌ها؛ جایگزین اسلام در غرب
برخی از فرقه‌های نوپدید، آمریکایی، آفریقایی، هندی و… هستند که خود غربی‌ها آنها را وارد کشورشان کرده و تکثیر کردند تا بتواند جایگزین تنها انتخاب مردم یعنی اسلام شود. اسلامی که کم‌کم رشد آن برای غرب نگران‌کننده شده بود.

دردسر فرقه‌ها برای غرب
البته این فرقه‌ها برای خود غرب هم درد سر ساز شد و آنها شروع به مبارزه با آنها کردند. مثلا در فرانسه به خاطر خطر فرقه‌ها، قانونی در مجلس تصویب شد و الآن فرانسه برای مبارزه با فرقه‌ها، قانون مشخص و حتی وزیر مشاور در امور ضدفرقه دارد. هر فرقه‌ای در فرانسه آزاد نیست و فرانسه‌ای که مدعی است که مهد دموکراسی و آزادی است، تمام فرقه‌ها را کنترل می‌کند.
در آمریکا در سال ۱۹۷۹ یک گروهی به نام A people temp (معبد مردم) یک سری از مردم آمریکا و سایر نقاط جهان را جمع کرده و به کشور گویان برد. رهبر این فرقه در یک روز دست به خودکشی زد و دستور خودکشی عمومی داد. پس از این دستور ۹۱۳ نفر در یک روز خودکشی کردند. کم‌کم خود غربی‌ها به این نتیجه رسیدند که این‌ها برایشان خطرناک شده‌اند.

تشکیل گروه برای مبارزه با فرقه‌ها در غرب
یک دفعه می‌بینید بنیادهایی در آمریکا شکل گرفت و خود آمریکایی‌ها گروه‌هایی راه انداختند که وظیفه آنها مبارزه با فرقه‌گرایی بود. وقتی خطرات این جریان را احساس کردند و دیدند که این جریان خطرناک است و برای حکومت‌های آنها خطرآفرین خواهد شد، آنها را محدود کردند و قانونی در مجلسشان به تصویب رساندند و به ساماندهی فرقه‌ها همت گماردند.

چرا غرب با فرقه‌ها مبارزه می‌کند؟
چون فرقه‌ها اصولا «شکاف‌زا» و «شکاف‌زیست» هستند؛ پس وحدت ملی هر کشوری را دچار خدشه خواهند کرد. اگر چه در کشورهای غربی با دین مبارزه شد ولی به هر حال مردم بسیاری از این کشورها خود را مسیحی می‌دانند و همین عامل اتحاد است. ولی وقتی در کوچه به کوچه آمریکا فرقه‌های مختلف راه بیفتد و اصلاً هویت امریکایی فراموش شود، این موضوع یک خطر برای امنیت ملی محسوب خواهد شد. برای همین آمریکا آنها را ساماندهی و برخی را محدود کرد؛ با برخی مبارزه و بعضی‌ها را به کل جمع کرد.

فرقه «دیویدیان» و «ماجرای واکو»
شما ببینید وقتی «دیوید کورش» فرقه «دیویدیان» را راه می‌اندازد، به محض اینکه این گروه صبغه سیاسی پیدا کرد و تلاش برای تشکیل حکومت را از اهداف خود بیان نمود؛ آمریکا به آن رحم نکرد و در ماجرایی تحت عنوان «ماجرای واکو» نزدیک به ۱۰۰ نفر از آنها را سوزاند؛ به این بهانه که آنها دست به اسلحه بردند. بر فرض که اینگونه باشد، مگر در ایران فرقه‌ها دست به اسلحه نبردند که شما از آنها حمایت می‌کنید؟

vaco.jpg

vaco2.jpg


پتانسیل فرقه‌گرایی علیه انقلاب اسلامی

خود آمریکایی‌ها احساس کردند که فرقه‌ها می‌توانند عامل مهمی برای مبارزه با وحدت و امنیت ملی و دینی باشند. به همین دلیل وقتی شروع به مبارزه با انقلاب اسلامی کردند یکی از راهکارهایشان استفاده از پتانسیل فرقه‌گرایی بود. باید وحدت ملی ما را در قالب رشد فرقه‌گرایی می‌شکستند. با همین هدف فرقه‌ها را در ایران ترویج دادند.

