کلام رهبر
تاریخ : یکشنبه، ۱۵ خرداد ۱۳۹۰
: 27 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

بیانات مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای در بیست و دومین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)


بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الاطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌.

سلام و رحمت خدا بر روح مطهر امام بزرگوار و شهداى انقلاب اسلامى. امروز بار دیگر ملت ایران سالگرد امام بزرگوارمان را با این تجدید یاد و خاطره، در جهت مکتب امام و راه امام پى میگیرند. هر سال روز چهاردهم خرداد فرصتى است براى مطرح شدن بخشى و بُعدى از ابعاد زندگى مطهر امام و خط مبارک و روشن آن بزرگوار. امسال این روز با روز اول ماه مبارک رجب هم همراه است. ماه رجب، ماه رحمت و برکت الهى است. از پیغمبر مکرم اسلام نقل شده است که فرمود: «اللّهمّ بارک لنا فى رجب و شعبان».(۱) این ماه و ماه شعبان، گذرگاه مؤمنان به سوى ماه ضیافت الهى – ماه مبارک رمضان – است.

امسال سالگرد امام با یک حادثه‌ى مهم دیگر نیز همراه و همزمان است و آن، بیدارى اسلامى است؛ حادثه و حماسه‌اى که امام بزرگوار ما انتظار آن را میکشیدند، آرزوى آن را داشتند و از آن خبر هم داده بودند. امام بزرگوار حرکت بیدارى ملتهاى مسلمان را پیش‌بینى میکرد و خداوند متعال تفضل فرمود، این پیش‌بینى به وقوع پیوست؛ همچنان که سقوط حکومت شوروى را پیش‌بینى کرد و خداى متعال آن را تحقق بخشید.

امروز عرایض من در دو بخش است، که امیدوارم بتوانم در مدت کوتاهى این دو بخش را عرض کنم. یک بخش، مرورى است بر درس بزرگ امام بزرگوار ما؛ مرورى بر مکتب ماندگار امام عزیز ما که ذخیره‌ى ملت ایران است؛ سرمایه‌اى است که ملت ایران با تکیه‌ى بر آن، با در دست داشتن این سرمایه، توانسته است گذرگاه‌هاى دشوارى را که به طور معمول و متعارف در سر راه ملتى با چنین آرمانهائى قرار دارد، طى کند. یک بخش هم نگاه به مسائل منطقه است.

در باب مکتب امام، این نکته را ملت عزیز ایران کاملاً میدانند که ارادت و محبت مردم به امام بزرگوار، صرفاً از نوع یک علقه‌ى قلبى و احساسى و عاطفى نیست. اگرچه از لحاظ احساسات و عواطف، محبت امام در دلها موج میزند، اما این همه‌ى مسئله نیست؛ بلکه ارادت مردم به امام بزرگوار، به معنى پذیرش مکتب امام به عنوان راه روشن و خط روشن حرکت عمومى و همگانى ملت ایران است؛ یک راهنماى نظرى و عملى است که کشور و ملت را به عزت و پیشرفت و عدالت میرساند. در طول این سى و دو سال گذشته، عملاً هم همین بوده است. یعنى هر جا ما توفیق پیدا کردیم که به توصیه‌هاى امام جامه‌ى عمل بپوشانیم، هر جا توانستیم خط انگشت اشاره‌ى امام را دنبال کنیم، توفیقات فراوانى نصیب ما شد. مردم با این چشم، به راه امام و خط امام و میراث ماندگار امام نگاه میکنند. در این سى سال، ملت ما توانسته است در مقابل سنگین‌ترین توطئه‌ها ایستادگى کند. علیه ملت ایران توطئه‌ى نظامى بود، توطئه‌ى امنیتى بود، توطئه‌ى اقتصادى بود – این تحریمهاى گسترده در طول این سى سال وجود داشته است – توطئه‌ى تبلیغاتى بود – امپراتورى گسترده‌ى رسانه‌اى و تبلیغات، علیه ملت ایران به طور کامل مشغول کار و تحریک بوده است – توطئه‌ى سیاسى بود. ملت ایران به برکت مکتب امام و راه امام، در مقابل این توطئه‌ها ایستادگى کرد.

مکتب امام یک بسته‌ى کامل است، یک مجموعه است، داراى ابعادى است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه کرد. دو بُعد اصلى در مکتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است. بُعد معنویت است؛ یعنى امام بزرگوار ما صرفاً با تکیه‌ى بر عوامل مادى و ظواهر مادى، راه خود را پى نمیگرفت؛ اهل ارتباط با خدا، اهل سلوک معنوى، اهل توجه و تذکر و خشوع و ذکر بود؛ به کمک الهى باور داشت؛ امید او به خداى متعال، امید پایان‌ناپذیرى بود. و در بُعد عقلانیت، به کار گرفتن خرد و تدبیر و فکر و محاسبات، در مکتب امام مورد ملاحظه بوده است. من نسبت به هر کدام، چند جمله‌اى عرض خواهم کرد.

بُعد سومى هم وجود دارد، که آن هم مانند معنویت و عقلانیت، از اسلام گرفته شده است. عقلانیت امام هم از اسلام است، معنویت هم معنویت اسلامى و قرآنى است، این بُعد هم از متن قرآن و متن دین گرفته شده است؛ و آن، بُعد عدالت است. اینها را باید با هم دید. تکیه‌ى بر روى یکى از این ابعاد، بى‌توجه به ابعاد دیگر، جامعه را به راه خطا میکشاند، به انحراف میبرد. این مجموعه، این بسته‌ى کامل، میراث فکرى و معنوى امام است. خود امام بزرگوار هم در رفتارش، هم مراقب عقلانیت بود، هم مراقب معنویت بود، هم با همه‌ى وجود متوجه به بُعد عدالت بود.

من چند نمونه از مظهر عقلانیت امام عرض میکنم. اولین نمونه، همین گزینش مردم‌سالارى براى نظام سیاسى کشور بود؛ یعنى تکیه‌ى به آراء مردم. انتخاب مردم‌سالارى، یکى از مظاهر روشن عقلانیت امام در مکتب حیاتبخش و نجاتبخش او بود. قرنهاى متمادى حکومتهاى فردى بر کشور ما حکومت کرده بودند و حتّى در دورانى که در ایران جریان مشروطه به وجود آمد و بظاهر جریان قانون در کشور رسمى شد، عملاً استبداد و دیکتاتورى دوران پهلوى از استبداد گذشتگانشان گزنده‌تر و سخت‌تر و مصیبت‌بارتر بود. در کشورى با این سابقه، امام بزرگوار ما این امکان را پیدا کرد، این توفیق را یافت که مسئله‌ى حضور مردم و انتخابات مردمى را به یک حقیقت نهادینه شده تبدیل کند. مردم ما هرگز مزه‌ى انتخابات آزاد را، جز در برهه‌هاى بسیار کوتاه در صدر مشروطه، تجربه نکرده بودند. در یک چنین کشورى، در یک چنین فضائى، امام بزرگوار ما از اولین قدم، انتخابات را در کشور نهادینه کرد. بارها شنیدید که در طول این سى و دو سالى که از پیروزى انقلاب اسلامى میگذرد، در حدود سى و دو یا سى و سه انتخابات در کشور اتفاق افتاده است، که مردم آزادانه پاى صندوقهاى رأى آمدند و رأى خودشان را به صندوق انداختند و منشأ تشکیل مجلس و دولت و خبرگان و شوراهاى شهر و امثال اینها شدند. این، بارزترین نمونه‌ى عقلانیت امام بزرگوار ما بود.

