کلام رهبر

دسته بندی : سیاسی, ولایت فقیه, پژوهش 

تاریخ : دوشنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۹۰
: 179 بازدید
۵ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

سخنرانی استاد علی غلامی در باره ولایت فقیه (جلسه چهارم از سلسه جلسات) – دی ماه ۱۳۸۸

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)

دریافت فایل صوتی سخنرانی

 

تاریخ : یکشنبه، ۱۰ بهمن ۱۳۸۹
: 58 بازدید
۴ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

سلام

بهمن ماه است و ماه انقلاب اسلامی و چه خبر است در این کشورهای اسلامی ، انگار همه می خواهند حکومت اسلامی واقعی را تحقق ببخشند.

روزنامه ها را یادتان هست؟ چه تیترهایی… ” شاه رفت ” … ” امام آمد ” …

عده ای بعد از انقلاب فکر می کردند می توانند سریع همه آرمان های انقلاب اسلامی را به سر انجام برسانند ، وقتی دیدند کار زیادی پیش روست و سختی دارد ، باید از منافع شخصی و مادی و حزبی گذشت و… بریدند ، عده ای هم بریدند و چیزی بروز ندادند تا همین سال ها…

انگار گذشت زمان خیلی چیزها را روشن  می کند و حوادث غربالگری را به عهده دارد … فتنه ۸۸ عجب غربالی بود !

موج بیداری اسلامی مصر و تونس را تکان داد

چند پاراگراف از وصیت نامه امام را برایتان می نویسم که اگر خواستید بیشتر و پس و پیشش را بخوانید لینک وصیت نامه کامل امام خمینی(ره) در لینک های بالای سایت موجود است ، فیلم و صوتش نیز هست ، بی نصیب نمانید که ضرر می کنید.

اما ببینیم حضرت روح الله چه فرموده :

و ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانه‌های گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی، ‌ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور می‌دهند متهم می کنند. کدام افتخار بالاتر و والاتر از اینکه امریکا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگهای جنگی‌اش و آنهمه دولتهای سرسپرده‌اش و به دست داشتن ثروتهای بی پایانِ ملتهای مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه‌های گروهی، در مقابل ملت غیور ایران و کشور حضرت بقیه الله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمی‌داند به که متوسل شود! و رو به هرکس می‌کند جواب رد می‌شنود! و این نیست جز به مددهای غیبی حضرت باری تعالی ـ جلَّت عظمتُه ـ که ملتها را بویژه ملت ایران اسلامی رابیدار نموده واز ظلمات ستمشاهی به نور اسلام هدایت نموده.

من اکنون به ملتهای شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می‌کنم که از این راه مستقیم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غربِ ستمگرِ کافر وابسته است، بلکه به صراطی که خداوند به آنها نصیب فرموده است محکم و استوار و متعهد و پایدارً پایبند بوده، و لحظه‌]‌ای‌[ از شکر این نعمت غفلت نکرده و دستهای ناپاک عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر از خارجی، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند؛ و بدانند  که هرچه رسانه‌های گروهی عالم و قدرتهای شیطانی غرب و شرق اشتلم می‌زنند دلیل برقدرت الهی آنان است و خداوند بزرگ سزای آنان را هم در این عالم و هم درعوالم دیگر خواهد داد.  «إنَّه ولی النِّعَم وبِیدِه ملکوتُ کلِّ شیءٍ».

.... جلوتر که می روی باز یک پاراگراف خیلی دقت لازم دارد :

آنهایی که زود بریدند و گفتند این آن انقلابی که گفتند نبود ... این انقلاب به نتیجه نمیرسد ... بعد از امام کار انقلاب تمام است و... بخوانند:

اینجانب نصیحت متواضعانة برادرانه می‌کنم که آقایان محترم تحت تأثیر اینگونه شایعه‌سازیها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت نمایند. و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواه بقیة الله ـ روحی فداه‌ ـ یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکی از دو قطب قدرت به حکومت می‌رسد و محرومان جهان، که به اسلام و حکومت اسلامی رو[ی] آورده و دل باخته‌اند، مأیوس می‌شوند و اسلام برای همیشه منزوی خواهد شد؛ و شماها روزی از کردار خود پشیمان می‌شوید که کار گذشته و دیگر پشیمانی سودی ندارد. و شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همة امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه‌ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان‌شاء‌الله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یکروزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوششها و فداکاریها ستمکاران سرکوب و منزوی می‌شوند. و اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامیهای منحرف، آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فرا گیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فانّا لله و انّا الیه راجعون.

… آی مسلمانان به پا خیزید :

وصیت من به همة مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرتهای خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند. ما و شماها لااقل در این صد سال اخیر، که بتدریج پای قدرتهای بزرگ جهانخوار به همة کشورهای اسلامی و سایر کشورهای کوچک باز شده است مشاهده کردیم یا تاریخهای صحیح برای ما بازگو کردند که هیچ ‌یک از دوَل حاکم بر این کشورها در فکر آزادی و استقلال و رفاه ملتهای خود نبوده و نیستند؛  بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان یا خود به ستمگری و اختناق ملت خود پرداخته و هر چه کرده‌اند برای منافع شخصی یا گروهی نموده؛ یا برای رفاه قشر مرفه و بالانشین بوده و طبقات مظلوم کوخ و کپرنشین از همة مواهب زندگی حتی مثل آب و نان و قوت لایموت محروم بوده، و آن بدبختان را برای منافع قشر مرفه و عیاش به کار گرفته‌اند و یا آنکه دست نشاندگان قدرتهای بزرگ بوده‌اند که برای وابسته کردن کشورها و ملتها هر چه  توان داشته‌اند به کار گرفته و با حیله‌های مختلف کشورها را بازاری  برای شرق و غرب درست کرده و منافع آنان را تأمین نموده‌اند و ملتها را عقب مانده و مصرفی بار آوردند و اکنون نیز با این نقشه در حرکتند.

و شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عُمال سرسپردة آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم می‌کنند از کشور خود برانید؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همة مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همة مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که خداوند تعالی وعده فرموده است.

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۲۸۵

ملت مصر باید این مطلب را بداند که اگر قیام کند برخلاف این توطئه‏ ها، همان طورى که ایران قیام کرد، آنجا هم پیروز خواهد شد. ملت مصر از حکومت نظامى نترسد و به او اعتنا نکند و همان‏طور که ایران حکومت نظامى را شکست و به خیابانها ریخت، آنها هم بشکنند و به خیابانها بریزند و این تفاله‏هاى امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پاى خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزى است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت. باید قدرت را نشان دهد و اعتناى به این حکومت نظامىِ برخلاف همه موازین نکند و بشکند این حکومت نظامى را و به خیابانها بریزد و این دولتى [را] که مى‏خواهد با سرنیزه با اسلام مخالفت کند و به صراحت مى‏گوید که هرکس که به اسلام وفادار باشد او را سرکوب مى‏کنیم، [از بین ببرد.] این تکلیفى است براى ملت مصر، براى علمایى که وابسته به حکومت نیستند. این تکلیفى است براى علما. علماى مصر بپا خیزند و براى خاطر خدا، از اسلام دفاع کنند. چه عذرى است براى علماى مصر که اعلام ضدیت با اسلام را- این حکومت قبل از آمدنش به سرکار اعلام کرده است که هرچه با اسلام ربط داشته باشد ما او را سرکوب مى‏کنیم- چه عذرى است براى علماى اسلام در مصر که نشسته‏اند و گوش مى‏کنند تا اینکه اینها دوباره غلبه کنند؟! امروز شما پیروزید.

ملت مصر امروز قدرت دستش است .. ارتش معلوم نیست که با دولت باشد، مگر آنهایى که جیره خوار امریکا هستند. ارتش مصر توجه کند به اینکه اگر بخواهد پشتیبانى کند از این حکومتى که اعلام کرده است که من تابع امریکا هستم و اسرائیل و من هرکس دم از اسلام بزند او را خفه می ‏کنم، این ننگ را به خودش، ارتش مصر راه ندهد و مهلت ندهد تا بعد از این، باز اسرائیل بیاید و به شما حکومت کند، و اسرائیل و امریکا مقدرات شما را در دست بگیرند.

ارتش عراق چه بهره‏ اى برد از این کار؟.خطاى صدام که به واسطه خدمتگزارى به امریکا و خدمتگزارى به اسرائیل، که از ایران صدمه دیده بودند، به ایران حمله کرد، ارتش عراق چه بهره‏اى از این برد؛ جز اینکه هزاران نفر از افرادش در اینجا کشته شدند؟ ارتش عراق که مى‏بیند ملت عراق با این حزب فاسد، با این حزب کافر مخالف است، او هم مخالفت کند و دیگر اجازه ندهد بیش از این جوانانشان کشته بشود. ما و ارتش ما نمى‏خواهیم که جوانان مسلمین که با فشار به ایران مى‏آیند براى اینکه عمل کنند بر طبق افکار فاسد صدام، کشته بشوند. ما همه ملت اسلام و جوانان اسلام را دوست داریم و مى‏خواهیم که به راه حق و به راه اسلام و به راه ملتهاى خود سیر کنند. ارتش عراق چرا نشسته و صدام دارد مملکت عراق را تباه مى‏کند و ارتش عراق را تباه مى‏کند و اسلام را زیر پا مى‏گذارد؟ ارتش عراق، ملت عراق، بپا خیزید و این تفاله‏ها را بیرون ریزید! همه ملتهاى اسلام باید قیام کنند و راه حق را به پیش بگیرند. همه دولتها باید برگردند و خاضع بشوند در مقابل ملت. البته از صدام گذشته است؛ مثل اینکه از سادات هم گذشته بود ..