«عرفان‌های پوچ» در ایران اسلامی
جریانات نوپدید دینی در ایران اسم‌های متفاوتی پیدا کرده است. در ایران به آنها «جنبش‌های نوظهور معنوی»، «نومعنویت‌گراها»، «عرفان‌های وارداتی»، «عرفان‌های پوچ»، «عرفان‌های نوپدید» و… می‌گویند و همه این اسامی یک چیز را به ما می‌رساند و آن اینکه فرقه‌ها خاستگاه ایرانی و اسلامی ندارند. از آنجا که خواستگاه بومی ندارد اسم‌های متفاوتی پیدا کرده و با توجه به کارکردش هر نهاد و مؤسسه‌ای یک اسم خاص را برای آنها تعریف کرده است. ما اسم آن را می‌گذاریم «عرفان‌های پوچ». چون مقام معظم رهبری در یکی از فرمایشاتشان از این واژه استفاده کردند و بحق هم همین است.

ضدیت عرفان‌های نهیلیستی با تمام ادیان الهی
عرفان‌های نهیلیستی عرفان‌هایی هستند که با هیچ کدام از ادیان الهی و حتی همین ادیان تحریف شده هم سنخیت ندارد. این‌ها به هر حال توسط غرب در جامعه ما تزریق و شروع به تبلیغ شد و تلاش شد بستر فرهنگی جامعه ما را یک بستر کاملاً عرفانی (منظور عرفان‌های انحرافی) بکند.

تضعیف عقل‌گرایی و دین‌گرایی؛ ماهیت اصلی فرقه‌ها
خصوصیت عرفان انحرافی این است که عقل‌گرایی را تضعیف می‌کند، دین‌گرایی را تضعیف می‌کند. این عرفان‌ها یک سری شاخص‌های کلی دارند. این‌ها را عرض می‌کنم بعد وارد بررسی برخی از جریان‌ها و اثراتشان در ایران می‌شویم. واقعاً برخی از اثراتی که در دو دهه گذشته بر کشور ما داشته‌اند، وحشتناک است. البته برخی آمارها را نمی‌شود گفت و برخی حرف‌ها را نمی‌شود زد. من به شکل خلاصه آمارهای کوچک را می‌گویم چون نگرانی ایجاد نشود.

تقسیم‌بندی کلی فرقه‌ها
وقتی فرقه‌ها را بررسی می‌کنیم به چند دسته تقسیم می‌شوند:
۱-عرفان‌های هندی
۲-عرفان‌های آمریکایی
۳-عرفان‌های چینی و خاور دور
۴-عرفان مسیحی
۵-عرفان یهود
۶-عرفانهای اروپایی

این چند دسته مهم‌ترین دسته‌های این عرفان‌های نوپدید در دنیا هستند. البته عرفان‌های «آفریقایی» هم هستند اما خیلی مطرح نشدند، چون آفریقایی‌ها رسانه قوی و قدرت تبلیغاتی نداشتند.

وجوه مشترک تمام فرقه‌ها
۱- این جریانات تقریباً وجوه مشترک دارند. اکثر این‌ها «انسان‌محور» هستند، چون «اُمانیستی» هستند. وقتی در این فرقه‌ها تحقیق ‌کنید، می‌بینید همه چیزهایی که می‌گویند مال انسان است، نه انسان برای رسیدن به خدا، «انسان بماهو انسان». آرامش، خلسه، تنهایی، مدیتیشن، تمرکز، خودآگاهی، و حتی خودخدایی و… مسائلی است که هرکدام از این عرفان‌ها ترویج می‌کنند. یعنی همه‌اش برای خود(نفس).
درست است در عرفان اسلامی هم خود لحاظ شده اما خود برای عبور از خود است. حضرت امیر می‌فرماید: «عارف کسی است که نفس را شناخت و آن را پاک کرد و آن را از هرچه که از خدا دورش می‌کند رها کرد.» به قول خواجه شیراز «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است» یعنی خودت را بشناس تا از پتانسیل‌ها برای رسیدن به خدا استفاده کنی اما در شبه‌عرفان‌ها این‌طور نیست. چون آنها خدامحور نیستند، انسان محورند.

۲- مسأله دوم اینکه این فرقه‌ها عمدتاً «ضد معاد» و «تناسخ‌گرا» هستند. یعنی معتقدند که وقتی انسان در این دنیا می‌میرد جسم از بین می‌رود ولی روح باقی است و وارد یک جسم دیگر می‌شود؛ و مدام گردش می‌کند تا به ابدیت نهایی و به تکامل نهایی عالم می‌رسد. برخی هم معتقدند که در یک دوره زمانی روح و جسم با هم از بین می‌روند و تمام می‌شوند؛ یعنی به معاد قائل نیستند.