یک نمونه‌ى دیگر از عقلانیت امام و تکیه‌ى او به خرد و هوشمندى، عبارت است از سرسختى و عدم انعطاف او در مقابله‌ى با دشمن مهاجم. امام به دشمن اعتماد نکرد. بعد از آنکه دشمن ملت ایران و دشمن این انقلاب را درست شناخت، در مقابل او مثل کوه ایستاد. آن کسانى که خیال کردند و خیال میکنند عقل اقتضاء میکند که انسان گاهى در مقابل دشمن کوتاه بیاید، امام درست نقطه‌ى مقابل این تصور حرکت کرد. عقلانیت امام و آن خرد پخته‌ى قوام‌یافته‌ى این مرد الهى، او را به این نتیجه رساند که در مقابل دشمن، کمترین انعطاف و کمترین عقب‌نشینى و کمترین نرمش، به پیشروى دشمن مى‌انجامد. در میدان رویاروئى، دشمن از عقب‌نشینى طرف مقابل، دلش به رحم نمى‌آید. هر یک قدم عقب‌نشینى ملت مبارز در مقابل دشمنان، به معناى یک قدم جلو آمدن دشمن و مسلط شدن اوست. این، یکى از مظاهر عقلانیت امام بزرگوار بود.

یک مظهر دیگر عقلانیت امام، تزریق روح اعتماد به نفس و خوداتکائى در ملت بود. در طول سالهاى متمادى، از آغاز تسلط و ورود غربى‌ها در این کشور – یعنى از اول قرن ۱۹ میلادى که پاى غربى‌ها به ایران باز شد – دائماً به وسیله‌ى عوامل و دستیارانِ خودشان، با تحلیلهاى گوناگون، توى سر ملت ایران میزدند؛ ملت ایران را تحقیر میکردند، به ملت ایران میباوراندند که نمیتواند، عُرضه‌ى اقدام علمى و پیشرفت علمى ندارد، توانائى کار کردن و روى پاى خود ایستادن را ندارد. سردمداران رژیم پهلوى و قبل از او، مکرر ملت ایران را تحقیر میکردند. اینجور وانمود میکردند که اگر پیشرفتى متصور است، اگر کار بزرگى باید بشود، باید به وسیله‌ى غربى‌ها بشود؛ ملت ایران توانائى ندارد. امام بزرگوار به یک چنین ملتى روح اعتماد به نفس را تزریق کرد، و این نقطه‌ى تحول ملت ایران شد. پیشرفتهاى ما در زمینه‌ى علمى، در زمینه‌ى صنعتى، در انواع و اقسام عرصه‌هاى زندگى، معلول همین اعتماد به نفس است. امروز جوان ایرانى ما، صنعتگر ایرانى ما، دانشمند ایرانى ما، سیاستمدار ایرانى ما، مبلّغ ایرانى ما احساس توانائى میکند. این شعار «ما میتوانیم» را امام بزرگوار در اعماق جان این ملت قرار داد. این، یکى از مظاهر مهم عقلانیت امام بزرگوار بود.

یک مظهر دیگر، تدوین قانون اساسى بود. امام خبرگان ملت را از طریق انتخابات مأمور کرد که قانون اساسى را تدوین کنند. آن تدوین‌کنندگان قانون اساسى، با انتخاب ملت این کار را انجام دادند. اینجور نبود که امام یک جمع خاصى را بگذارد که قانون اساسى بنویسند؛ به عهده‌ى ملت گذاشته شد. ملت خبرگانى را با شناسائى خود، با معرفت خود انتخاب کردند و آنها قانون اساسى را تدوین کردند. بعد امام همین قانون اساسى را مجدداً در معرض آراء مردم قرار داد و رفراندوم قانون اساسى در کشور تشکیل شد. این، یکى از مظاهر عقلانیت امام است. ببینید، پایه‌هاى نظام را امام اینجور مستحکم کرد. هم از لحاظ حقوقى، هم از لحاظ سیاسى، هم از لحاظ فعالیت اجتماعى، هم از لحاظ پیشرفتهاى علمى، امام یک قاعده‌ى محکم و مستحکمى را به وجود آورد که بر اساس این قاعده میشود تمدن عظیم اسلامى را بنا نهاد.

از جمله‌ى مسائلى که مظهر عقلانیت امام بزرگوار بود، این بود که ایشان به مردم تفهیم کرد که آنها صاحب و مالک این کشورند. مملکت صاحب دارد. این حرف را در دوران حکومتهاى استبدادى بر زبان جارى میکردند که آقا مملکت صاحب دارد. مرادشان از صاحب مملکت، دیکتاتورها و مستبدینى بودند که بر کشور حکمرانى میکردند. امام به مردم تفهیم کرد که مملکت صاحب دارد و صاحب مملکت، خود مردم هستند.

مظهر معنویت در امام بزرگوار، در درجه‌ى اول، اخلاص خود او بود. امام کار را براى خدا انجام داد. از اول، هرچه که احساس میکرد تکلیف الهى اوست، آن را انجام میداد. از فداکارى در این راه، امام ابا نکرد. از شروع مبارزات در سال ۱۳۴۱، امام اینجور عمل کرد؛ با تکلیف پیش رفت. به مردم و مسئولین هم این درس را بارها گفت و تکرار کرد که آنچه مهم است، تکلیف است. ما تکلیف را انجام میدهیم، ترتّب نتیجه بر کار ما دست خداست. بنابراین مظهر مهم معنویت در رفتار امام، اخلاص او بود. براى خاطر تعریف و تمجید این و آن، حرفى نزد، کارى نکرد، اقدامى نکرد. آنچه که براى خدا انجام داد، به وسیله‌ى خداى متعال به آن برکت داده شد؛ ماندگار شد. خاصیت اخلاص این است. امام همین توصیه را به مسئولین هم تکرار میکردند. امام ماها را امر میکردند به این که اهل توکل باشیم، اهل اعتماد به خدا باشیم، اهل حسن‌ظن به پروردگار باشیم، براى خدا کار کنیم. خود او اهل توکل بود، اهل تضرع بود، اهل توسل بود، اهل استمداد از خدا بود، اهل عبادت بود. بعد از پایان ماه رمضان، انسان وقتى امام را میدید، به طور محسوسى در او احساس نورانیت میکرد. از فرصتهاى زندگى براى تقرب به خداى متعال، براى پاکیزه‌کردن دل و جان مطهرِ خودش استفاده میکرد. دیگران را هم امر میکرد و میگفت: ما در محضر خدا هستیم. عالَم، محضر خداست. عالَم، محل حضور جلوه‌هاى الهى است. همه را به این راه سوق میداد. خود او اهل رعایت اخلاق بود، دیگران را هم به اخلاق سوق میداد. بخش مهمى از معنویت در اسلام عبارت است از اخلاق، دورى از گناه، دورى از تهمت، دورى از سوءظن، دورى از غیبت، دورى از بددلى، دورى از جداسازى دلها از یکدیگر. خود امام بزرگوار این چیزها را رعایت میکرد، به مردم هم سفارش میکرد، به مسئولین هم سفارش میکرد. امام ماها را توصیه میکردند به این که مغرور نشویم، خودمان را بالاتر از مردم ندانیم، خودمان را بالاتر از انتقاد ندانیم، بى‌عیب ندانیم. همه‌ى مسئولین طراز اول کشور این را از امام شنیده بودند که بایستى آماده باشیم؛ اگر چنانچه از ما عیب گرفتند، نگوئیم ما بالاتر از اینیم که عیب داشته باشیم، بالاتر از اینیم که به ما انتقادى وارد باشد. خود امام هم همین جور بود. ایشان، هم در نوشته‌هاى خود – بخصوص در اواخر عمر شریفش – هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه کردم. اقرار کرد به این که در فلان قضیه خطا کرده است؛ این خیلى عظمت لازم دارد. روح یک انسانى باید بزرگ باشد که بتواند یک چنین حرکتى را انجام دهد؛ خودش را منسوب کند به اشتباه و خطا. این معنویت امام بود، این اخلاق امام بود؛ این یکى از ابعاد مهم درس امام به ماست.