…. امروز موج بیداری اسلامی دارد ملت های مسلمان و کشورهای اسللامی و کل جهان را در بر می گیرد … غافل نمانیم ، راستی می دانید اکنون در کشورهای مسلمان که خیلی هم دور نیستند چه خبر است؟


- دیدگاه رهبر انقلاب درباره مقابله ملت مصر با رژیم حاکم

- گونه شناسی حوادث تونس و مصر در گفتگو با حسن عباسی

- نماز جمعه مصر، رسانه ای موثرتر از توییتر و فیس بوک

- آیا انقلاب اسلامی در مصر و کشورهای عربی تکرار می‌شود؟

- سقوط حکومت فرعون؛ سایه مبارک روی کار آمد + زندگینامه

- قطع کامل اینترنت توسط دولت مبارک + نمودار

تاریخ : چهارشنبه، ۵ آبان ۱۳۸۹
: 90 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در شهر قم درباره لزوم توجه محتوایی به عملکرد فرقه‌ها و شبه‌عرفانهای نوظهور و همین طور اشاره و تاکید مکرر ایشان در مدت اخیر رئیس موسسه فرق و مذاهب قم در گفتگوی اختصاصی با مشرق به تشریح برخی ابعاد این ماجرا پرداخته است.
حجة‌الاسلام والمسلمین جواد محرابی با توجه به کلیدواژه‌های سخنان رهبر معظم انقلاب در قم و در تشریح برخی حقایق در مورد جریان‌های موجود به نقش فرقه‌ها در مسائل فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای و همین‌طور کارکرد سیاسی و امنیتی آنها اشاره داشته است.
نفوذ عوامل فرقه‌ای در سازمان‌ها و ارگان‌های حساس و در دست گرفتن عنان مدیران میانی در بسیاری از نهادها از جمله اشارات وی درباره عملکرد زیرزمینی اعضای فرقه‌های نوپدید و شبه‌عرفان‌هاست.
ماحصل این گفتگو را با هم مرور می‌کنیم.

اشاره
دو ثمره مهمی که انقلاب اسلامی در دنیا داشت یکی ترویج «روحیه انقلابی‌گری» بود؛ چنانکه نه‌تنها مسلمانان، بلکه غیرمسلمانان را برای مبارزه با استکبار علم کرد و موجی در دنیا به راه انداخت و جنبش انقلابی‌گری را در بین مسلمین و غیر مسلمانان زنده کرد.
مسأله دومی که انقلاب توانست در دنیا جا بیندازد و کم‌کم ملت‌ها به دنبال آن رفتند، مسأله «معنویت‌خواهی» بود. انقلاب اسلامی ایران خلأ معنوی بسیاری از جریان‌ها را پر کرد و کم‌کم غرب و شرق دچار مشکلی با عنوان «پدیده رشد اسلام ناب» شدند. این باعث شد که یک مبارزه جدی علیه انقلاب اسلامی در دنیا شروع شود. جنس‌ مبارزه هم متنوع بود. یک بار جنگ سخت بود که جنگ تحمیلی از این دست بود و امروز «جنگ نرم».
دشمن پس از شکست در جنگ تحمیلی جنگ جدیدی را شروع کرد و اصطلاحاً وارد فاز جنگ نرم شد. مهمترین هدف دشمن نیز در این جنگ «تغییر هویت» است. یکی از راهکارهای تغییر هویت، تغییر مذهب است؛ چون یکی از عوامل همگرایی و هویت، مذهب است. این انقلاب یک حرکت شیعی با رویکرد انقلابی است. اساسا مهمترین ویژگی تشیع روحیه‌ی عاشورایی و ظلم ستیزی آن است. برای مبارزه با این روحیه راهکارهای متفاوتی ارائه شد. یک بخشی از این تهاجم، تهاجم اعتقادی بود که به آن توجه جدی نشد. ما روی تهاجم اخلاقی خیلی مانور می‌دهیم. الآن شما با یک مسئول صحبت کنید و بگویید تهاجم فرهنگی اولین چیزی که از تهاجم فرهنگی به ذهنشان می‌رسد فیلم مبتذل، CD مبتذل، سایت‌های مستهجن در اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای و نهایتاً فارسی۱ است. اینها را به عنوان تهاجم فرهنگی می‌بینند. ولی اگر کسی دقیق نگاه کند می‌بیند در زیر پوست جمهوری اسلامی یک تهاجم اعتقادی راه افتاده است. یعنی تهاجمی برای تغییر اعتقاد شکل گرفت.

مراحل تهاجم
این تهاجم دو مرحله دارد. اول مرحله آشکار و مستقیم یعنی تلاش برای تغییر مذهب؛ یعنی مسیحی‌سازی، بهایی‌سازی، وهابی‌سازی و صوفی‌سازی. اما در فاز دوم که تقریباً از سال ۷۶ – ۷۵ خیلی علنی‌تر شد و شدت بیشتری گرفت و فاز خیلی مهمی بود که من از آن به عنوان بزرگترین خطر در حوزه جریان‌های فرقه ای و فرهنگی یاد می‌کنم، جریانی به عنوان معنویت‌گرایی بود؛ البته نه آن معنویت که انقلاب اسلامی ترویج می‌کرد، بلکه یک جریانی از معنویت‌های «پوچ»، معنویت‌های «سکولار»، معنویت‌های «بی‌شریعت».

هدف تهاجم
یک هدف کلان مبارزه با انقلاب اسلامی بود. اما هدف مشخصی که در داخل کشور آن را دنبال می‌کرد، جایگزینی اسلام «شبه‌عرفانی» با اسلام «شریعت‌محور» و «فقیه محور» بود؛ که نهایتا منجر به تضعیف روحیه انقلابی(عاشورایی و مهدوی) می‌شد.
این جریانات که امروزه در غرب به آنها جریانات نوپدید دینی(new religious movement) گفته می‌شود در ایران با نام‌های مختلف و فرقه‌های گوناگون تکثیر شد و توسعه یافت.

چه شد که این جریان در غرب به وجود آمد و چه شد به کشور ما وارد شد؟
بعد از جنگ جهانی دوم یک اتفاقی در غرب افتاد و آن هم خلأ جدی معنویت بود. می‌دانید که در جنگ‌ها مردم درگیر هستند و در درگیری‌ها احساس کمبود نمی‌کنند. یعنی جنگ انسان‌ها را متحد می‌کند. اما بعد از جنگ خلأهای اعتقادی، سیاسی و فرهنگی به وجود می‌آید. غرب هم که بنیان و اساسش بر مبارزه با دین شکل گرفته است. یعنی دنیای «لیبرال» امروز، با دین مبارزه کرد تا خودش را شکل دهد. خب این دنیای لیبرال خودش دین را تضعیف کرده بود، بعد مردم تشنه معنویت شدند. وقتی تشنه معنویت شدند، گرایش‌هایی در غرب شروع شد. یک سری از جریانات عرفانی و فرقه‌های کوچک عرفانی بومی شروع کردند به تبلیغات گسترده در غرب. هرچقدر هم رسانه‌ها گسترش پیدا کردند اینها هم گسترش پیدا کردند. کم کم سرو کله فرقه‌های شرقی هم پیدا شد.

حرکت ابتدائی فرقه‌ها از شرق آسیا به غرب
این گروه با گسترش فرهنگ شرق یعنی فرهنگ هند و اقتصاد و حتی سینمای بالیوود رشد کردند و تاثیرات خود را بر غرب گذاشتند. یا پس از گسترش اقتصاد کشور چین فرقه‌های چینی نظیر «ذن»، «فالون دافا» و … نیز در غرب رشد پیدا کردند و منطقه به منطقه مردم را تحت تاثیر قرار دادند.
کلیسا و مسیحیت هم که تضعیف شده بود و توان مقابله با این جریانات را نداشتند؛ البته خیلی از حکومت‌ها هم از این‌ها حمایت کردند. شما ببینید مثلاً جریان «شیطان‌پرستی» در غرب، جریانی است که وقتی سر منشا آن را نگاه می‌کنید که چه کسانی این جریان را به راه انداختند، (حداقل جریان شیطان پرستی جدید که از دهه ۶۰ فعال شده) می‌بینید «آنتوان لاوی» پشت سر آن است.

سرکرده شیطان‌پرستی یک نیروی امنیتی است
آنتوان لاوی رهبر فرقه شیطان‌پرستی کیست؟ عکاس FBI و عامل سازمان CIA است. این فرد آمده جریان شیطان‌پرستی که ظاهراً یک جریان «ضدمسیح» است را راه‌اندازی کرده و کم‌کم این جریان تبدیل به یک جریان شبه عرفانی شده است؛ یعنی از راه‌اندازی کلیسای شیطان‌پرستی تا گروه‌های موسیقی و فیلم‌های هالیوودی، ادبیات، ارتباط با جن و…

احساس خطر غرب از فرقه‌ها
بخشی از این جریانات ناخودآگاه نشات گرفته از سرخوردگی مردم از زندگی صنعتی، جنگ و دین ستیزی غرب بوده و بخشی را هم کشورهای غربی برای حفظ مردم خودشان و سرگرم کردن مردم خودشان فعال کردند. چون یکی از اتفاقاتی که بعد از جنگ جهانی دوم در غرب افتاد این بود که برخی جنبش‌ها پدید آمدند و این جنبش‌ها کم‌کم داشتند صبغه سیاسی پیدا می‌کردند و این برای غرب خطرناک بود. مثلاً «رپ» برای مبارزه با تبعیض نژادی به وجود آمد. این رپ وقتی به وجود می‌آید برای رفع تبعیض نژادی باید با اولین نماد تبعیض نژادی که خود آمریکاست مقابله کند. برای همین آنها سریع ورود کرده و هزینه می‌کنند تا هدف آنها را تغییر بدهند؛ لذا آمدند مثلاً «پانکیسم»، «هیپیزم» و «رپیسم» را تغییر هویت داده و آنها را مدیریت کرده و با هدف‌گذاری مشخص به خارج از مرزهای خودشان صادر کردند. فرقه‌های نوپدید هم همین است.

فرقه‌ها؛ جایگزین اسلام در غرب
برخی از فرقه‌های نوپدید، آمریکایی، آفریقایی، هندی و… هستند که خود غربی‌ها آنها را وارد کشورشان کرده و تکثیر کردند تا بتواند جایگزین تنها انتخاب مردم یعنی اسلام شود. اسلامی که کم‌کم رشد آن برای غرب نگران‌کننده شده بود.

دردسر فرقه‌ها برای غرب
البته این فرقه‌ها برای خود غرب هم درد سر ساز شد و آنها شروع به مبارزه با آنها کردند. مثلا در فرانسه به خاطر خطر فرقه‌ها، قانونی در مجلس تصویب شد و الآن فرانسه برای مبارزه با فرقه‌ها، قانون مشخص و حتی وزیر مشاور در امور ضدفرقه دارد. هر فرقه‌ای در فرانسه آزاد نیست و فرانسه‌ای که مدعی است که مهد دموکراسی و آزادی است، تمام فرقه‌ها را کنترل می‌کند.
در آمریکا در سال ۱۹۷۹ یک گروهی به نام A people temp (معبد مردم) یک سری از مردم آمریکا و سایر نقاط جهان را جمع کرده و به کشور گویان برد. رهبر این فرقه در یک روز دست به خودکشی زد و دستور خودکشی عمومی داد. پس از این دستور ۹۱۳ نفر در یک روز خودکشی کردند. کم‌کم خود غربی‌ها به این نتیجه رسیدند که این‌ها برایشان خطرناک شده‌اند.