۳- سومین ویژگی «شریعت‌ستیز» بودن است. عمده فرقه‌ها با شریعت مبارزه می‌کنند، خصوصاً اسلام. فرقه‌ها عمدتاً «شخص‌محور» و «رهبرمحور» هستند. اسلام شخص‌محور نیست؛ «کتاب محور» است. «قانون محور» است، «سند محور» است. «وحی محور» است. ولی در این عرفان‌ها شخص، محور است. مثلاً «اوشو» یک محور می‌شود، فکر اوشو هرچه است با دین و شریعت مبارزه می‌کند. «پائولو کوئیلو» یک شخص است. اینها خیلی مهم است.

۴- این‌ها عموما سعی دارند انسان را از فضای اجتماعی و فضای فعالیت‌های اجتماعی دور کنند. این چهارمین ویژگی است. یعنی «انزواطلبی»، یوگا، مدیتیشن، تمرکز، جلسات خاص خودی و آرام کردن خود. البته برای خام کردن مردم حقه و شگرد هم دارند. یعنی از حربه‌های مختلف استفاده می‌کنند. آنها می‌گویند مگر نماز آدم را آرام نمی‌کند؟ یوگا هم به آدم آرامش می‌دهد! ظاهراً هم ممکن است موقتاً چند وقتی آرام شوی و تسکین موقت به وجود بیاید، اما این دائمی نیست. این‌ها شریعت‌ستیز و شریعت‌گریز هستند؛ نه فقط شریعت اسلام، بلکه از شریعت یهود و مسیحیت هم فرار می‌کنند.

۵- فرقه‌ها عقل‌ستیز هستند و «شست‌و‌شوی مغزی» یکی از مهم‌ترین راه‌کارهاست. چون رهبر یک فرقه می‌خواهد مدیریت کند و همه از او اطاعت کنند، عقل‌گریزند. با عقل مبارزه می‌کنند و سعی می‌کنند فردی را در جامعه‌ بار بیاورند که با عقل مبارزه کند.

۶- «کرامت محور» هستند. یعنی تلاش می‌کنند یک سری کارهای خارق‌العاده را تبلیغ کنند. طی‌الارض و… همین چیزهایی که آقایان به اسم عرفان اسلامی تبلیغ می‌کنند و اشتباه هم هستند و ما مخالفیم؛ چون عرفان اسلامی هدفش این چیزها نیست. مثل طی‌الارض، طی‌الماء، زندگی‌های آسمانی، بشقاب پرنده‌ها و…
در همان فرقه معبد که قبلا ذکر شد این ۹۱۳ نفر برای این خودکشی کردند که بشقاب پرنده‌های آسمانی بیایند روحشان را ببرند. یعنی آن قدر شست و شوی مغزی شده بودند همه باور کردند و با زن و بچه همگی خودکشی کردند. یک جمعیتی خودشان را به طرز وحشت‌ناکی کشتند برای این که به بشقاب پرنده‌های فضایی ملحق شوند.

آزادی فرقه‌ها در دوره موسوم به اصلاحات
در ایران در دو دهه گذشته این جریانات به راه افتاد. از همه عناوینی که مطرح شد می‌توان در کشور پیدا کرد. از فرقه‌های آمریکایی مثل «اکنکار» می‌توانید پیدا کنید از «شمنیسم» تا فرقه‌های هندو مثل «اوشو»، «سای بابا» و «رام الله» که به راحتی آثار، افکار و مریدانشان در ایران پیدا می‌شود. اتفاقی در کشور ما افتاد که ما در حوزه کنترل فکر و اندیشه یک مدیریت مشخص و ساماندهی مشخص نداشتیم و این فرقه‌ها، خصوصاً در دوره اصلاحات رشد کردند. در دوره اصلاحات فضا را باز گذاشتند و هرکه آمد فرقه‌ای وارد این کشور کرد.