بُعد عدالت هم در مکتب امام بسیار برجسته است. اگرچه به یک معنا عدالت هم از همان عقلانیت و نیز از معنویت برمیخیزد، اما برجستگى بُعد عدالت در منظر امام بزرگوار، آن را به طور مشخص‌ترى در مقابل ما قرار میدهد. از اول پیروزى انقلاب، امام تکیه‌ى بر طبقات ضعفا را اصرار کردند، تکرار کردند، توصیه کردند. تعبیر «پابرهنگان» و «کوخ‌نشینان» جزو تعبیراتى بود که در کلام امام بارها و بارها تکرار شد. به مسئولین اصرار داشتند که به طبقات محروم برسید. به مسئولین اصرار داشتند که از اشرافیگرى پرهیز کنند. این، یکى از توصیه‌هاى مهم امام بزرگوار بود. ما نباید اینها را فراموش کنیم. آفت مسئولیت در یک نظامى که متکى به آراء مردم و متکى به ایمان مردم است، این است که مسئولین به فکر رفاه شخصى بیفتند؛ به فکر جمع‌آورى براى خودشان بیفتند؛ در هوس زندگى اشرافیگرى، به این در و آن در بزنند؛ این آفت بسیار بزرگى است. امام خودش از این آفت بکلى برکنار ماند و مسئولین کشور را هم بارها توصیه میکرد که به کاخ‌نشینى و به اشرافیگرى تمایل پیدا نکنند، سرگرم مال‌اندوزى نشوند، با مردم ارتباط نزدیک داشته باشند. ماها که آن روز جزو مسئولین بودیم، امام دوست میداشت که با مردم ارتباط داشته باشیم، مأنوس باشیم؛ اصرار داشت که خدمات به اقصى‌ نقاط کشور برده شود؛ مردم نقاط دور، از خدمات عمومى کشور بهره‌مند شوند. اینها ناظر به آن بُعد عدالت امام بزرگوار بود. امام اصرار داشت که مسئولین از میان مردم انتخاب شوند، از خود مردم باشند، وابستگى‌ها ملاک قبول مسئولیتها نباشد. وابستگى به شخصیتها، به فامیلها، بلاى هزار فامیلى که در دوران قاجار و دوران پهلوى بر سر این کشور آمد، امام بزرگوار ما را نسبت به این قضیه حساس کرده بود. گاهى در مقام تعریف از یک مسئولى میگفتند: این از دل مردم برخاسته است. ملاک را این میدانستند. از نظر امام بزرگوار، تکیه‌ى به ثروت و تکیه‌ى به قدرت براى گرفتن مسئولیت، جزو خطرهاى بزرگ براى کشور و براى انقلاب بود. خب، اینها ابعاد خط امام است.

برادران و خواهران من! ملت عزیز ایران! این مکتب، ما را در طول این سى و دو سال از گردنه‌هاى خطرناکى عبور داده است؛ سطح عزت ملى و شرافت بین‌المللى ما را بالا آورده است. کشور به برکت پیمودن این راه، در همان حدى که رعایت کرده است، پیشرفت کرده است؛ به سمت آرمانهاى خود پیش رفته است. ما باید رعایت کنیم، منتها همه‌ى جوانب را با هم. اگر کسى یا جریانى بخواهد به نام عقل‌گرائى، از ارزشهاى اسلامى و انقلابى عدول کند، این انحراف است. اگر کسى بخواهد به وسیله‌ى عقل‌گرائى، در مقابل دشمن بى‌تقوائى به خرج بدهد، وابستگى به وجود بیاورد، این انحراف است، این خیانت است. آن عقلانیتى که در مکتب امام بزرگوار ما هست، اقتضاء نمیکند که ما از خدعه‌ى دشمن غافل شویم، از کید او غافل شویم، از نقشه‌ى عمیق او غافل شویم، به او اعتماد کنیم، در مقابل او کوتاه بیائیم. هرچه که انسان در مقابل دشمن کوتاه بیاید، پشتوانه‌ى عظیم معنوى در درون کشور و درون ملت را از دست خواهد داد.

همین طور در نقطه‌ى دیگر: اگر به نام عدالت‌خواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. در کشور آراء و عقاید مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه یک عنوان مجرمانه‌اى بر یک حرکتى، بر یک حرفى منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌هاى موظف باید تعقیب کنند و میکنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌اى نباشد، کسى است که نمیخواهد براندازى کند، نمیخواهد خیانت کند، نمیخواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقه‌ى سیاسى ما، با مذاق سیاسى ما مخالف است، ما نمیتوانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛ «و لایجرمنّکم شنئان قوم على الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور میدهد و میگوید: مخالفت شما با یک قومى، موجب نشود که عدالت را فرو بگذارید و فراموش کنید. «اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید. «هو اقرب للتّقوى»؛(۲) این عدالت، نزدیکتر به تقواست. مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است. همه هوشیار باشیم، همه بیدار باشیم. این بُعد هم نباید ابعاد دیگر را در سایه قرار بدهد.