تشکیل گروه برای مبارزه با فرقه‌ها در غرب
یک دفعه می‌بینید بنیادهایی در آمریکا شکل گرفت و خود آمریکایی‌ها گروه‌هایی راه انداختند که وظیفه آنها مبارزه با فرقه‌گرایی بود. وقتی خطرات این جریان را احساس کردند و دیدند که این جریان خطرناک است و برای حکومت‌های آنها خطرآفرین خواهد شد، آنها را محدود کردند و قانونی در مجلسشان به تصویب رساندند و به ساماندهی فرقه‌ها همت گماردند.

چرا غرب با فرقه‌ها مبارزه می‌کند؟
چون فرقه‌ها اصولا «شکاف‌زا» و «شکاف‌زیست» هستند؛ پس وحدت ملی هر کشوری را دچار خدشه خواهند کرد. اگر چه در کشورهای غربی با دین مبارزه شد ولی به هر حال مردم بسیاری از این کشورها خود را مسیحی می‌دانند و همین عامل اتحاد است. ولی وقتی در کوچه به کوچه آمریکا فرقه‌های مختلف راه بیفتد و اصلاً هویت امریکایی فراموش شود، این موضوع یک خطر برای امنیت ملی محسوب خواهد شد. برای همین آمریکا آنها را ساماندهی و برخی را محدود کرد؛ با برخی مبارزه و بعضی‌ها را به کل جمع کرد.

فرقه «دیویدیان» و «ماجرای واکو»
شما ببینید وقتی «دیوید کورش» فرقه «دیویدیان» را راه می‌اندازد، به محض اینکه این گروه صبغه سیاسی پیدا کرد و تلاش برای تشکیل حکومت را از اهداف خود بیان نمود؛ آمریکا به آن رحم نکرد و در ماجرایی تحت عنوان «ماجرای واکو» نزدیک به ۱۰۰ نفر از آنها را سوزاند؛ به این بهانه که آنها دست به اسلحه بردند. بر فرض که اینگونه باشد، مگر در ایران فرقه‌ها دست به اسلحه نبردند که شما از آنها حمایت می‌کنید؟

vaco.jpg

vaco2.jpg


پتانسیل فرقه‌گرایی علیه انقلاب اسلامی

خود آمریکایی‌ها احساس کردند که فرقه‌ها می‌توانند عامل مهمی برای مبارزه با وحدت و امنیت ملی و دینی باشند. به همین دلیل وقتی شروع به مبارزه با انقلاب اسلامی کردند یکی از راهکارهایشان استفاده از پتانسیل فرقه‌گرایی بود. باید وحدت ملی ما را در قالب رشد فرقه‌گرایی می‌شکستند. با همین هدف فرقه‌ها را در ایران ترویج دادند.

«عرفان‌های پوچ» در ایران اسلامی
جریانات نوپدید دینی در ایران اسم‌های متفاوتی پیدا کرده است. در ایران به آنها «جنبش‌های نوظهور معنوی»، «نومعنویت‌گراها»، «عرفان‌های وارداتی»، «عرفان‌های پوچ»، «عرفان‌های نوپدید» و… می‌گویند و همه این اسامی یک چیز را به ما می‌رساند و آن اینکه فرقه‌ها خاستگاه ایرانی و اسلامی ندارند. از آنجا که خواستگاه بومی ندارد اسم‌های متفاوتی پیدا کرده و با توجه به کارکردش هر نهاد و مؤسسه‌ای یک اسم خاص را برای آنها تعریف کرده است. ما اسم آن را می‌گذاریم «عرفان‌های پوچ». چون مقام معظم رهبری در یکی از فرمایشاتشان از این واژه استفاده کردند و بحق هم همین است.

ضدیت عرفان‌های نهیلیستی با تمام ادیان الهی
عرفان‌های نهیلیستی عرفان‌هایی هستند که با هیچ کدام از ادیان الهی و حتی همین ادیان تحریف شده هم سنخیت ندارد. این‌ها به هر حال توسط غرب در جامعه ما تزریق و شروع به تبلیغ شد و تلاش شد بستر فرهنگی جامعه ما را یک بستر کاملاً عرفانی (منظور عرفان‌های انحرافی) بکند.

تضعیف عقل‌گرایی و دین‌گرایی؛ ماهیت اصلی فرقه‌ها
خصوصیت عرفان انحرافی این است که عقل‌گرایی را تضعیف می‌کند، دین‌گرایی را تضعیف می‌کند. این عرفان‌ها یک سری شاخص‌های کلی دارند. این‌ها را عرض می‌کنم بعد وارد بررسی برخی از جریان‌ها و اثراتشان در ایران می‌شویم. واقعاً برخی از اثراتی که در دو دهه گذشته بر کشور ما داشته‌اند، وحشتناک است. البته برخی آمارها را نمی‌شود گفت و برخی حرف‌ها را نمی‌شود زد. من به شکل خلاصه آمارهای کوچک را می‌گویم چون نگرانی ایجاد نشود.

تقسیم‌بندی کلی فرقه‌ها
وقتی فرقه‌ها را بررسی می‌کنیم به چند دسته تقسیم می‌شوند:
۱-عرفان‌های هندی
۲-عرفان‌های آمریکایی
۳-عرفان‌های چینی و خاور دور
۴-عرفان مسیحی
۵-عرفان یهود
۶-عرفانهای اروپایی

این چند دسته مهم‌ترین دسته‌های این عرفان‌های نوپدید در دنیا هستند. البته عرفان‌های «آفریقایی» هم هستند اما خیلی مطرح نشدند، چون آفریقایی‌ها رسانه قوی و قدرت تبلیغاتی نداشتند.

وجوه مشترک تمام فرقه‌ها
۱- این جریانات تقریباً وجوه مشترک دارند. اکثر این‌ها «انسان‌محور» هستند، چون «اُمانیستی» هستند. وقتی در این فرقه‌ها تحقیق ‌کنید، می‌بینید همه چیزهایی که می‌گویند مال انسان است، نه انسان برای رسیدن به خدا، «انسان بماهو انسان». آرامش، خلسه، تنهایی، مدیتیشن، تمرکز، خودآگاهی، و حتی خودخدایی و… مسائلی است که هرکدام از این عرفان‌ها ترویج می‌کنند. یعنی همه‌اش برای خود(نفس).
درست است در عرفان اسلامی هم خود لحاظ شده اما خود برای عبور از خود است. حضرت امیر می‌فرماید: «عارف کسی است که نفس را شناخت و آن را پاک کرد و آن را از هرچه که از خدا دورش می‌کند رها کرد.» به قول خواجه شیراز «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است» یعنی خودت را بشناس تا از پتانسیل‌ها برای رسیدن به خدا استفاده کنی اما در شبه‌عرفان‌ها این‌طور نیست. چون آنها خدامحور نیستند، انسان محورند.

۲- مسأله دوم اینکه این فرقه‌ها عمدتاً «ضد معاد» و «تناسخ‌گرا» هستند. یعنی معتقدند که وقتی انسان در این دنیا می‌میرد جسم از بین می‌رود ولی روح باقی است و وارد یک جسم دیگر می‌شود؛ و مدام گردش می‌کند تا به ابدیت نهایی و به تکامل نهایی عالم می‌رسد. برخی هم معتقدند که در یک دوره زمانی روح و جسم با هم از بین می‌روند و تمام می‌شوند؛ یعنی به معاد قائل نیستند.

۳- سومین ویژگی «شریعت‌ستیز» بودن است. عمده فرقه‌ها با شریعت مبارزه می‌کنند، خصوصاً اسلام. فرقه‌ها عمدتاً «شخص‌محور» و «رهبرمحور» هستند. اسلام شخص‌محور نیست؛ «کتاب محور» است. «قانون محور» است، «سند محور» است. «وحی محور» است. ولی در این عرفان‌ها شخص، محور است. مثلاً «اوشو» یک محور می‌شود، فکر اوشو هرچه است با دین و شریعت مبارزه می‌کند. «پائولو کوئیلو» یک شخص است. اینها خیلی مهم است.

۴- این‌ها عموما سعی دارند انسان را از فضای اجتماعی و فضای فعالیت‌های اجتماعی دور کنند. این چهارمین ویژگی است. یعنی «انزواطلبی»، یوگا، مدیتیشن، تمرکز، جلسات خاص خودی و آرام کردن خود. البته برای خام کردن مردم حقه و شگرد هم دارند. یعنی از حربه‌های مختلف استفاده می‌کنند. آنها می‌گویند مگر نماز آدم را آرام نمی‌کند؟ یوگا هم به آدم آرامش می‌دهد! ظاهراً هم ممکن است موقتاً چند وقتی آرام شوی و تسکین موقت به وجود بیاید، اما این دائمی نیست. این‌ها شریعت‌ستیز و شریعت‌گریز هستند؛ نه فقط شریعت اسلام، بلکه از شریعت یهود و مسیحیت هم فرار می‌کنند.

۵- فرقه‌ها عقل‌ستیز هستند و «شست‌و‌شوی مغزی» یکی از مهم‌ترین راه‌کارهاست. چون رهبر یک فرقه می‌خواهد مدیریت کند و همه از او اطاعت کنند، عقل‌گریزند. با عقل مبارزه می‌کنند و سعی می‌کنند فردی را در جامعه‌ بار بیاورند که با عقل مبارزه کند.

۶- «کرامت محور» هستند. یعنی تلاش می‌کنند یک سری کارهای خارق‌العاده را تبلیغ کنند. طی‌الارض و… همین چیزهایی که آقایان به اسم عرفان اسلامی تبلیغ می‌کنند و اشتباه هم هستند و ما مخالفیم؛ چون عرفان اسلامی هدفش این چیزها نیست. مثل طی‌الارض، طی‌الماء، زندگی‌های آسمانی، بشقاب پرنده‌ها و…
در همان فرقه معبد که قبلا ذکر شد این ۹۱۳ نفر برای این خودکشی کردند که بشقاب پرنده‌های آسمانی بیایند روحشان را ببرند. یعنی آن قدر شست و شوی مغزی شده بودند همه باور کردند و با زن و بچه همگی خودکشی کردند. یک جمعیتی خودشان را به طرز وحشت‌ناکی کشتند برای این که به بشقاب پرنده‌های فضایی ملحق شوند.