هر ایرانی ۲ کتاب فرقه‌ای
برای نمونه وزیر اطلاعات چندی پیش آماری را مطرح کرد مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها برای فروپاشی شوروی ۱۰ میلیون کتاب در شوروی منتشر کردند. اما کتاب‌های عرفانی نوپدید که در ایران چاپ شده آمارشان از صد میلیون عبور کرده است. البته آمار خیلی بالاتر از این رقم‌هاست. تقریباً به ازای هر ایرانی بیش از ۲ کتاب در این زمینه منتشر شده است.
ما در حوزه دینی هم تقریباً کاری نکردیم. کدام کتاب‌ها در ایران به اندازه کتاب‌های پائولو کوئیلو منتشر شده است. کتاب کیمیاگر چاپ پنجاه و هفتم را از یک انتشارات گذرانده است. هفت، هشت ناشر دیگر هم آن را چاپ کرده‌اند. کسی نبوده اینها را کنترل کند؛ کسی نبوده مدیریت کند.

ظاهرا رمان؛ واقعا تبلیغ فرقه و سکس و جادو
ظاهراً رمان است ولی یا تبلیغ «شمینیسم» است، یا تبلیغ عرفان «تولتک» است، تبلیغ عرفان «بی‌شریعت»، تبلیغ «سکس»، تبلیغ «همجنس‌گرایی»، تبلیغ «خودکشی» است و پائولو کوئیلو همه این‌ها را در آثارش تبلیغ می‌کند؛ در «مکتوب»، «کیمیاگر» و…، همچنین تبلیغ «جادوگری و سحر» است. یعنی این نویسنده تمام پایه‌های ادیان الهی را در ذهن مخاطب خود سست می کند.

چه کسی پائولو کوئیلو را به ایران آورد؟
«آرش حجازی» از مرتبطین قتل «ندا آقا سلطان» در جریان اغتشاشات ۸۸٫ اصلاً آثار پائولو کوئلیو در ایران توسط آرش حجازی ترجمه شد. من معتقدم اینها توطئه بوده و به دنبال گسترش این تفکر در یاران بوده و هستند. سپس آرش حجازی با کمک آقای «مهاجرانی»، پائولو کوئلیو را به ایران دعوت کردند. خود کوئلیو در ایران اظهار داشت که یکی از مهم‌ترین کشورهای دنیا که آثارش در آن منتشر شده ایران است. این فرهنگ برای بچه‌های ما جا افتاد… اینها فرهنگ را عوض کرده است. در سراسر ایران هر فرقه‌ای می‌آید یک عده به آن جذب می‌شوند.

paulo.jpg


اینترنت، بستر فرقه‌ بازی

در کشور ما اینترنت در حوزه اعتقادات کاملا رهاست. ما بستر اینترنت را آماده کردیم مثل استخر؛ اما به بچه‌هایمان شنا یاد نداده آنها را به استخر انداختیم. هرکه توانست شنا کند از آن طرف بیرون می‌آید و هرکس نتوانست غرق می‌شود. در حوزه فرقه‌ها امروز چند هزار وبگاه فرقه‌ای مشغول فعالیت هستند. اگر جریان «ریکی» را به عنوان یک جریان فراعلم در اینترنت جستجو کنید، بالای یک میلیون صفحه فارسی پیدا می‌شود. اینها را کسی در کشور ما رصد نکرده و برای مقابله با آنها قانون‌گذاری نشده است.

کلاس‌های بدون مجوز اما آزاد
اتفاق عجیب دیگر در این حوزه این بود که پس از ورود این فرقه‌ها به کشور آنها آمدند در ایران شروع به برگزاری کلاسهای آموزشی کردند. شما برای هرچیز که بخواهی کلاس بگذاری باید مجوز بگیری اما اینها بدون گرفتن مجوز در سراسر کشور دوره آموزشی گذاشتند؛ و پول جمع کردند.

تجارت معنویت
یکی از اهداف غرب برای گسترش فرقه‌ها در دنیا تجارت معنویت است. تجارت معنویت یکی از پرسودترین تجارت‌های دنیاست. همین کتاب‌های عرفانی که در ایران منتشر شده بود سودش به جیب چه کسی رفته است؟ رسانه‌هایی که از این فرقه‌ها تغذیه می‌شوند چقدر درآمد دارند؟ در ایران علاوه بر کسب درآمد، شبکه‌سازی هم کرده و بستر را آماده کردند. بچه‌های ما را بردند و محفل آموزشی راه انداختند. در دانشگاه‌ها و قشر جوان ما عرفان اسلامی گسترش پیدا نکرد و این عرفان‌های غربی و شرقی شدند بستر و زمینه برای تغییر هویت ایرانی.
جوان ما که وارد این فرقه‌ها می‌شود، شریعت‌گریز که شد به شریعت‌ستیزی می‌رسد و پس از آن اسلام‌ستیز می‌شود و کتابش به جای قرآن می‌شود پائولو کوئلیو، کاستاندا و… بعد می‌بینید جوان ما دیگر سراغ معارف دینی نمی‌رود و دچار مشکل می‌شود. بعد مشکلات جامعه کم‌کم شروع می‌شود.