بُعد معنویت هم همین جور. ما اهل معنویتیم، اهل توسلیم، اهل توجهیم، اهل ذکریم؛ خدا را شکر. فضاى جامعه‌ى ما، مالامال از توجه به خداست. ماه رمضان کشور ما، یک ماه رمضان تماشائى است؛ بهار معنویت است. این جوانهاى عزیز ما در جلسات قرآن، در جلسات ذکر و دعا، در جلسات توسل، آنچنان حضور نورانى‌اى دارند که انسان لذت میبرد. در روزهاى آینده، همین مراسم اعتکافى که جوانان ما راه مى‌اندازند، پدیده‌ى شگفت‌آورى است. در دوران جوانى ما، در حوزه‌ى علمیه‌ى قم، ایام نیمه‌ى رجب که روزهاى معروف اعتکاف است، شاید در مسجد امامِ آن روز، ده نفر، پانزده نفر، بیست نفر طلبه – آن هم در مرکز حوزه‌ى علمیه، که قم باشد – اعتکاف میکردند؛ این کار معمول نبود، بلد نبودند. امروز در دانشگاه‌هاى کشور، هزاران نفر از جوانان دانشجو – دختران و پسران – در مساجد دانشگاه‌ها اعتکاف میکنند، سه روز عبادت میکنند، خلوت میکنند، با خداى خود ارتباط برقرار میکنند؛ مساجد بزرگ و مجامع بزرگ که جاى خود دارد. اینها معنویت است. کشور ما اهل معنویت است، اما معنویت ما همراه و همروال است با احساس مسئولیت. این معنویت به هیچ وجه نباید ما را از مسئولیت عظیم انقلابىِ خودمان جدا کند، بلکه کمک به حرکت انقلابى است. آن کسانى که با تکیه‌ى به دیندارى و با عنوان کردن دیندارى، سعى میکنند جامعه را سیاست‌زدائى کنند، جوانان را سیاست‌زدائى کنند، جوانان را از حضور در عرصه‌هاى کشور دور نگه دارند، اشتباه میکنند، راه خطا میروند، دچار انحرافند؛ این ابعاد با همدیگر است. من در اینجا، در جوار مرقد مطهر امام، در جوار ارواح طیبه‌ى شهدائى که در این گلزار معنوى – بهشت زهرا – به خاک سپرده شده‌اند، شهادت میدهم که ملت ما این راه را خوب حرکت کرده است، راه امام را حفظ کرده است. من به چشم مى‌بینم و میتوانم گواهى بدهم که جوانان انقلابى امروز ما، از جوانان انقلابى آغاز انقلاب، اگر از لحاظ ایمان و تقوا و استحکام عقیده بهتر نباشند، عقب‌تر نیستند. من از صمیم قلب و از بن دندان گواهى میدهم و  اعتقاد دارم که بهترین نقش را مردم ایفاء کرده‌اند؛ ارزشها را نگه داشته‌اند، حفظ کرده‌اند و پاى آن ایستاده‌اند؛ مردم بودند که نقشه‌هاى دشمنان ما را خنثى کردند. نمیخواهم به تفصیل در این باره صحبت کنم؛ هم وقت نیست، هم شاید الان وقت این صحبت نیست؛ اما به اجمال و اشاره عرض میکنم که دشمنان ما تصور میکردند با رحلت امام، آغاز فروپاشى این نظام مقدس کلید زده خواهد شد. آنها خیال میکردند امام که رفت، بتدریج این شعله خاموش خواهد شد، این چراغ خاموش خواهد شد. بعد، مراسم تشییع جنازه‌ى امام، آن احساسات مردم، آن حرکت عظیم مردم در حمایت از کارى که خبرگان کردند، اینها را مأیوس کرد. یک برنامه‌ریزى ده ساله کردند – این تحلیل من است، این به معناى اطلاع نیست؛ تحلیلى است که قرائن آن را براى ما اثبات میکند – ده سال بعد امیدوار بودند که نتیجه بدهد. سال ۷۸ که آن حوادث پیش آمد، آن کسى که این حوادث را خنثى کرد، مردم بودند. روز بیست و سوم تیر سال ۷۸ مردم آمدند در خیابانها، توطئه‌ى دشمن را که سالها برایش برنامه‌ریزى کرده بودند، در یک روز باطل کردند. آن روز گذشت. موج دوم، باز یک برنامه‌ریزى ده‌ساله بود تا سال ۸۸ . به نظرشان فرصتى به دست مى‌آمد. به خیال خودشان زمینه‌ها را آماده کرده بودند. مطالباتى هم مردم داشتند – مردمى که وابسته‌ى به نظامند، وفادار به نظامند – فکر کردند از این مطالبات بتوانند استفاده کنند؛ لذا آن قضایاى سال ۸۸ به وجود آمد. دو سه ماه تهران را متلاطم کردند – البته فقط تهران را – دو سه ماه توانستند دلها و ذهنها را به خودشان مشغول کنند. اینجا هم مردم آمدند توى میدان. بعد از آنکه باطنها ظاهر شد، در روز قدس مردم دیدند که اینها حرف دلشان چیست، در روز عاشورا فهمیدند که اینها عمق خواسته‌هاشان تا کجاست، مردم عزیز ما به میدان آمدند و حماسه‌ى نُه دى را به راه انداختند. نه فقط در تهران، بلکه در سراسر کشور، میلیونها نفر در روز نهم دى، بعد هم بلافاصله در بیست و دوى بهمن آمدند توى میدان، غائله را ختم کردند. این، هنر مردم است. درود به مردم ایران. درود به ملت مؤمن و مبارز و بصیر و آگاه ایران. ان‌شاءاللَّه به توفیق الهى، مردم همین راه را و همین خط را و همین آرمان را و همین عزم و همت را تا آخر ادامه خواهند داد. خوشبختانه این حرکت عظیم مردم ثمرات خودش را هم بخشیده است. به برکت اعتمادى که مردم به مسئولان کشور از خودشان نشان دادند، به برکت امنیتى که با حضور مردم در سرتاسر کشور برقرار است، مسئولین توانسته‌اند خدمت‌رسانى را گسترش بدهند و کارهاى بزرگى انجام دهند؛ کارهاى زیربنائى عظیمى در کشور انجام بگیرد، که شرط لازم براى پیشرفت هر کشورى، همین کارهاى زیربنائى است که امروز دارد یکى پس از دیگرى انجام میگیرد؛ مردم دارند این را مى‌بینند و ان‌شاءاللَّه ثمراتش را در کوتاه‌مدت و بلندمدت خواهند دید. به برکت همین امنیتى که با حضور مردم به وجود آمده است، توطئه‌هاى امنیتى دشمنان خنثى میشود، توطئه‌هاى تبلیغاتى دشمنان خنثى میشود. به برکت همین حضور مردم است که پیشرفت علمى و فناورى کشور در سطح عالى است. امروز طبق آمارهاى بین‌المللى – نه آمارهاى ما – طبق محاسبات بین‌المللى که اعلام رسمى هم میکنند، سرعت پیشرفت علمى کشور ما، یازده برابر یا دوازده برابرِ متوسط دنیاست؛ این چیز کمى نیست. این را مخالفین ما میگویند، دشمنان ما آن را اعلام میکنند. امروز جوانان دانشمند شما در بیش از ده رشته‌ى مهم درجه‌ى اول علمى و فناورى کشور آنچنان پیشرفتى کرده‌اند که در ردیفهاى اول دنیا – یعنى در ردیفهاى کمتر از دهم دنیا – قرار گرفته‌اند؛ اینها به برکت حضور مردم است. این حضور، این اعتماد متقابل، این احساس مسئولیت عمومى هرچه ادامه پیدا کند، کشور پیشرفت بیشترى پیدا خواهد کرد. خط امام، این است.