آزادی فرقه‌ها در دوره موسوم به اصلاحات
در ایران در دو دهه گذشته این جریانات به راه افتاد. از همه عناوینی که مطرح شد می‌توان در کشور پیدا کرد. از فرقه‌های آمریکایی مثل «اکنکار» می‌توانید پیدا کنید از «شمنیسم» تا فرقه‌های هندو مثل «اوشو»، «سای بابا» و «رام الله» که به راحتی آثار، افکار و مریدانشان در ایران پیدا می‌شود. اتفاقی در کشور ما افتاد که ما در حوزه کنترل فکر و اندیشه یک مدیریت مشخص و ساماندهی مشخص نداشتیم و این فرقه‌ها، خصوصاً در دوره اصلاحات رشد کردند. در دوره اصلاحات فضا را باز گذاشتند و هرکه آمد فرقه‌ای وارد این کشور کرد.

هر ایرانی ۲ کتاب فرقه‌ای
برای نمونه وزیر اطلاعات چندی پیش آماری را مطرح کرد مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها برای فروپاشی شوروی ۱۰ میلیون کتاب در شوروی منتشر کردند. اما کتاب‌های عرفانی نوپدید که در ایران چاپ شده آمارشان از صد میلیون عبور کرده است. البته آمار خیلی بالاتر از این رقم‌هاست. تقریباً به ازای هر ایرانی بیش از ۲ کتاب در این زمینه منتشر شده است.
ما در حوزه دینی هم تقریباً کاری نکردیم. کدام کتاب‌ها در ایران به اندازه کتاب‌های پائولو کوئیلو منتشر شده است. کتاب کیمیاگر چاپ پنجاه و هفتم را از یک انتشارات گذرانده است. هفت، هشت ناشر دیگر هم آن را چاپ کرده‌اند. کسی نبوده اینها را کنترل کند؛ کسی نبوده مدیریت کند.

ظاهرا رمان؛ واقعا تبلیغ فرقه و سکس و جادو
ظاهراً رمان است ولی یا تبلیغ «شمینیسم» است، یا تبلیغ عرفان «تولتک» است، تبلیغ عرفان «بی‌شریعت»، تبلیغ «سکس»، تبلیغ «همجنس‌گرایی»، تبلیغ «خودکشی» است و پائولو کوئیلو همه این‌ها را در آثارش تبلیغ می‌کند؛ در «مکتوب»، «کیمیاگر» و…، همچنین تبلیغ «جادوگری و سحر» است. یعنی این نویسنده تمام پایه‌های ادیان الهی را در ذهن مخاطب خود سست می کند.

چه کسی پائولو کوئیلو را به ایران آورد؟
«آرش حجازی» از مرتبطین قتل «ندا آقا سلطان» در جریان اغتشاشات ۸۸٫ اصلاً آثار پائولو کوئلیو در ایران توسط آرش حجازی ترجمه شد. من معتقدم اینها توطئه بوده و به دنبال گسترش این تفکر در یاران بوده و هستند. سپس آرش حجازی با کمک آقای «مهاجرانی»، پائولو کوئلیو را به ایران دعوت کردند. خود کوئلیو در ایران اظهار داشت که یکی از مهم‌ترین کشورهای دنیا که آثارش در آن منتشر شده ایران است. این فرهنگ برای بچه‌های ما جا افتاد… اینها فرهنگ را عوض کرده است. در سراسر ایران هر فرقه‌ای می‌آید یک عده به آن جذب می‌شوند.

paulo.jpg


اینترنت، بستر فرقه‌ بازی

در کشور ما اینترنت در حوزه اعتقادات کاملا رهاست. ما بستر اینترنت را آماده کردیم مثل استخر؛ اما به بچه‌هایمان شنا یاد نداده آنها را به استخر انداختیم. هرکه توانست شنا کند از آن طرف بیرون می‌آید و هرکس نتوانست غرق می‌شود. در حوزه فرقه‌ها امروز چند هزار وبگاه فرقه‌ای مشغول فعالیت هستند. اگر جریان «ریکی» را به عنوان یک جریان فراعلم در اینترنت جستجو کنید، بالای یک میلیون صفحه فارسی پیدا می‌شود. اینها را کسی در کشور ما رصد نکرده و برای مقابله با آنها قانون‌گذاری نشده است.

کلاس‌های بدون مجوز اما آزاد
اتفاق عجیب دیگر در این حوزه این بود که پس از ورود این فرقه‌ها به کشور آنها آمدند در ایران شروع به برگزاری کلاسهای آموزشی کردند. شما برای هرچیز که بخواهی کلاس بگذاری باید مجوز بگیری اما اینها بدون گرفتن مجوز در سراسر کشور دوره آموزشی گذاشتند؛ و پول جمع کردند.

تجارت معنویت
یکی از اهداف غرب برای گسترش فرقه‌ها در دنیا تجارت معنویت است. تجارت معنویت یکی از پرسودترین تجارت‌های دنیاست. همین کتاب‌های عرفانی که در ایران منتشر شده بود سودش به جیب چه کسی رفته است؟ رسانه‌هایی که از این فرقه‌ها تغذیه می‌شوند چقدر درآمد دارند؟ در ایران علاوه بر کسب درآمد، شبکه‌سازی هم کرده و بستر را آماده کردند. بچه‌های ما را بردند و محفل آموزشی راه انداختند. در دانشگاه‌ها و قشر جوان ما عرفان اسلامی گسترش پیدا نکرد و این عرفان‌های غربی و شرقی شدند بستر و زمینه برای تغییر هویت ایرانی.
جوان ما که وارد این فرقه‌ها می‌شود، شریعت‌گریز که شد به شریعت‌ستیزی می‌رسد و پس از آن اسلام‌ستیز می‌شود و کتابش به جای قرآن می‌شود پائولو کوئلیو، کاستاندا و… بعد می‌بینید جوان ما دیگر سراغ معارف دینی نمی‌رود و دچار مشکل می‌شود. بعد مشکلات جامعه کم‌کم شروع می‌شود.

پروژه بومی‌سازی فرقه‌ها
به دنبال آمدن این فرقه‌ها یک عده انسان‌های حقه‌باز می‌آیند و شروع می‌کنند از آنها بهره گرفتن و این فرقه‌ها را بومی‌سازی می‌کنند. یعنی ما فرقه «رام الله» را در هند داریم، در ایران هم یک نفر می‌آید این فرقه را ترویج می‌کند. یکی می‌آید «عرفان کیهانی» که چند دهه است در غرب مطرح شده را به اسم «عرفان حلقه» در ایران مطرح می‌کند و کلی پول می‌گیرد که محتوای سکولار آموزش بدهد. اینها در کشور ما یک واقعیت است. شیطان‌پرستی هم همین‌طور است. نمادهایشان، آثارشان، کتاب‌هایشان، تبلیغاتشان همه هستند. در دبیرستان هستند، در دانشگاه ها، خیابان ها، رسانه ها و متسفانه همه جا هستند و بهراحتی در حال تبلیغ.

خلا قانونی
مهم‌ترین مشکل ما این است که ما قانونی برای مقابله با فرقه‌ها نداریم. یعنی امروز هر کسی مدعی شود و یک فرقه را راه بیاندازد به این جرم نمی‌شود او را دستگیر کرد مگر یک جرم ثانویه پیدا شود. یعنی اگر کسی امروز ادعای پیغمبری کند و یا ادعای خدایی کند چه کسی باید با او برخورد کند؟ دستگاه‌های امنیتی او را می‌گیرند ولی کجا باید ببرندش؟ قانون نداریم. قوه قضائیه خیلی وقت‌ها اینها را رها می‌کند. تازه ترس طرف ریخته می‌شود و به مریدانش می‌گوید من رفتم با نظام هم مقابله کردم. فلان وزیر و وکیل هم مریدم بودند. ۴ تا دروغ هم می‌گوید. مریدانش هم معتقدتر می‌شوند. این فرقه‌ها الآن در ایران خطراتی را دارند که این خطرات دارد برای جامعه مشکل‌ساز می‌شود.
بعضی از آقایون می‌گویند این حرف‌ها را نزنید ولی من معتقدم این حرف‌ها باید زده شود که بفهمیم دور و برمان چه می‌گذرد و مردم خطر را بشناسند و خانواده‌ها بچه‌هایشان را کنترل کنند.

مهم‌ترین خطرات فرقه‌ها
۱- مهم‌ترین خطری که این فرقه‌ها برای کشور ما دارند مشکل «تضعیف دین» ماست. یعنی مبارزه با دین یکی از ویژگی‌های این فرقه‌ها در کشور ماست.
۲- دوم به دلیل «شکاف‌زا بودن»، امنیت و وحدت ملی را برهم می‌زنند.
۳- سومین خطر فرقه‌ها برای کشور ما «تضعیف بنیان خانواده» است. فرد فرقه ای هویت خود را درون فرقه تعریف می کند و حتی برای رهبر فرقه حاضر است خانواده خود را فدا کند. بگذریم از سوء استفاده‌های اخلاقی که معمولا در اکثر فرقه‌ها فراوان مشاهده می شود.
۴- چهارم گسترش «جاسوسی و اقدامات خرابکارانه، قتل و غارت» و…است. چون وقتی کسی وارد یک فرقه شد دیگر تعهدی نسبت به اجتماع ندارد و تعهدش نسبت به فرقه می‌شود. به همین دلیل با مخالفین می‌جنگد و قتل‌های فرقه‌ای در کشور کم‌کم رواج پیدا می‌کند و جنایت‌های سازماندهی شده در کشور اتفاق می‌افتد و یک مشکل امنیتی برای حکومت و مردم به وجود می‌آورد.
۵- خطر پنجم «کاهش رشد تولید علم» است. چون وقتی دانشجو سرگرم این جریانات شد از پرداختن به علم باز می‌ماند. معمول بچه‌هایی که گرایشات فرقه‌ای داشتند اگر بچه‌های زرنگی هم بودند بعدها دچار مشکلات درسی خیلی جدی شدند.
۶- خطر ششم «کاهش ازدواج» است. وقتی ارتباطات جنسی آزاد و خلاف زیاد می‌شود قطعاً ازدواج کاهش می‌یابد.
۷- خطر هفتم افزایش «بدحجابی و مفاسد اخلاقی» در جامعه است.
۸- خطر هشتم «برهم خوردن توازن اقتصادی» خانوارها و جامعه است. یعنی خیلی‌ها از طریق همین فرقه‌ها سرمایه و دارایی خیلی‌های دیگر را می‌گیرند. خیلی‌ها به عنوان کرامت، دعا و خیلی چیزهای دیگر پول‌ها و زندگی‌هایشان را خرج این آدم‌ها کرده‌اند و دچار مشکلات اقتصادی شده‌اند.
۹- «خورده فرهنگ‌ها» خطر نهم است که بر آن اساس اصلاً فرهنگ عوض می‌شود. یکی از کارکردهایشان این است که فرهنگ را عوض می‌کنند و خورده فرهنگ‌ها را جایگزین فرهنگ‌های ناب اسلامی می‌کنند.
برای مبارزه با این کارکردها نظام باید راهکارهای جدی را تدبیر می‌کرده ولی تا حالا راهکارهای جدی انجام نشده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوباتی را داشته ولی به آن عمل نشده است. به هر حال امروز ما با این فرقه‌ها طرف هستیم. فرقه‌هایی که دارند هویت ما، دین ما، خانواده و فرزندان ما را می‌برند.