پروژه بومی‌سازی فرقه‌ها
به دنبال آمدن این فرقه‌ها یک عده انسان‌های حقه‌باز می‌آیند و شروع می‌کنند از آنها بهره گرفتن و این فرقه‌ها را بومی‌سازی می‌کنند. یعنی ما فرقه «رام الله» را در هند داریم، در ایران هم یک نفر می‌آید این فرقه را ترویج می‌کند. یکی می‌آید «عرفان کیهانی» که چند دهه است در غرب مطرح شده را به اسم «عرفان حلقه» در ایران مطرح می‌کند و کلی پول می‌گیرد که محتوای سکولار آموزش بدهد. اینها در کشور ما یک واقعیت است. شیطان‌پرستی هم همین‌طور است. نمادهایشان، آثارشان، کتاب‌هایشان، تبلیغاتشان همه هستند. در دبیرستان هستند، در دانشگاه ها، خیابان ها، رسانه ها و متسفانه همه جا هستند و بهراحتی در حال تبلیغ.

خلا قانونی
مهم‌ترین مشکل ما این است که ما قانونی برای مقابله با فرقه‌ها نداریم. یعنی امروز هر کسی مدعی شود و یک فرقه را راه بیاندازد به این جرم نمی‌شود او را دستگیر کرد مگر یک جرم ثانویه پیدا شود. یعنی اگر کسی امروز ادعای پیغمبری کند و یا ادعای خدایی کند چه کسی باید با او برخورد کند؟ دستگاه‌های امنیتی او را می‌گیرند ولی کجا باید ببرندش؟ قانون نداریم. قوه قضائیه خیلی وقت‌ها اینها را رها می‌کند. تازه ترس طرف ریخته می‌شود و به مریدانش می‌گوید من رفتم با نظام هم مقابله کردم. فلان وزیر و وکیل هم مریدم بودند. ۴ تا دروغ هم می‌گوید. مریدانش هم معتقدتر می‌شوند. این فرقه‌ها الآن در ایران خطراتی را دارند که این خطرات دارد برای جامعه مشکل‌ساز می‌شود.
بعضی از آقایون می‌گویند این حرف‌ها را نزنید ولی من معتقدم این حرف‌ها باید زده شود که بفهمیم دور و برمان چه می‌گذرد و مردم خطر را بشناسند و خانواده‌ها بچه‌هایشان را کنترل کنند.