چند جمله هم درباره‌ى مسائل منطقه عرض بکنم. اولاً آنچه که در منطقه‌ى شمال آفریقا و منطقه‌ى ما اتفاق افتاده است، حوادث بسیار مهم و تاریخ‌سازى است. آنچه در مصر اتفاق افتاد، آنچه در تونس اتفاق افتاد، این بیدارى عظیمى که در کشورهاى اسلامى اتفاق افتاده است، از آن حوادثى است که گاهى دو قرن، سه قرن میگذرد تا یک چنین حادثه‌اى به وجود بیاید؛ از آن حوادث بسیار مهم و تأثیرگذار و تاریخ‌ساز است. البته ملت مصر موفق شد، ملت تونس موفق شد؛ بخصوص پیروزى انقلاب مصر، پیروزى بسیار درخشانى است؛ بسیار کار عظیمى است. در برخى کشورهاى دیگر، مثل لیبى، مثل یمن، مثل مردم مظلوم بحرین، مبارزاتى دارد انجام میگیرد؛ هر کدام هم حکم خودش را دارد. آنجا هم حرکات مردم محکوم به پیروزى است؛ دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. وقتى مردم بیدار شدند، وقتى یک ملت احساس قوت و قدرت و توانائى کرد، هیچ چیزى نمیتواند راه او را سد کند. البته دشمنان ملتهاى مسلمان – یعنى نظام سلطه، آمریکاى شیطان بزرگ، صهیونیستهاى غدار و حیوان‌صفت – مشغول فعالیتند و دارند تلاش میکنند؛ میخواهند نگذارند این پیروزى‌ها به کام مردم شیرین بیاید و به معناى واقعى کلمه به پیروزى نهائى برسد؛ اما اگر ما ملتهاى مسلمان بیدار باشیم، به نداى قرآن – که ما را به صبر و استقامت و ثبات امر میکند، به ما امید میدهد – گوش کنیم، به خداى متعال سوء ظن نداشته باشیم، به وعده‌ى الهى امیدوار باشیم و براى آن تلاش و کار کنیم، بدون شک این ملتها به پیروزى میرسند. البته در لیبى سیاست دولتهاى غربى این است که کشور لیبى را ضعیف کنند، کم‌خون کنند؛ سیاستشان این است که جنگ داخلى ادامه پیدا کند تا کشور از رمق بیفتد، بعد یا خودشان مستقیم یا غیرمستقیم بیایند امور آن کشور حساس را به دست بگیرند. کشور لیبى اولاً داراى منابع سرشار نفت است، ثانیاً یک قدمى اروپاست؛ بنابراین براى مستکبرین جهانى، براى آمریکا، براى کشورهاى مستکبر در اروپاى غربى بسیار مهم است؛ نمیخواهند آسان از او دست بردارند، میخواهند ضعیف کنند. اگر آن کشور را وا میگذاشتند، مردم میتوانستند غلبه کنند، حکومت مردمى و اسلامى بر سر کار مى‌آمد، براى آنها خطرى بود؛ لذا میخواهند نگذارند این اتفاق بیفتد.

در یمن هم چیزى شبیه این است. یمن هم از لحاظ سوق‌الجیشى مهم است؛ از لحاظ همسایگى با بعضى از کشورهاى مرتبط با آمریکا و جغرافیاى سیاسى، بسیار مهم است؛ آنجا هم نمیخواهند بگذارند مردم به پیروزى برسند. سیاست آمریکا و غرب در این دو کشور این است که مردم به پیروزى نرسند.

مردم بحرین هم در مظلومیت مطلق به سر میبرند. در آنجا هم به عنوان اینکه اینها شیعه هستند، میخواهند حرکت را حرکت طائفى و مذهبى معرفى کنند؛ در حالى که قضیه این نیست. البته مردم بحرین شیعه‌اند، در طول تاریخ شیعه بودند، اکثریت شیعه‌اند؛ اما مسئله، مسئله‌ى شیعه و سنى نیست؛ مسئله این است که این ملت، مظلوم است؛ از حقوق اولیه‌ى یک شهروند در کشور خود، در خاک خود، در سرزمین خود محروم است. حق خود را مطالبه میکند، حق رأى دادن خود را مطالبه میکند؛ میگوید بتوانم رأى بدهم، بتوانم در تشکیل دولت و حکومت نقش ایفاء کنم؛ این که جرم نیست؛ این یک حق مشروع است. آن وقت آمریکائى‌هاى دروغگوى ریاکار و خدعه‌گر که ادعاى حقوق بشر و ادعاى دموکراسى میکنند، در قضیه‌ى بحرین اینجور علیه مردم وارد میدان میشوند. البته انکار میکنند، میگویند ما نیستیم، سعودى‌ها هستند؛ اما سعودى‌ها بدون چراغ سبز آمریکا نمیتوانستند وارد بحرین شوند و اینجور حوادث تلخ و خونبار را در بحرین به وجود بیاورند. لذا آمریکائى‌ها هم مسئولند.

دو سه نکته را عرض بکنم؛ وقت تمام شده است و گذشته است. نکته‌ى اول این است که شاخص عمده در حرکت مردمىِ این کشورها سه چیز است: یکى اسلامى بودن، یکى ضد آمریکا و صهیونیست بودن، و یکى مردمى بودن. این شاخص در همه‌ى این کشورها مشترک است. ملت مصر که یک ملت شاخص در دنیاى عرب و دنیاى اسلام است، ملتى است که این نهضت را به راه انداخته است، این انقلاب را در کشور خودش به وجود آورده است، هم اسلامى است، هم مردمى است، هم صریحاً ضد آمریکا و ضد صهیونیستى است. بقیه‌ى کشورها هم همین جور.

موضع ما در مقابل این حرکتهاى مردمى روشن است: هر جا حرکت اسلامى است، مردمى است، ضد آمریکائى است، ما با این حرکت همراهیم؛ اما اگر در جائى ببینیم با تحریک آمریکائى‌ها، با تحریک صهیونیستها، یک حرکتى به راه افتاده است، با آن حرکت همراهى نمیکنیم. ما با حرکتهاى ضد آمریکائى و ضد صهیونیستى همراهیم. آنجائى که خود آمریکا و خود صهیونیستها وارد میدان میشوند تا یک رژیمى را ساقط کنند، تا یک کشورى را اشغال کنند، آنجا ما نقطه‌ى مقابل حرکت آمریکائى‌ها قرار میگیریم. آمریکا نمیتواند به نفع ملتهاى این منطقه فکرى بکند و کارى بکند؛ هر کارى میکنند و هر کارى تا امروز کردند، بر علیه ملتهاى این منطقه بوده است. این موضع ماست.

نکته‌ى دوم: این کشورهائى که بحمداللَّه به پیروزى رسیدند – مخصوصاً مصر که کشورى بزرگ و داراى میراث غنى اسلامى و معنوى و فرهنگى است – باید مراقب باشند؛ دشمن از در بیرون رفته است، از پنجره برنگردد. این کمکهائى که میگویند آمریکا ممکن است به مصر یا به هر کشور دیگرى بکند، خودش مایه‌ى گرفتارى است. آمریکائى‌ها از راه همین کمکها و همین دلارهاست که تسلط خود را بر کشورها تحکیم میکنند، توقعات خودشان را تحمیل میکنند؛ ملتى که آزادى به دست آورده است، او را دوباره در زیر پنجه‌ى اقتدار ظالمانه‌ى خود قرار میدهند.