آسیب‌های اجتماعی و روانی
عمده کسانی که جذب فرقه‌ها شده‌اند کسانی هستند که آسیب اجتماعی دیده‌اند. ما به آنها آسیب دیدگان اجتماعی می‌گوئیم. کسانی که دچار خلل‌های روحی، شکست‌های خانوادگی، شکست‌های اجتماعی، مشکلات سیاسی معمولاً این آدم‌ها هستند که جذب فرقه‌ها می‌شوند.
در این فرقه‌ها آدم نرمال کمتر پیدا می‌کنید و باید این موضوع در رسانه‌ها جا بیفتد باید ناهنجاری فرقه‌‌ها جابیفتد. یعنی مردم احساس کنند که وقتی کسی برود سمت فرقه‌ها آدم مشکل‌داری است؛ واقعاً هم همینطور است. از نظر روانشناسی هم آدم‌هایی که ثبات شخصیت ندارند، ثبات اعتقادی ندارند. آدم‌های باثبات معمولاً سراغ آنها نمی‌روند و آدم‌های رها به این سمت‌ها می‌روند و جذب می‌شوند.

نفوذ در معماری و شهرسازی
به هر حال این پوسته و این فعالیت، فعالیت جدی بوده و برای ما خطرناک است و خطرات جدی را در جامعه در پی دارد. شما در همه جا فعالیت‌ها و نمونه کارهایش را می‌بینید حتی در معماری شهر تهران نمادهای آنها را می‌بینیم.

چند آمار از فرقه‌ها
- جریان‌های نوپدید قابل مرزبندی نیستند. چون خیلی‌هایشان جریان فکری‌اند.
- این جریانات همه جا هستند و از طریق رسانه‌ها منتشر می‌شوند.
- در شهرها و مراکز استان‌ها بیشترند و در مناطق مرفه زیادتر و در مناطق مستضعف‌نشین کمتر دیده می‌شوند.
- بیشترین رشد و توسعه آنها در دانشگاه‌هاست.
- بیشتر فرقه‌ها در تهران شکل می گیرند.
- بستر عمده تبلیغ آنها کتاب و رسانه است.
- نود درصد مخاطبین این فرق قشر جوان هستند.
- امروز از دبیرستان‌ها گرفته تا دانشگاه‌ها آنها حضور دارند.
- یکی از مشکلات قضایی برای برخورد با این فرق، تخصصی نبودن قضات ما و آشنا نبودن آنها با این موضوعات است. حتی خیلی از مسئولان کشور و مدیران میانی این خطرات را نمی‌شناسند؛ حق هم دارند؛ چون درست آموزش ندیده‌اند.
- خیلی وقت‌ها خود دستگاه فرهنگی مروج این‌ها هستند. امروز ما در فرهنگسراهای تهران با این معضل رو به رو هستیم. در فرهنگسراهای تهران خیلی از دوره‌های آموزشی مثل خنده‌درمانی و… رسماً برگزار می‌شود. در برخی از این فرهنگسراها کلاس‌های مدیتیشن و تمرکز برگزار شده است. البته مسئولین بنای کنترل آنها را دارند.
- مردم معمولاً اول مقاومت می‌کنند ولی فرقه‌ها بومی‌سازی کرده‌اند. یعنی ابتدا با دین مبارزه نمی‌کنند و به اسم عرفان شروع به کار می‌کنند. شما اگر سر این کلاس‌ها بروید ممکن است جذب شوی. مثلاً مردم ما نسبت به «بهائیت» حساس هستند و آن را یک فرقه ضاله انحرافی دانسته و با آن مقابله می‌کنند ولی چون این فرقه‌ها با اسم عرفان جلو می‌آیند و مردم ایران نیز عرفان‌دوست هستند، سریع به آن جذب می‌شوند و در مناطق مختلف کشور ما هرجا رسانه وجود دارد این‌ها هم هستند.
- تعداد این فرقه‌ها در حال حاضر به ۳۵۰۰ فرقه در دنیا می‌رسد و در ایران اگر بخواهیم آثار اینها را ببینیم آنهایی که از چند کتاب چاپ شده است تا آنهایی که خیلی قوت دارند یعنی از ضعیف‌ترینشان تا قوی‌ترین‌شان که فکر یا فرقه‌اش در ایران آمده حدود ۱۰۰فرقه می‌شوند.

از شیطنت‌ها تا کم‌کاری رسانه ملی
تأثیرگذار‌ترین رسانه‌ها قطعاً «رسانه ملی» است. ما نسبت به رسانه‌ها در این زمینه به شدت منتقد هستیم. یعنی صدا و سیما نه تنها با این جریانات مقابله نکرده، بلکه به این جریانات دامن زده است. برای نمونه روزی که آقای احمدی‌نژاد به برزیل رفت اخبار ساعت ۲۱ شب یک طرحی را زد و نوشت «برزیل، ریودوژانیرو شهر پائولو کوئیلو»؛ یعنی صدا و سیمای ما نماد برزیل را پائولو کوئیلو می‌داند در حالی که پائولو نماد انحراف است.
یا صدا و سیما در خیلی از فیلم‌ها و سریال‌ها دارد تبلیغ «یوگا» و «مدیتیشن» می‌کند و بعد وقتی علیه فرقه‌ها برنامه‌ای ساخته می‌شود به آزار دست‌اندرکاران این برنامه‌ها دست می‌زنند. برای مثال یک برنامه که خیلی مردم از آن استقبال کردند و درخواست ادامه آن را دادند؛ چون برای خانواده روشنگری بود. این برنامه اصل جریانات فرقه‌ای را بررسی کرد. اما ادامه این برنامه در راهروهای صدا و سیما معطل مانده است. ظاهراً مسولان رسانه ملی هنوز زمان پخش برای آن پیدا نکرده‌اند.

نفوذ فرقه‌گراها در سازمان صداوسیما و برخی نشریات
من معتقدم دست‌هایی در صدا و سیما در کار است که نمی‌خواهد امثال این برنامه‌ها پخش شود؛ چون هر برنامه‌ای که به این صورت ساخته می‌شود توسط یک سری از عوامل جلوی آن گرفته می‌شود.
- سایر رسانه‌ها هم به گونه‌ای دیگر، برای مثال روزنامه‌ها و به خصوص مجلات تا توانستند به این جریانات دامن زدند و برای آنها تبلیغ کردند. یکی دو دهه اخیر در مجلات ما پائولو کوئیلو پشت جلد مجلات بوده است.
- خیلی از روزنامه‌های رسمی تبلیغ اینها را کردند. همین رهبر فرقه «عرفان حلقه» با کلی از روزنامه‌های رسمی ما مصاحبه کرده است. چون ارباب جرائد ما اولاً آموزش ندیده‌اند و دوماً دلشان می‌خواهد هر خبری را بزنند.
- در حوزه رسانه‌های فضای مجازی هم فضای وب ما رهاست.
- باید یک جایی در نظام اینها را روزانه رصد کرد. صدها وبلاگ «متال» وجود دارد که به صورت فارسی در زمینه ترویج شیطان‌پرستی فعالیت می‌کنند. قسمتی از آنها فیلتر شده‌اند ولی عمدتاً باز هستند و دارند تبلیغ مهمترین شخصیت‌های شیطان‌پرستی و «ضدخدا» را می‌کنند.

بازوی انتشاراتی فرقه‌ها
در حوزه نشر کتب مروج عرفان‌های نوپدید باید گفت که معمولاً ناشرانی که این آثار را چاپ می‌کنند ناشرهای لیبرال و سکولار بوده‌اند. برای مثال نشر «کاروان» یک نشر کاملاً ضددینی است. مدیر این انتشارات «آرش حجازی» یک آدم کاملاً سکولار بود و امروز هم در دامن صهیونیست‌هاست. در حال حاضر مهم‌ترین ناشری که این کتب را منتشر می‌کند و از اول تا آخرش کتب فرقه‌ای است و خودش وابسته به یک فرقه است، انتشارات «جیحون» است. انتشارات (جیحون آبادی سابق) وابسته به یک فرقه به نام «مکتب» است. این انتشارات تمام کتاب‌های ضاله را منتشر می‌کند. یعنی کارش توسعه مسیحیت و عرفان‌های نوپدید است و چون قدرت دارد با او کاری ندارد.

چه باید کرد؟
درست است که ما نباید اذهان مردم را مشوش کنیم و آنها را بترسانیم ولی باید مردم را هوشیار کنیم. امروز هرکس که ذهن خالی را زودتر پر کند برنده است. ما در بحث معرفت دینی هیچ کاری نکرده‌ایم. مسیحیان امروز در کشور ما خانه به خانه انجیل توزیع می‌کنند؛ اما الان ما یک کتاب کوچک محتوایی که اعتقادات ما را بیان کند و توزیع ملی شده باشد نداریم که آن را مثلاً سالی یک بار به همه خانواده‌های ایرانی بدهیم و عمده این مشکلات ضعف کارکرد روحانیت است. ما مدیریت نداریم و یک سیستم رصد جامع برای این موضوع در نظر گرفته نشده است.
اگر حوزه علمیه نجنبد به فرموده رهبر انقلاب یا منزوی می‌شود یا خواهد مرد. می‌شود حوزه علمیه حلّه که یک روز رونق بین‌المللی داشت و امروز خبری از آن نیست. حوزه علمیه‌های امروز کارکردهای مناسبی را در مواجه با جریانات اجتماعی ندارد. حوزه باید بیاید وسط میدان و حرکت اجتماعی خودش را شروع کرده و در جامعه موج ایجاد کند و مدیریت دینی مردم را به عهده بگیرد. اصلا من معتقدم اگر وزارت ارشاد و برخی دستگاه‌ها در حوزه دین دخالت نکنند و تعطیل شوند ضررش کمتر است.