مهم‌ترین خطرات فرقه‌ها
۱- مهم‌ترین خطری که این فرقه‌ها برای کشور ما دارند مشکل «تضعیف دین» ماست. یعنی مبارزه با دین یکی از ویژگی‌های این فرقه‌ها در کشور ماست.
۲- دوم به دلیل «شکاف‌زا بودن»، امنیت و وحدت ملی را برهم می‌زنند.
۳- سومین خطر فرقه‌ها برای کشور ما «تضعیف بنیان خانواده» است. فرد فرقه ای هویت خود را درون فرقه تعریف می کند و حتی برای رهبر فرقه حاضر است خانواده خود را فدا کند. بگذریم از سوء استفاده‌های اخلاقی که معمولا در اکثر فرقه‌ها فراوان مشاهده می شود.
۴- چهارم گسترش «جاسوسی و اقدامات خرابکارانه، قتل و غارت» و…است. چون وقتی کسی وارد یک فرقه شد دیگر تعهدی نسبت به اجتماع ندارد و تعهدش نسبت به فرقه می‌شود. به همین دلیل با مخالفین می‌جنگد و قتل‌های فرقه‌ای در کشور کم‌کم رواج پیدا می‌کند و جنایت‌های سازماندهی شده در کشور اتفاق می‌افتد و یک مشکل امنیتی برای حکومت و مردم به وجود می‌آورد.
۵- خطر پنجم «کاهش رشد تولید علم» است. چون وقتی دانشجو سرگرم این جریانات شد از پرداختن به علم باز می‌ماند. معمول بچه‌هایی که گرایشات فرقه‌ای داشتند اگر بچه‌های زرنگی هم بودند بعدها دچار مشکلات درسی خیلی جدی شدند.
۶- خطر ششم «کاهش ازدواج» است. وقتی ارتباطات جنسی آزاد و خلاف زیاد می‌شود قطعاً ازدواج کاهش می‌یابد.
۷- خطر هفتم افزایش «بدحجابی و مفاسد اخلاقی» در جامعه است.
۸- خطر هشتم «برهم خوردن توازن اقتصادی» خانوارها و جامعه است. یعنی خیلی‌ها از طریق همین فرقه‌ها سرمایه و دارایی خیلی‌های دیگر را می‌گیرند. خیلی‌ها به عنوان کرامت، دعا و خیلی چیزهای دیگر پول‌ها و زندگی‌هایشان را خرج این آدم‌ها کرده‌اند و دچار مشکلات اقتصادی شده‌اند.
۹- «خورده فرهنگ‌ها» خطر نهم است که بر آن اساس اصلاً فرهنگ عوض می‌شود. یکی از کارکردهایشان این است که فرهنگ را عوض می‌کنند و خورده فرهنگ‌ها را جایگزین فرهنگ‌های ناب اسلامی می‌کنند.
برای مبارزه با این کارکردها نظام باید راهکارهای جدی را تدبیر می‌کرده ولی تا حالا راهکارهای جدی انجام نشده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوباتی را داشته ولی به آن عمل نشده است. به هر حال امروز ما با این فرقه‌ها طرف هستیم. فرقه‌هایی که دارند هویت ما، دین ما، خانواده و فرزندان ما را می‌برند.

آسیب‌های اجتماعی و روانی
عمده کسانی که جذب فرقه‌ها شده‌اند کسانی هستند که آسیب اجتماعی دیده‌اند. ما به آنها آسیب دیدگان اجتماعی می‌گوئیم. کسانی که دچار خلل‌های روحی، شکست‌های خانوادگی، شکست‌های اجتماعی، مشکلات سیاسی معمولاً این آدم‌ها هستند که جذب فرقه‌ها می‌شوند.
در این فرقه‌ها آدم نرمال کمتر پیدا می‌کنید و باید این موضوع در رسانه‌ها جا بیفتد باید ناهنجاری فرقه‌‌ها جابیفتد. یعنی مردم احساس کنند که وقتی کسی برود سمت فرقه‌ها آدم مشکل‌داری است؛ واقعاً هم همینطور است. از نظر روانشناسی هم آدم‌هایی که ثبات شخصیت ندارند، ثبات اعتقادی ندارند. آدم‌های باثبات معمولاً سراغ آنها نمی‌روند و آدم‌های رها به این سمت‌ها می‌روند و جذب می‌شوند.

نفوذ در معماری و شهرسازی
به هر حال این پوسته و این فعالیت، فعالیت جدی بوده و برای ما خطرناک است و خطرات جدی را در جامعه در پی دارد. شما در همه جا فعالیت‌ها و نمونه کارهایش را می‌بینید حتی در معماری شهر تهران نمادهای آنها را می‌بینیم.