همه باید بیدار باشند. البته ملت مصر بیدارند. این حرکت عظیمى که ملت مصر در اعتراض به موضع رژیم قبلى مصر در زمینه‌ى فلسطین و غزه و گذرگاه رفح انجام دادند، حرکت بسیار باارزشى بود؛ باید ادامه پیدا کند. مصر کشور تأثیرگذارى در دنیاى عرب است؛ به همین مناسبت هم بود که آن کسانى که میخواستند کشورهاى عربى را در مقابل رژیم غاصب صهیونیست به زانو دربیاورند، رفتند سراغ مصر. پیمان ننگین کمپ‌دیوید را در مصر تحمیل کردند. بعد از قبول پیمان کمپ‌دیوید در مصر بود که بتدریج کشورهاى دیگر عرب هم تسلیم شدند، در مقابل آمریکا خاشع شدند؛ مسئله‌ى فلسطین از صحنه‌ى تصمیم‌گیرى کشورهاى عربى بکلى خارج شد. باید مراقب باشند. روى مصر حساسند. یک روز بعد از دوران جمال عبدالناصر که غربى‌ها و استکبار رانده شده بودند، دوباره برگشتند؛ این تجربه نباید در مصر تکرار شود. ملت مصر بیدارند، هوشیارند و امیدواریم خداوند به آنها در این زمینه هم کمک کند.

نکته‌ى دیگر این است که این سرکوبها فایده‌اى ندارد. ملتها بالاخره وقتى بیدار شدند، وقتى قدرت خودشان را شناختند، این راه را دنبال خواهند کرد و ان‌شاءاللَّه حرکت ملتهاى منطقه – چه در آن کشورهائى که امروز حرکت هست، چه آن کشورهائى که بالقوه در آنها این حرکات وجود دارد – به پیروزى خواهد رسید. مردم در این کشورها پیروز خواهند شد، منتها باید مراقب حرکات تفرقه‌افکنانه‌ى دشمنان باشند. امروز، هم در مصر، هم در تونس، در شمال آفریقا و در سایر کشورهاى اسلامى، دشمنان در پى ایجاد تفرقه‌اند. بخصوص چون ایران اسلامى کانون حرکت در مقابل استکبار است، میخواهند بین ایران اسلامى و کشورها فاصله بیندازند؛ فاصله‌هاى قومى، فاصله‌هاى مذهبى. حتّى در داخل خود این کشورها میخواهند تفرقه ایجاد کنند. امروز در مصر کسانى از این گروه‌هاى تکفیرى و وهابى و اینها تلاش میکنند به بهانه‌هاى مختلف بین مردم مصر با یکدیگر هم اختلاف بیندازند؛ باید در مقابل این اختلاف‌افکنى‌ها هوشیار بود.

موضع ما در مقابل فلسطین هم موضع روشنى است. ما معتقدیم سرزمین فلسطین، کشور فلسطین، یکجا متعلق به فلسطینى‌هاست. آن کسانى که سعى کردند نقشه‌ى فلسطین را از روى صفحه‌ى جغرافیا پاک کنند، اشتباه کردند؛ چنین اتفاقى نخواهد افتاد. فلسطین باقى است. چند دهه‌اى غاصبان آن را غصب کردند، اما بدون تردید دوباره به مردم فلسطین و به آغوش اسلام برخواهد گشت؛ و این اتفاق خواهد افتاد. مردم فلسطین هم بیدارند. فلسطین تجزیه‌پذیر هم نیست؛ فلسطین یکپارچه متعلق به فلسطینیان است. جمهورى اسلامى از چند سال پیش راه حل را اعلام کرده است. راه‌حل مسئله‌ى فلسطین، این راه‌حلهاى آمریکائى و امثال آنها نیست؛ اینها راه به جائى نخواهد برد. راه حل این است که یک رفراندوم و همه‌پرسى‌اى از مردم فلسطین انجام بگیرد؛ هر رژیمى را که آنها بر طبق رفراندوم رأى دادند، آن رژیم باید بر کل فلسطین حاکم شود. بعد آنها خودشان تصمیم خواهند گرفت که با این صهیونیستهائى که از خارج وارد کشور فلسطین شدند، چه معامله‌اى بکنند؛ این بسته به نظر آن رژیمى است که برخاسته‌ى از آراء مردم فلسطین است.

پروردگارا ! ملتهاى مسلمان، ملت مصر، ملت تونس، ملت لیبى، ملت یمن، ملت بحرین، ملت مظلوم فلسطین را در تحت عنایات خودت به پیروزى کامل برسان. پروردگارا ! برکات خود را بر ملت عزیز ایران روزافزون کن. پروردگارا ! روح مطهر امام بزرگوار و ارواح طیبه‌ى شهدا را در عالى‌ترین مقامات متنعم بفرما. ما را مشمول ادعیه‌ى زاکیه‌ى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) قرار بده.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

_________________________________________
۱) مفاتیح‌الجنان، اعمال اول ماه رجب‌
۲) مائده: ۸

تاریخ : دوشنبه، ۹ خرداد ۱۳۹۰
: 10 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

خیلى خوشامدید برادران و خواهران عزیز، و خسته نباشید. امیدواریم که خداوند متعال بر لحظه‌لحظه‌ى تلاشها و اهتمامها و مسئولیت‌شناسى‌هاى شما برادران و خواهران عزیز اجرهاى فراوانى عنایت کند و توفیقاتش را بر شما روزافزون بدارد.

تشکر میکنیم از جناب آقاى لاریجانى، به خاطر این گزارش خوبى که دادند؛ و همچنین بخصوص به خاطر این موضعگیرى صریح و روشنى که نسبت به مستکبرین، نسبت به آمریکا، نسبت به زیاده‌خواه‌ها و یاوه‌گوهاى بین‌المللى، از زبان شما نمایندگان محترم ابراز کردند. البته اینها زبان حال مردم ما هم هست و باید حقیقتاً خدا را سپاسگزارى کرد بر این که تفضل کرده است و توفیق داده است که ملت ما در طول این سه دهه، همچنان فهم دقیق و روشن خود از خطکشى‌ها و جناح‌بندى‌هاى جهانى و مضمون این جناح‌بندى‌ها و اهداف آنها را حفظ کند، بلکه روزبه‌روز به آن افزایش ببخشد. حقیقت هم این است که یکى از مشکلات و گرفتارى‌هاى ملتها، نداشتن این آگاهى یا غفلت از آنهاست، که در تحولات عالم و در حوادث گوناگون به آنها ضرر میزند و سر پیچهاى تند و سخت سیاسى، آنها را دچار اشتباه میکند. اگر جناح‌بندى‌هاى جهان، جناح‌بندى‌هاى بزرگ و کلان دنیا در عالم سیاست، در عالم اقتصاد، براى ملتها روشن باشد، با آن آگاهانه بیندیشند، هدفها را در این جناح‌بندى‌ها مدنظر داشته باشند، تیغ مستکبرین عالم کند خواهد شد. هدف از این تبلیغات وسیعى که شما ملاحظه میکنید – چقدر ابزارهاى رسانه‌اى و تبلیغاتى، امروز در خدمت سیاستهاى مستکبرین است – عمدتاً غبارآلودکردن و ابرى کردن فضاست، تا ملتها نتوانند همین آگاهى را، همین بصیرت را به دست بیاورند، یا نتوانند حفظ کنند. ملت ما این را حفظ کرده است، و این جاى سپاس فراوانى دارد.