تاریخ : پنجشنبه، ۲۴ تیر ۱۳۸۹
: 118 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

گفتگو با حجت الاسلام ادبی :شیطان‌پرستی، به عنوان یکی از این مکاتب نوپدید دینی است که بحث اصلی این گفت‌وگو نیز می‌باشد.شیطان کیست و یا چیست؟ از انسان چه می‌خواهد؟ انسان از پرستش شیطان چه هدفی را دنبال می‌کند؟


شیطان دشمن سرسخت انسان که از خلقت حضرت آدم تا به امروز پی در پی با او به مخالفت پرداخته، اهمیت شناخت و نحوه مواجهه با او از موضوعات مهم قرآنی است. در قرآن درباره شیطان آمده است: شیطان موجودی از گروه جنیان است ( کهف ۵۰)، چون جنیان از جنس آتش بی دود هستند بنابراین شیطان نیز از آتش است ( حجر۲۷، الرحمن۱۵)، او در مقابل رب دست به طغیان زد( مریم ۴۴)، و به او کفر ورزید ( اسراء۲۷)، علت کفر و عصیان او در مقابل خدا به دلیل تمرد از سجده به پای انسان بود (بقره ۳۴)، چون انسان به اسماء الهی آگاهی یافته بود و شیطان از این علم بی بهره بود (بقره۲۱)، او جنس خود را که از آتش بود برتر از خاک که جنس آدم است می داند و بر این اساس کینه و دشمنی انسان را سخت به دل گرفته است ( اعراف۲۲، یوسف ۵، اسراء۵۳ ، فاطر۶ ، زخرف ۶۲)، و با سرکشی که به درگاه رب نموده است (نساء۱۱۷)او را وادار به دخالت در کار خدا بدون داشتن علم و آگاهی کند( حج ۳)، دشمنی خود را با آدمیان به رخ آنها بکشد ( زخرف ۶۲)، آنها را وادار به طغیان و غوا کند (اعراف ۱۷۵)، و حتی با داشتن علم الهی نیز ممکن است این طغیان و غوا صورت پذیرد او سعی می کند به وسیله انسان خلقت خدا را دگرگون کند( نساء ۱۱۹) و سعی می کند که حزبش را بر جهان مسلط کند ولی خداوند حزب او را دچار خسران می کند ( مجادله ۱۹)، و نهایتاً سعی می کند که با مسخ کردن انسان و تصرف او، عذاب خدا را برا او جاری سازد (ص۴۱)، و او را به سوی عذاب سعیر سوق دهد ( لقمان ۲۱)، در دلش دائماً حزن و اندوه جاری سازد ( مجادله ۱۰)، آنها را از آخرت بی اعتقاد گرداند و در قیامت آنها را در کنار خود محشور ببیند ( مریم ۶۶ الی ۶۸).

شیطان در تمام داستان‌های کهن و در تمامی ادیان وجود دارد، شیطان آمده است تا انسان خلیفه‌الله نباشد. شیطان بسان تاریکی مطلق در مقابل روشنایی و نور رحمت الهی است. هر چند در ابتدا بشر سعی داشت تا از شیطان دوری کند و از شر او در امان باشد اما بشر امروزی در پی فنا شدن در نیروی شیطان است.

*معنویت گمشده بشر در قرن اخیر است، علت بازگشت انسان به معنویت چیست؟

هرجا که سر زدم همه در مرز بودن است کو مرز تازه‌ای که فراتر ز بودن است .

انسان معاصر، به دنبال گمشده خود در اقلیم و مملکت روح است. در فضای زندگی مدرن همه دستاوردهای زندگی بشری در اعلی جایگاه خود محقق شده است، دوران مدرنیته، دوران سیطره، کمیت است. دورانی است که در فضا و موقعیت بشری، فقدان امکانات و دستاوردهای علمی بر بشر تحمیل نمی‌شود بلکه در فضای مدرن و موقعیت‌ جاری امروز، نوعی تفرعن را بوجود آورده که این تفرعن موجب شده تا به تعبیر کتاب مقدس او در برج بابل (در دوران مدرن) سر بر آسمان به‌ساید و در برابر خداوند سرکشی کند. سرکشی انسان در دوران مدرن و در فضای زندگی امروز، از جانب دیگری فقدان معنویت را هم به بار آورده است، یعنی انسان معاصر، انسان گسسته از آسمان هست اما در عین حال نمی‌تواند به فطرت خود پشت کند. انسان امروز، در فضای زندگی مدرن، خود را ارضا شده نمی‌بیند، هنوز هم نقاط پنهانی هست که مدرنیته و پست مدرنیته به آنها پاسخ نداده و هنوز هم فضاهای تاریکی وجود دارد که تکنولوژی نتوانسته پاسخ روشنی به آنها بدهد. این اقلیم، اقلیم گم شده روح است.اگر دوران قرن بیستم را به تعبیر نیچه، دورانی بدانیم که خدا مرده است و در عین حال دیوانه‌ نیچه با شمشیر آخته در شهر، فریاد می‌زند: که خدا را کشته‌ام.

امروزه، مکاتب نو پدید دینی قرار است انتقام خداوند را بگیرند. اگر دوران قرن بیستم، دوران زیر رادیکال بردن خدا و کشتن او بود، قرن بیست و یکم، قرن انتقام الهی است، این انتقام الهی، در فضای ادیان کلاسیک وجود ندارد، خداوند در این ادیان رحمت خود را یک‌سره بر زندگی انسان گسترانیده و این رحمت تداوم داشته و خواهد داشت.

مکاتب نوپدید دینی، که به دنبال معنویتی فراتر از معنویت ادیان کلاسیک هستند، معنویتی را دنبال می‌کنند، که آموزه‌های فقهی ندارد، شریعتی به معنای اخص ندارد، دستاوردهای خاص حرام و حلال و باید و نباید ندارد، با این تفاسیر پیروان این مکاتب می‌گویند، عصر انتقام الهی فرا رسیده و آن خداوندی را که شما در گذشته کشتید امروز در قرن بیست و یکم می‌خواهد انتقام بگیرد. در نتیجه مکاتب نوپدید دینی بوجود می‌آیند.

مکاتب نوپدید دینی از معنویت می‌گویند، اما معنویت آنها، ملغمه‌ای‌ست از راست و دروغ ، بین عالم فیزیک و متافیزیک است و سعی می‌کند بین این دو ارتباط برقرار کند. در این بین معنویت نقش پل ارتباطی را ایفا می‌کند.

* انسان، به فطرت خود وابسته است و در پی تمنای این فطرت به معنویت‌های نوگرا گرایش می‌یابد، این معنویت‌ها به دنبال چه هستند؟ چه چیزی را می‌پرستند و چه آیین‌‌هایی دارند؟

مباحثی چون دین‌های نوظهور، فرقه‌های جدید و مکاتب نوپدید دینی، اولین‌بار در علوم اجتماعی پس از جنگ‌ جهانی دوم مطرح شدند. این ادیان سعی می‌کردند به برخی پرسش‌های غایی بشر و پرسش‌های وجودشناسی انسان پاسخ دهند.
از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود ، به کجا می‌روم، آخر ننمایی وطنم
به پرسش‌های این شعر در ادیان الهی پاسخ‌های روشنی داده شده است، اما برخی از زمینه‌ها باعث شد که برخی از ادیان کلاسیک به پس‌زمینه زندگی انسان مدرن رانده شوند و توانایی پاسخ‌ دادن به سؤالات امروزی بشر را نداشته باشند. زمینه را برای مکاتب نوپدید دینی فراهم کرد تا به پرسش‌های غایی انسان پاسخ دهند. پرسش‌هایی که می‌کوشید، خدا را در درون انسان‌ها حاضر کند و در پاسخ‌های خود تلاش می‌کرد، فضای زندگی بشر امروز را به نوعی آرامش زودگذر ارتباط دهد.

مکاتب نوپدید دینی در پی پاسخ‌های غایی انسان بوده و هستند، اما این پاسخ با مسیر ادیان الهی و یا ادیان کلاسیک یکی نبود ، بلکه راه‌ متفاوتی را در پیش‌ گرفتند. ادیان کلاسیک به واسطه برخی مسائل نتوانستند خود را به‌روز کنند و یا به‌روز شدن‌شان با مسائل زندگی امروز هماهنگ نشد و انسان امروزی نتوانست، به سادگی از یهودیت، مسیحیت، بودایسم و…. برداشت‌‌های دوران مدرن خود را استیفاد کند، یک نقبی به عالم معنا زد، اما با روشی جدید که در مکاتب نوپدید دینی وجود داشت. مکاتب نوپدید دینی پاسخ وجود شناسانه به پرسش‌های بشری می‌دهد، اما به این پرسش‌ها در ادیان کلاسیک پرداخته نشده است.
هرچه پیش می‌رویم،ادیان نوظهور، حضورشان را در زندگی امروز، بیشتر تحمیل می‌کنند؛ اولاً به دلیل اینکه شریعت خاصی ندارند، ثانیاً بخش خاصی از جامعه را هدف قرار نمی‌دهند و ادعای جهانی دارند. ثالثاً آیین‌ها و آموزه‌هایشان بسیار ساده و با زبان امروزی و در دسترس است، رابعاً مدعی‌اند، راهی که پیامبران کلاسیک نتوانستند فراهم کنند، در دوران مدرن با پیامبران جدید پیش‌روی انسان قرار دارد.

در دایره‌‌المعارف ادیان جدید که به تازگی در انگلستان منتشر شده، بیش از ۲۵۰۰ دین و مرام جدید که هر کدام متدینین و مؤمنین خاص خود را دارند شناسایی شده است.برخی از این ادیان و مکاتب بسیار فعال هستند مانند ، «کلیسای شیطان»، «شاهدان یهووه»، «کلیسای علم‌شناسی»، «فرزندان خداوند»، «اکنکار» (دین‌نور و صورت)، «مورمون‌ها» و «جامعه بین‌المللی وجدان کریشنا»، که فضای عینی و تبلیغات رسمی را در سطح جهان دارند.
برخی دیگر هم مانند، زیرمجموعه ذن و بودیسم، که در ایران تحت عنوان اوشو تبلیغ می‌شوند وجود دارند.دسته دگیری از این ادیان هم بیشتر مجازی‌اند و در اینترنت فعالیت می‌کنند و در فضاهای عینی حضور ندارند.