چند آمار از فرقه‌ها
- جریان‌های نوپدید قابل مرزبندی نیستند. چون خیلی‌هایشان جریان فکری‌اند.
- این جریانات همه جا هستند و از طریق رسانه‌ها منتشر می‌شوند.
- در شهرها و مراکز استان‌ها بیشترند و در مناطق مرفه زیادتر و در مناطق مستضعف‌نشین کمتر دیده می‌شوند.
- بیشترین رشد و توسعه آنها در دانشگاه‌هاست.
- بیشتر فرقه‌ها در تهران شکل می گیرند.
- بستر عمده تبلیغ آنها کتاب و رسانه است.
- نود درصد مخاطبین این فرق قشر جوان هستند.
- امروز از دبیرستان‌ها گرفته تا دانشگاه‌ها آنها حضور دارند.
- یکی از مشکلات قضایی برای برخورد با این فرق، تخصصی نبودن قضات ما و آشنا نبودن آنها با این موضوعات است. حتی خیلی از مسئولان کشور و مدیران میانی این خطرات را نمی‌شناسند؛ حق هم دارند؛ چون درست آموزش ندیده‌اند.
- خیلی وقت‌ها خود دستگاه فرهنگی مروج این‌ها هستند. امروز ما در فرهنگسراهای تهران با این معضل رو به رو هستیم. در فرهنگسراهای تهران خیلی از دوره‌های آموزشی مثل خنده‌درمانی و… رسماً برگزار می‌شود. در برخی از این فرهنگسراها کلاس‌های مدیتیشن و تمرکز برگزار شده است. البته مسئولین بنای کنترل آنها را دارند.
- مردم معمولاً اول مقاومت می‌کنند ولی فرقه‌ها بومی‌سازی کرده‌اند. یعنی ابتدا با دین مبارزه نمی‌کنند و به اسم عرفان شروع به کار می‌کنند. شما اگر سر این کلاس‌ها بروید ممکن است جذب شوی. مثلاً مردم ما نسبت به «بهائیت» حساس هستند و آن را یک فرقه ضاله انحرافی دانسته و با آن مقابله می‌کنند ولی چون این فرقه‌ها با اسم عرفان جلو می‌آیند و مردم ایران نیز عرفان‌دوست هستند، سریع به آن جذب می‌شوند و در مناطق مختلف کشور ما هرجا رسانه وجود دارد این‌ها هم هستند.
- تعداد این فرقه‌ها در حال حاضر به ۳۵۰۰ فرقه در دنیا می‌رسد و در ایران اگر بخواهیم آثار اینها را ببینیم آنهایی که از چند کتاب چاپ شده است تا آنهایی که خیلی قوت دارند یعنی از ضعیف‌ترینشان تا قوی‌ترین‌شان که فکر یا فرقه‌اش در ایران آمده حدود ۱۰۰فرقه می‌شوند.

از شیطنت‌ها تا کم‌کاری رسانه ملی
تأثیرگذار‌ترین رسانه‌ها قطعاً «رسانه ملی» است. ما نسبت به رسانه‌ها در این زمینه به شدت منتقد هستیم. یعنی صدا و سیما نه تنها با این جریانات مقابله نکرده، بلکه به این جریانات دامن زده است. برای نمونه روزی که آقای احمدی‌نژاد به برزیل رفت اخبار ساعت ۲۱ شب یک طرحی را زد و نوشت «برزیل، ریودوژانیرو شهر پائولو کوئیلو»؛ یعنی صدا و سیمای ما نماد برزیل را پائولو کوئیلو می‌داند در حالی که پائولو نماد انحراف است.
یا صدا و سیما در خیلی از فیلم‌ها و سریال‌ها دارد تبلیغ «یوگا» و «مدیتیشن» می‌کند و بعد وقتی علیه فرقه‌ها برنامه‌ای ساخته می‌شود به آزار دست‌اندرکاران این برنامه‌ها دست می‌زنند. برای مثال یک برنامه که خیلی مردم از آن استقبال کردند و درخواست ادامه آن را دادند؛ چون برای خانواده روشنگری بود. این برنامه اصل جریانات فرقه‌ای را بررسی کرد. اما ادامه این برنامه در راهروهای صدا و سیما معطل مانده است. ظاهراً مسولان رسانه ملی هنوز زمان پخش برای آن پیدا نکرده‌اند.

نفوذ فرقه‌گراها در سازمان صداوسیما و برخی نشریات
من معتقدم دست‌هایی در صدا و سیما در کار است که نمی‌خواهد امثال این برنامه‌ها پخش شود؛ چون هر برنامه‌ای که به این صورت ساخته می‌شود توسط یک سری از عوامل جلوی آن گرفته می‌شود.
- سایر رسانه‌ها هم به گونه‌ای دیگر، برای مثال روزنامه‌ها و به خصوص مجلات تا توانستند به این جریانات دامن زدند و برای آنها تبلیغ کردند. یکی دو دهه اخیر در مجلات ما پائولو کوئیلو پشت جلد مجلات بوده است.
- خیلی از روزنامه‌های رسمی تبلیغ اینها را کردند. همین رهبر فرقه «عرفان حلقه» با کلی از روزنامه‌های رسمی ما مصاحبه کرده است. چون ارباب جرائد ما اولاً آموزش ندیده‌اند و دوماً دلشان می‌خواهد هر خبری را بزنند.
- در حوزه رسانه‌های فضای مجازی هم فضای وب ما رهاست.
- باید یک جایی در نظام اینها را روزانه رصد کرد. صدها وبلاگ «متال» وجود دارد که به صورت فارسی در زمینه ترویج شیطان‌پرستی فعالیت می‌کنند. قسمتی از آنها فیلتر شده‌اند ولی عمدتاً باز هستند و دارند تبلیغ مهمترین شخصیت‌های شیطان‌پرستی و «ضدخدا» را می‌کنند.