بنده باید از مجلس محترم تشکر کنم به خاطر اینکه این مواضع را در طول این دوره تا امروز و ان‌شاءالله تا آخر دوره، به طور واضح از خود بروز و نشان داده است. خیلى براى کشور و براى انقلاب سرشکستگى داشت اگر مجلس احیاناً در یکى از این قضایاى مهم سیاسى و این حوادث گوناگون دچار خطا میشد یا موضعگیرى نمیکرد یا بدتر از آن، موضعگیرى غلط میکرد. اینکه مجلس در قضایاى مختلف سیاسى دنیا، در هجمه‌هاى دشمنان به جمهورى اسلامى، قرص و محکم، واضح و آشکار ایستاد و موضع گرفت، واقعاً جاى افتخار دارد، جاى تشکر دارد. من صمیمانه تشکر میکنم و اصرار دارم بر اینکه این مواضع، همچنان با همین استحکام، با همین قوت ادامه داشته باشد؛ چون چالش میان انقلاب اسلامى و استکبار جهانى، چالش مستمرى است، چالش ادامه‌دارى است. البته به حول و قوه‌ى الهى تا ابد طول نخواهد کشید؛ هرچه زمان میگذرد، کفه‌ى نظام اسلامى سنگین‌تر میشود، قوى‌تر میشود. آن روزى که دشمنان احساس نومیدى کنند، هجمه‌ها کم خواهد شد، بتدریج زائل خواهد شد؛ لیکن تا آن روز، ایستادگى ملت، ایستادگى نخبگان ملت، یک امر ضرورى و لازم است؛ این را باید ادامه داد. مبادا ظرافتهائى که در نوع برخورد انقلاب با دشمن مورد نظر است، مورد غفلت قرار بگیرد. ببینیم که امروز نقشه‌ى دشمن در مورد انقلاب چیست. به تعبیر متعارف و رائج، سناریوى دشمن را حدس بزنیم، ببینیم دنبال چیست. اگر توانستیم درست بفهمیم، درست حدس بزنیم و در مقابل سناریوى دشمن رفتار و اعمال خودمان را برنامه‌ریزى کردیم، قطعاً دشمن شکست خواهد خورد.

همه‌ى شواهد نشان‌دهنده‌ى این است که دشمن امروز بر روى چند نقطه تکیه‌ى اساسى دارد. از واضح‌ترینهایش انسان شروع کند، یکى مسئله‌ى اقتصاد است. اینکه ما امسال گفتیم »سال جهاد اقتصادى«، ناظر به این بخش قضیه است. به زانو درآوردن کشور از لحاظ اقتصاد، عقب راندن و پس راندن کشور در زمینه‌ى اقتصاد، که منتهى بشود به فلج پایه‌هاى اقتصادى، منتهى بشود به نومیدى مردم، یکى از کارهاى اساسى است. خب، این چیز واضحى است؛ خودشان هم این را دارند بیان میکنند و میگویند. این، هم براى مجلس، هم براى دولت، هم براى یکایک مسئولانى که در بخشهاى مختلف مشغول تلاش هستند، خط روشنى را ترسیم میکند که چه باید کرد.

یک نقطه‌ى دیگر – که آن هم خیلى واضح است – ایجاد اختلاف بین دستگاه‌هاى مدیریت‌کننده‌ى کشور است؛ این هم یکى از کارهاى اساسى آنهاست. این مسئله را پنهان هم نمیکنند. نه اینکه نمیخواهند پنهان کنند؛ پنهان‌کردنى نیست. نوع کار دشمنان در این قضایاى مهم و کلان و بین‌المللى اقتضاء میکند که یک کارهائى را بکنند، یک چیزهائى را بگویند، اظهاراتى را داشته باشند؛ لذا این تدابیر و سیاستهاى دشمنان در پرده نمیماند. میخواهند اختلاف ایجاد کنند. این اختلاف را به هر شکلى بتوانند، تزریق میکنند؛ ما بایستى بیدار باشیم. اختلاف سلیقه، اختلاف نظر، اختلاف عقیده در مسائل سیاسى، نباید به چالش میان جناحهاى کشور، میان عناصر کشور منتهى شود. گناه بزرگ فتنه‌گران در سال ۸۸ این بود که اگر خوشبینانه نگاه کنیم و بگوئیم اینها یک شبهه‌اى، خدشه‌اى در ذهنشان بود، این خدشه را به صورت ایجاد چالش براى نظام اسلامى مطرح کردند. این گناه بزرگ، قابل اغماض هم نیست؛ آثار آن هم همچنان در جامعه‌ى ما موجود است. البته ملت، ملت بیدارى است. نصاب لازم در فهم و بصیرت این ملت موجب میشود که خیلى از این حوادث پوشیده بشود و بتدریج آثار آن زائل شود؛ لیکن اینها به خاطر همین، ضربه زدند. ایجاد دعوا، گریبان یکدیگر را گرفتن، ایجاد اختلاف عمیق، یکى از کارهاى بسیار بد، بسیار بزرگ و نکوهیده است؛ این همان چیزى است که دشمن میخواهد.

شما در مجلس شوراى اسلامى سهم خودتان را در این زمینه ایفاء کنید. ربطى ندارد این مطلب به اینکه آن کسى که در مجلس است، مال چه نحله‌ى سیاسى است، چه مذاق سیاسى‌اى دارد؛ فرقى نمیکند؛ مسئله، مسئله‌ى دفاع از کشور، دفاع از انقلاب، دفاع از اسلام، دفاع از دستاورد بزرگ ملت ایران است؛ این دیگر بین همه‌ى جناحها مشترک است، مگر آن کسانى که بیگانه‌اند؛ والّا بین جناحهائى که معتقدند – حالا وابسته به هر نحله‌ى سیاسى میخواهند باشند – مشترک است.

یکى دیگر از قلمهاى واضحِ اساسى، رقیق کردن اعتقادات اسلامى و احساسات اسلامى و رسوخ دادن تفکرات الحادى و شبه‌الحادى از طرق مختلف است؛ این جزو سیاستهاى اینهاست. دستگاه‌هاى گوناگونِ تبلیغاتى را با مبالغ کلان، با پیگیرى‌هاى همه‌جانبه و گسترده، در خدمت تغییر فکر جوانان ما به کار میگیرند. البته این مخصوص جوانان ما هم نیست. امروز در همین کشورهاى عربى که این قیامها و انقلابها اتفاق افتاد، عین همین قضیه دارد با شدت پیگیرى میشود؛ دارند دنبال میکنند. میلیاردها دلار خرج کردند براى اینکه بتوانند ذهن و فکر جوانانى که در فلان میدان قاهره یا فلان میدان تونس اجتماع کردند و آن حوادث بزرگ را به وجود آوردند، تغییر دهند، عوض کنند. اینها اتفاقاتى است که دارد مى‌افتد. اینها حدس و تحلیل نیست؛ اینها اطلاع است. خب، دشمن مشغول است؛ با همه‌ى قوا مشغول است. از این قبیل کارها به وسیله‌ى دشمن انجام میگیرد. ترویج فساد هست، ترویج فحشا هست، ایجاد تردید در عقاید هست.