* شیطان‌پرستی، به عنوان یکی از این مکاتب نوپدید دینی است که بحث اصلی این گفت‌وگو نیز می‌باشد.شیطان کیست و یا چیست؟ از انسان چه می‌خواهد؟ انسان از پرستش شیطان چه هدفی را دنبال می‌کند؟

هر ساعت از نو، قبله‌ای با بت‌پرستی می‌رسد توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
در طول تاریخ بشریت، شیطان یک مفهوم و نماد وسوسه‌ انسانی‌ست، کسی و یا چیزی است که در فضای زندگی بشر، او را به سوی دوزخ، افول، زندگی همراه با نکبت فرا می‌خواند.
شیطان، در برابر قوانین الهی می‌ایستد، قوانین جامعه را به سخره می‌گیرد، نوعی زندگی سرشار از نفرت، تهی وارگی و همراه با نوعی خشم و نسبت به اخلاقیات را به همراه دارد.

شیطان در ادبیات عرفانی ما، شخصیتی است که مظهر وسوسه‌های عمیق انسانی است. در ادبیات ادیان، جایگاه و پایگاه او ضد مسیح است و در مرتبه بالاتر ضد خداوند است. اما در هستی، به معنویات و اخلاقیات معنا می‌دهد، البته این معنا دادن به معنی داوری نیست.

اگر شیطان نبود که انسان را وسوسه کند، اگر فضای زندگی انسان یک‌سره در بهشت بود و هبوطی رخ نمی‌داد، معنای زندگی برای بشر دست‌نیافتنی نبود، اگر امکان وسوسه نبود، سره از ناسره تشخیص داده نمی شد، در اکثر ادیان کلاسیک، شیطان کسی است که در هستی جایگاهی دارد، این جایگاه هم به واسطه، وسوسه انسان است. بر اساس عرفان اسلامی با کشتی گرفتن با او، موحدین از غیر موحدین تشخیص داده می‌شوند. شیطان نقش یک وسوسه‌گر را دارد. جایگاه شیطان، از هستی و زندگی انسان قابل حذف نیست، نقش شیطان در هستی یک‌سره منفی است، اما برای توحید و برای رستگاری، جایگاه شیطان، قابل توجه است. با وجود شیطان است که می‌توان به معنای فضلیت و رذیلت پی برد. امکان اختیار و زندگی اخلاقی در مقابل زندگی غیر اخلاقی با شأن و جایگاه منفی اما حقیقی شیطان قابل بررسی است.

*راز پرستش شیطان چیست؟

قدرتی که بشر امروز با شیطان‌پرستی به دنبال آن است با اقتدار معنوی تفاوت دارد، قدرت شیطان‌پرستی، قدرت زودگذری است که در فضاهای مختلف نمی‌تواند خودش را در بالاترین جایگاه قرار دهد اما اقتدار معنوی به واسطه پشتوانه و جایگاهی که نسبت به خداوند عالم و نسبت به وحی الهی دارد، همیشه در بالاترین موقعیت می‌ایستد.

نور خداوند همیشه – حتی اگر مشرکان نخواهند- انتشار می‌یابد. رسولان الهی آمده‌اند تا نور و شفقت الهی را گسترش بدهند. علت اینکه چرا انسان‌ها در دوران مدرن دنباله‌رو شیطان می‌شوند و شیطان پرستی را ملجا خود قرار می‌دهند،دلایل مختلفی دارد، بخشی از آن تحلیل روانی دارد و بخش دیگری نیز تحلیل دینی و جامعه شناختی است. انسان‌هایی که از درون، افسار گسیخته هستند و به آرامش درونی و آسایش بیرونی دست نیافته‌اند به دنبال ملجا و جایگاهی برای جبران افسار گسیختگی شان هستند، شیطان پرستی بهترین ملجا و پناه برای این افراد است.

در شیطان پرستی همه چیز مجاز است، در این آیین سیاه، هر نوع لباس و پوشاک و هر نوع خوراکی مجاز است و هر نوع رفتار و ادبیاتی بدون محدودیت و بدون هیچ ساختار مشخصی آزاد است.

انسان افسار گسیخته‌ای که از محدودیت فراری است و مسئولیت اعمال خود را به هیچ عنوان نمی‌پذیرد، بهترین ملجا و پناهش شیطان پرستی است. شیطانی که از عالم تاریکی و عمق بدی و پلشتی، ندا می‌دهد که آزادی مطلق و هر آنچه که می خواهید نزد من است. به سوی من بیایید بدون هیچ محدودیتی. شیطان با شیپور انکار خودش بسیاری از انسانهای برون جسته از فضای وحدانی را به سمت خود می‌کشد و موجب می‌شود تا شاخه‌ای در دین پژوهی تحت عنوان «شیطان‌پرستی» بوجود بیاید یا به بیان دقیق‌تر کلیسای شیطان شکل بگیرد. هر چند در نگاه دینی، شیطان نادیده انگاشته می‌شود.

در نگاه جامعه شناختی، پیروان شیطان افرادی هستند که ادعاهای خاصی دارند و تصور می‌کنند، راه نجات را یافته‌اند و می‌خواهند آن را به بشر ارائه دهند.

* شیطان پرستی، دارای دسته‌بندی‌هایی هم هست؟

برای این آیین دروغین ، دسته‌بندی‌هایی وجود دارد، که اغلب به دو دسته شیطان پرستان فلسفی و دینی تقسیم می‌شوند.

شیطان پرستی فلسفی، مبادی زندگی وحدانی و عدالت الهی را در کائنات زیر سوال می‌برد، خداوند را به عنوان قدرت وجود کائنات می‌پذیرد،اما علم و حیات و قدرت مطلق خداوند و آخرت را نمی‌پذیرد. به طور استعاری می‌توان گفت که دستان خداوند را فرو می‌بندد. این نوع از شیطان‌پرستی سعی می‌کند که حضور خداوند را در زندگی انسان کم کند.

در شیطان پرستی دینی، خدا به محاق می‌رود و شیطان در جایگاه خدا می‌نشیند. نمادهای تخیلی-وهمی همراه با بت پرستی جدید که در قالب‌های پوشاک، رفتار، ادبیات و نوع خاصی از آرایش است. مطلقا نمی‌توان اذعان کرد که شیطان پرستان به معنای فلسفی شیطان پرستی رسیده‌اند، اما نمی‌توان انکار کرد که این افرادممکن است به شیطان پرستی دینی هم برسند. برخی افراد هم بواسطه متفاوت بودن شیطان پرستی را می‌پذیرند.

به هر حال نقطه آغاز گرایش به شیطان متفاوت است. خطر و پلیدی شیطان پرستی دینی به مراتب شدیدتر و جدی‌تر از شیطان‌پرستی فلسفی است. شیطان پرستی دینی، بر زندگی و روان فرد تاثیراتی را می‌گذارد که باعث اغتشاشاتی در اجتماع و از بین رفتن نهاد خانواده، نابودی امنیت فردی و در نهایت به مسائلی چون خودکشی و استفاده از مواد مخدر و داروهای روان‌گردان ختم می‌شود.

* ادیان مختلف آیین‌ها، مناسک، مراسم خود را دارند، آیین‌ و مناسک شیطان پرستی چیست؟ و پیروان شیطان در مناسک خود چه اعمالی را انجام می‌دهند؟

برای آشنایی بهتر لازم است نگاهی به کلیسای شیطان بیندازیم. کلیسای شیطان در سال ۱۹۶۶ در شیکاگو توسط «آنتوان لوی» بنیان گذاشته شد. لوی در ۳۰ آوریل همین سال خود را «اسقف اعظم کلیسای شیطان» می‌نامد و لقب پاپ سیاه را برای خود برمی‌گزیند. در کلیسا قرار می‌گیرد اما اعمال غیر متعارفی را انجام می‌دهد. اعمالی چون استفاده و نوشیدن خون، غسل تعمید با خون و استفاده از اجساد مردار حیوانات جزیی از شعائر آنها به شمار می‌رود. به بیان دقیق‌تر؛ زنای با محارم، تجاوز و سوء استفاده جنسی کودکان در انظار عمومی، عریان شدن در میان جمع همراه با رقص آتش، همراهی با موسیقی دهشتناک و مدرن و استفاده از نمادهایی که گاهی صهیونیستی است، بخش دیگری از شعائر شیطان پرستان است. استفاده از مشروبات الکلی، مواد مخدر و موادی که در زندگی مورد توجه نیستند و اکثرا ناپاک به شمار می‌روند در شیطان‌پرستی مباح است. در واقع در این آیین ناپاکی جایگزین پاکی می‌شود. در این آیین هیچ‌گونه، حریم و یا خط قرمزی وجود ندارد. مسئولیت‌پذیری انسان نادیده گرفته می‌شود، همه چیز در زمان حال وجود دارد. مردان زن پرست، دختران تن پرست، چشمان هرزه بین، گام‌های هرزه پو.

* لباس، آرایش و مد ، یکی از ابزارهای شیطان پرستی است، متأسفانه این روزها در خیابان‌های شهرمان شاهد جوانانی هستیم که ظاهر و پوشش‌شان بیانگر شیطان پرستی است، درباره لباس و آرایش شیطان پرستان توضیح بیشتری دهید؟

مدگرایی، سطحی‌ترین زاویه برخورد ما با شیطان پرستی است. اولین فصل متمایز شیطان پرستی نوع لباس، پوشاک و ادبیات است. استفاده از نمادهایی که در آن عدد شش به کار رفته ، صلیب شکسته معکوس، مثلثی که در درون آن عکس یک بز وحشی در داخل یک دایره قرار گرفته، ستاره پنج پر که نماد اصلی صهیونیستی‌هاست ، استفاده فراوان و شدید از رنگ قرمز و سیاه در آرایش‌ها، آرایش موی سر به شکلی که هیچ گونه نظمی در آن نباشد به رنگ‌های سیاه، قرمز و نارنجی، کوتاه‌کردن موهای سر به شکل‌های عجیب و به نحوی خاص، نزدیک شدن به نمادهای فاشیستی و هیتلری در فضای جدید امروزی، پوشیدن لباس‌های کاملا غیرمتعارفی که هم بدن را نشان می‌دهد و هم نشان نمی‌دهد. اینها بخشی از اقدامات شیطان پرستان در مدگرایی است.

* با این تفاسیر جوانان باید آگاهانه لباس بپوشند، اما این آگاهی به طور صحیح و اصولی به جوانان ارائه نشده است؟

شیطان پرستی به معنای دینی و حتی فلسفی آن در کشورمان، طرفداران بسیار اندک و ناچیزی دارد. اما به لحاظ نمادها، در سطح شهرها، نمادها و پوشش‌های شیطانی مشاهده می‌شود.
در گفت وگوهایی که با جوانان با پوشش‌ها و تیپ‌های شیطانی داشته‌ام همگی اقرار کرده‌اند هدفشان از این نوع پوشش فقط متفاوت و متمایز بودن از دیگران است. اصلا از موضوعی به نام شیطان‌پرستی اطلاعی ندارند، با این تفاسیر آنان شیطان‌پرست نیستند. مد همیشه معنای منفی ندارد و در صورتی که به سنت‌ها، باورها، تاریخ و هویت‌مان بازگردد، مثبت می‌شود. مد اگر به صورت غذایی نیم خورده از غرب به ما برسد، موجب می‌شود تا آن غذای نیم خورده را نشخوار کنیم.