بازوی انتشاراتی فرقه‌ها
در حوزه نشر کتب مروج عرفان‌های نوپدید باید گفت که معمولاً ناشرانی که این آثار را چاپ می‌کنند ناشرهای لیبرال و سکولار بوده‌اند. برای مثال نشر «کاروان» یک نشر کاملاً ضددینی است. مدیر این انتشارات «آرش حجازی» یک آدم کاملاً سکولار بود و امروز هم در دامن صهیونیست‌هاست. در حال حاضر مهم‌ترین ناشری که این کتب را منتشر می‌کند و از اول تا آخرش کتب فرقه‌ای است و خودش وابسته به یک فرقه است، انتشارات «جیحون» است. انتشارات (جیحون آبادی سابق) وابسته به یک فرقه به نام «مکتب» است. این انتشارات تمام کتاب‌های ضاله را منتشر می‌کند. یعنی کارش توسعه مسیحیت و عرفان‌های نوپدید است و چون قدرت دارد با او کاری ندارد.

چه باید کرد؟
درست است که ما نباید اذهان مردم را مشوش کنیم و آنها را بترسانیم ولی باید مردم را هوشیار کنیم. امروز هرکس که ذهن خالی را زودتر پر کند برنده است. ما در بحث معرفت دینی هیچ کاری نکرده‌ایم. مسیحیان امروز در کشور ما خانه به خانه انجیل توزیع می‌کنند؛ اما الان ما یک کتاب کوچک محتوایی که اعتقادات ما را بیان کند و توزیع ملی شده باشد نداریم که آن را مثلاً سالی یک بار به همه خانواده‌های ایرانی بدهیم و عمده این مشکلات ضعف کارکرد روحانیت است. ما مدیریت نداریم و یک سیستم رصد جامع برای این موضوع در نظر گرفته نشده است.
اگر حوزه علمیه نجنبد به فرموده رهبر انقلاب یا منزوی می‌شود یا خواهد مرد. می‌شود حوزه علمیه حلّه که یک روز رونق بین‌المللی داشت و امروز خبری از آن نیست. حوزه علمیه‌های امروز کارکردهای مناسبی را در مواجه با جریانات اجتماعی ندارد. حوزه باید بیاید وسط میدان و حرکت اجتماعی خودش را شروع کرده و در جامعه موج ایجاد کند و مدیریت دینی مردم را به عهده بگیرد. اصلا من معتقدم اگر وزارت ارشاد و برخی دستگاه‌ها در حوزه دین دخالت نکنند و تعطیل شوند ضررش کمتر است.

دسته بندی : جنگ نرم 

تاریخ : چهارشنبه، ۳۰ تیر ۱۳۸۹
: 51 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

یکی از اعضای سابق حلقه شعور کیهانی توسط عوامل این فرقه ترور شد.

به گزارش مشرق به نقل از «جوان آنلاین»، این عضو فرقه پس از آنکه در عقاید این گروه دچار تشکیک شده و از ادامه فعالیت در حلقه سر باز زده بود ،توسط عوامل بنیانگذاراین فرقه ترور شده است . تروری که البته با نجات جان این فرد، ناکام ماند.
این تشکیلات که در رده عرفان های نوظهور طبقه بندی می شود، مدتهاست با استفاده از ناآگاهی برخی از لایه های جامعه به فعالیت و عضو گیری پرداخته که با برخورد نهادهای ذیربط نیزمواجه شده است. ازسوی دیگر بنیانگذار این فرقه بارها توسط نهادهای مسئول دستگیر شده و به جرم خود مبنی بر شیادی و کلاهبرداری اعتراف کرده است. گفتنی است از سوابق برخی اعضای این فرقه این طور استنباط می شود که بعضی از آنان در ارتباط تشکیلاتی با برخی سرویس های جاسوسی غربی می باشند و راه اندازی تشکیلات اینچنینی تحت عنوان حلقه شعور کیهانی به سفارش این سرویسها و در هماهنگی کامل با فرقه ضاله بهائیت بوده است چه اینکه نهایت آموزشهای این حلقه به فرقه ضاله بهائیت ختم می شود.

برچسب ها : برچسب ها: ،