* آیا آماری در زمینه شیطان‌پرستی و جایگاه و تعداد آنان در کشور وجود دارد؟

آمارهای رسمی و غیررسمی که در این زمینه در دسترس پژوهشگران وجود دارد، نمایانگر این است که در کشور، مجالس و مهمانی‌هایی به نام شیطان و شیطان‌پرستی برگزار می شود. در این مهمانی‌ها بیشتر، موسیقی‌های راک، هوی متال و موسیقی هایی که خشونت در آن مجاز می باشد به همراه رقص‌های آتش، استفاده از مشروبات الکلی، مواد مخدر صنعتی و روانگردان نمایان است.

اگر دستاوردهای عمیق عرفان اسلامی به جوانان معرفی شود و پوچی و تهی وارگی شیطان پرستی را نمایان کنیم، شاهد ریزش پیروان هر چند ناچیز شیطان پرستی خواهیم بود.
هدف اصلی شیطان پرستی، پوچ جلوه دادن زندگی بشری و نادیده انگاشتن معنویت و به محاق بردن پروردگار عالم ، معلق نگه داشتن جوان ایرانی بین زمین و آسمان و معلق میان دین و خانواده، معلق بین اسلام و ایران، معلق بین حقیقت و مجاز است تا به پوچی برسد. اکثر افرادی که پیرو شیطان پرستی هستند در نهایت به پوچی رسیده و خودکشی می‌کنند.

* آمار قطعی و یا به صورت درصدی وجود ندارد؟
البته، آمارهای دقیقی در برخی زمینه‌ها وجود دارد. اما شیطان‌پرستی آن‌گونه در انگلستان،‌آمریکا و کشورهای غربی وجود دارد به هیچ‌وجه و با آن شدت و گستردگی در ایران وجود ندارد. شیطان‌پرستی در ایران در سطح نمایش و نمادها جلوه‌گری می‌کند. تعداد افرادی که به معنای خاص شیطان‌پرست باشند بسیار ناچیز و انگشت‌شمار است.

* علت اصلی گسترش خودکشی میان شیطان پرستان چیست؟

شیطان پرستی به انسان می آموزد که باید روح خود را با خودکشی به شیطان هبه کرد. با گذشتن از مهمترین هدیه خداوند که همان جان انسان است باید روح خود را در اختیار شیطان قرار دهی. باید تنها فرصت زندگی ات را به شیطان بفروشی با نادیده گرفتن عدالت الهی و افق امید به آینده زندگی که پیشروی یک جوان وجود دارد.
* شیطان پرستان در چه حوزه‌ها و عرصه‌هایی به فعالیت می‌پردازند؟
سینما، یکی از مهمترین حوزه‌های فعالیت شیطان پرستان است. از موسیقی برای ترویج و تبلیغ نهایت استفاده را می برند. ورزش هم از حوزه‌هایی که شیطان پرستان در آن فعالیت دارند البته به صورت پنهان اقدام می‌کنند، برخی از ورزشکاران مطرح در غرب پیرو شیطان پرستی هستند و عده‌ای دیگر از این ورزشکاران خود را در حیطه ای که منجر به شیطان پرستی است قرار می‌دهند.

شاخه‌هایی از شیطان پرستی و حتی برخی مکاتب نوپدید دینی با صهیونیسم در ارتباط هستند به لحاظ مالی از صهیونیستها کمک می‌گیرند البته نمی‌توان همه مکاتب نوپدید دینی را به صهیونیسم ارتباط داد. نگاهی که همه چیز را در این عرصه توطئه‌آمیز ببیند پژوهشگرانه و علمی نیست.مدارکی وجود دارد گواهی می‌دهند که صهیونیستها در کمک و مساعدت به شیطان پرستی و دیگر فرقه‌های نوظهور، از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند. عرفان یهودی که تحت عنوان قباله یا اصطلاح انگلیسی آن «کابالا» است، زمینه‌های، مکاتب نوپدید دینی و از جمله شیطان‌پرستی را فراهم می‌کند. عرفان عدد، عرفان نماد، عرفان قدرت پیدا کردن در هستی، عرفان تصرف در کائنات در معنای منفی خودش، از جمله مواردی است که بشر گسسته از عالم معنا به دنبال آن است. بشر گسسته از خدا، به دنبال نوعی اقتدار مجازی است که البته هیچ‌گاه به آن دست نخواهد یافت، به دلیل اینکه تنها وهم و سرابی از این اقتدار را تجربه کرده است.

البته فراماسونری، شیطان‌پرستی نیست. فراماسونری دسیسه‌ وسیع سیاسی و اجتماعی است، برای به انحراف کشاندن نخبگان یک جامعه است. هر چند بخشی از اقدامات فراماسون‌ها می‌تواند شیطان‌پرستی و یا استفاده از نمادهای شیطانی و یا مجاز شمردن برخی از اعمال شیطان‌پرستان باشد. صهیونیسم، در پی‌رخنه در ادیان کلاسیک است، صهیونیسم، خود یک مکتب نوپدید دینی است و موقعیتی مجازی و خود ساخته دارد و از مکاتب وهمی است. هرجا که ندای تفرعن و ندای تاریکی و رذالت به میان می‌آید، در پس‌پرده و نقاب، صهیونیسم مخفی شده است. ثروت، رسانه‌ها و موقعیت خاص رسانه‌ای ابزار های اصلی صهیونیست‌هاست. دستاوردهای خاصی که از همکاری و همراهی رسانه و صهیونیسم، در قالب فیلم ، موسیقی، کتاب، مجلات و عکس بدست می‌آید و بهره‌ی که حاصل می‌شود ، همگی حکایت از پشتیبانی صهونیست‌ها در این عرصه دارد. صهیونیست‌ها غیر حقیقی هستند و هرجا که غیرحقیقتی وجود دارد، خودشان را با آن همراه کنند. صهیونیسم یک انحراف دینی است.

*در شیطان‌پرستی، با عناوینی چون کلیسای شیطان، انجیل سیاه و… که برگرفته از مسیحیت است برمی‌خوریم، علت چیست؟

اناجیل اربعه، تنها دستاورد جدی و قابل پذیرش در عالم مسیحیت هستند. انجیل هفتاد سال پس از مصلوب شدن عیسی، نوشته شده است. یک فاصله تاریخی بین عیسی (ص) و انجیل وجود دارد. در کنار انجیل‌های قانونی، شاهد انجیل‌های غیرقانونی و غیر رسمی (اپوکریفا) هم هستیم. این انجیل‌ها که تعداد فراوانی هم دارند، در میان «مورمون‌ها»، «متدیست‌ها» و حتی در فضاهای غیر رسمی پروتستان‌ها هم وجود دارد، می‌توان یک کتاب جدید به نام انجیل شیطان (bible of satan) هم وجود داشته باشد. حوزه اناجیل این فرصت را فراهم می‌کند تا هرکسی بتواند به نام انجیل و عیسی سخنی بگوید و از حقیقت ندایی در بیاورد!

اسلام تنها دینی است، که پیامبر بر سر متن دین ایستاده و از ابتدا و تا انتها به واسطه‌ای این که متون کاملاً الهی هستند، نظارت کرده و نوشته شده است. به همین دلیل است که در اسلام کمترین جنبش‌ها و مکاتب‌ دینی را شاهد هستیم. معدود مکاتبی هم که وجود دارند ناشی از فعالیت و خواست استعمار است. بهایی‌ها و وهابیون، با حمایت و پشتیبانی آمریکا، انگلیس و صهیونیست‌ها بوجود آمده‌اند. بیشترین مکاتب نوپدید دینی در آیین مسیحیت بوجود آمده است.
*علت پیدایش این همه مکاتب نوپدید از آیین مسیحیت چیست؟

حضرت مسیح، غیر از چند مورد معدود، هیچ‌گاه خود را پیامبر معرفی نکرده، ثانیاً انجیل‌ها پس از مصلوب شدنش نگاشته شده‌اند، ثالثاً تشتت در کلیساهای مسیحی و تلاش برخی برای اینکه با زبان خود و فهم خود، با مسیح همراهی کنند، مزید بر علت شد تا این آتش افروخته‌تر شود. امروزه کلیساهای فراوانی وجود دارند که هیچ‌کدام دیگری را به رسمیت نمی‌شناسند. در چنین فضایی تشتت و مسمومی، امکان روییدن قارچ‌های سمی هم وجود دارد.

*وضعیت شیطان‌پرستی در جوامع اسلامی را چگونه می‌بینید؟

در کشورهای عربی، به دلیل نگرش سنت و یا همان سنی بودن، در نسل‌های گذشته، شیطان پرستی جایگاهی نداشته است، در نسل‌های جدید، مگر به واسطه ماهواره، اینترنت و دیگر وسایل ارتباط جمعی،شاید تا حدی ورود پیدا کرده باشد، شیطان‌پرستی در کشورهای عربی جایگاه مستحکمی ندارد.

* برای جلوگیری از گسترش شیطانی پرستی و دیگر مکاتب نو پدید و عرفانی‌های دروغین چه باید کرد؟
دفاع عارفانه از دین، بهترین و مهمترین عامل است. پرداختن به پرسش‌های جدید جوانان بدون هیچ محدودیت و هیچ انگ و برچسب تخریب‌کننده‌ای ، پذیرفتن این نکته که دین در همه زمان‌ها و مکان‌ها و در میان همه اقشار می‌تواند حرف نو و جدیدی برای گفتن داشته باشد، باید هنر استخراج این یافته‌های نو را داشته باشیم. و از همه مهمتر آشنایی عالمان و حاکمان دینی، با مکاتب نوپدید و انحرافات آنهاست. همراهی بیشتر با جوانان و شفقت بیشتر با طیف جوان که مملو از انرژی، زندگی و در عین حال متفاوت بودن است.البته باید حساسیت بیشتری را نسبت به موضوعات و مسائل اعتقادی و عرفانی جامعه و جوانانمان داشته باشیم.

http://www.naghdnews.ir/news-analytics/religious-belief/3031-mazhabi.html