دشمن یک سناریوى جامع و سر و ته دارى را براى نظام اسلامى و براى حرکت اسلامى و بیدارى اسلامى تدارک دیده است. خوشبختانه ما کفایت برخورد با این سناریو را داریم؛ در این تردیدى نیست. این را من با قاطعیت عرض میکنم: با مایه‌هاى اعتقادى و فلسفى و عقیدتىِ غنى و قوى‌اى که در بین ما بالفعل وجود دارد – حالا آن کارهاى بالقوه به جاى خود – با نیروى انسانىِ علاقه‌مند و کارآمد، این کفایت در نظام جمهورى اسلامى هست که در مقابل این هجمه مقابله کند؛ همچنان که در طول این سى و دو سال، جمهورى اسلامى این کفایت را نشان داده. در این سى و دو سال بیکار که نبودند. مرتباً تلاش شده، مرتباً فکر شده، به قول خودشان اتاقهاى فکرشان مشغول کار بوده است. پول خرج کرده‌اند، مرتباً طرح بیرون داده‌اند، آدم معین کرده‌اند، مأمور گذاشته‌اند، رفت و آمد کرده‌اند؛ در زمینه‌هاى دیپلماسى هرچه توانسته‌اند، کرده‌اند؛ ولى خب، نتیجه این شده است که جمهورى اسلامى جلو آمده، آنها عقب رفته‌اند. البته اگر برخى کوتاهى‌هاى ما نبود، برخى از ضعفهاى اخلاقى و غیر اخلاقى ما نبود، ما از این هم جلوتر میرفتیم. بالاخره اشکالاتى در ما وجود داشته؛ لیکن با وجود اشکالات، امروز ما به طور واضح و بیّن جلو رفته‌ایم، و دشمن به طور واضح و بیّن عقب رفته. آمریکاى دوره‌ى ریگان با آمریکاى دوره‌ى اوباما زمین تا آسمان تفاوت کرده. جمهورى اسلامىِ سال ۶۰ هم با جمهورى اسلامىِ سال ۹۰ زمین تا آسمان تفاوت کرده. ما جلو رفته‌ایم، آنها عقب رفته‌اند. بنابراین کفایت برخورد وجود دارد، منتها بیم آن هست که ما یا غافل شویم یا مغرور شویم؛ هر دو تاى اینها خطر است. نه باید غفلت کرد و سرگرم کارهاى حاشیه‌اى شد، نه باید مغرور شد و دشمن را خرد و بیچاره شمرد؛ باید هشیارى باشد. تک تک ماها مخاطب این حرف هستیم.  یعنى شما دویست و نود نماینده در مجلس، هر یک یکتان جداگانه مخاطب این خطاب الهى و این مسئولیت الهى هستید؛ باید مواظب باشید. دولت هم همین جور، مسئولین قضائى هم همین جور، مسئولین بخشهاى گوناگون کشور هم همین طور؛ نظامى‌ها یک جور، غیر نظامى‌ها یک جور، آحاد مردم هم همین جور؛ همه مسئولیم؛ منتها مسئولیت مسئولان حکومتى، مسئولیت محدّد و روشن و غالباً تعریف شده‌اى است. همه مسئولیم، یعنى با این دید به مشاغل خودمان نگاه کنیم؛ بنده در شغل خودم، شما در شغل خودتان، دیگرى در شغل خودش.

ما بار امانت سنگینى را بر دوش گرفته‌ایم. خداى متعال این بار امانت را بر دوش ما گذاشته. اختیارى هم نیست که بگوئیم خیلى خوب، ما این امانت را نمیخواهیم؛ نه، این امانتى است که باید آن را مقتدرانه و امینانه به سرمنزل رساند. هر کارى که میکنیم – کار سیاسى میکنیم، کار فکرى میکنیم، کار اقتصادى میکنیم، کارهاى مدیریتى میکنیم – همه باید با این نگاه باشد. اگر فارغ از این نگاه کار کردیم، بیم آن هست که کار ما در جهت خلاف این اهداف به کار بیفتد؛ آن وقت مؤاخذه‌ى الهى است. خداى متعال از اینگونه گناهان بزرگ نمیگذرد. امام (رضوان الله تعالى علیه) در چند مورد از مسائل اجتماعى و گناهان اجتماعى و تخلفات سیاسى و اینجورى، همین تعبیر را داشتند: این گناهى است که خداى متعال از آن نخواهد گذشت، چون توبه‌اش آسان نیست. خب، انسان از هر گناهى توبه کند، خدا میگذرد؛ اما وقتى انسان یک حرکتى کرد، یک ضربه‌اى به یک ملت وارد شد، چطور میشود این را توبه کرد؟ چطور میشود جبران کرد؟ چطور میشود از تک تک کسانى که آسیب دیده‌اند، انسان استحلال و طلب عفو کند؟ لذا خدا از این گناهان نمیگذرد. حساسیت موضع من و شما از این جهت است.

خب، حالا یک نگاه به مسائل منطقه و مسائل جهان و مسائل عمومى کشور است، که عرض کردیم. خوشبختانه مواضع مجلس و دولت خوب بوده است؛ ایستادگى کردند. مسئولین کشور خوشبختانه در مناسبتهاى مختلف توانسته‌اند صداى رساى انقلاب را از فراز این هیاهوهاى گوناگونى که منطقه را فرا گرفته، به گوش مردم منطقه هم برسانند. على‌رغم هیاهو و جنجال و شلوغ بازى‌اى که دشمنان درآوردند، ملت ایران و مسئولین کشور توانستند حرف درست را، حرف متین و منطقى را به گوشها برسانند. این خوشبختانه اتفاق افتاده است و باید هم ادامه پیدا کند.

خب، میدان جنگ است دیگر. میدان جنگ، آدم میزند؛ انتظار خوردن هم باید داشته باشد. دشمن بیکار نیست، او هم ضربه میزند. انسان باید در این عرصه‌ى وسیع بین‌المللى، خود را در میدان جنگ مشاهده کند. بحث صلح و نوازش و اینها نیست. حتّى آنجائى هم که حرف نرم میزنند، پشت حرف نرم، یک خنجر آخته‌اى وجود دارد که منتظر غفلتى هستند تا دسته در جگر طرف مقابلِ خودشان فرو کنند. لذا باید بیدار بود، باید هشیار بود. این هشیارى هست، این بیدارى هست. من توصیه و تأکیدم این است که این را حفظ کنیم، نگه داریم.

البته من این را عرض بکنم؛ اینجا جاى تقواى جمعى است. ما یک تقواى فردى داریم، که هر کسى خود را تحت مراقبت دائم داشته باشد. تقواى کامل این است که انسان به طور دائم خود را تحت مراقبت داشته باشد؛ مثل کسى که در یک محوطه‌ى پوشیده‌ى از خارهاى دامنگیر دارد حرکت میکند – این مثال، هم در روایات هست، هم در کلمات بزرگان هست – باید دائم حواسش باشد؛ یعنى زیر پایش را نگاه کند. اگر غفلت کنید، خار دامن شما را میگیرد، لباس شما را پاره میکند، پاى شما را مجروح خواهد کرد. تقوا را تشبیه کرده‌اند به حرکت در خارستان. خب، این تقواى فردى است و لازم است؛ راه دستیابى به فوز و فلاح هم فقط همین است. اگر کسى بخواهد به فلاح برسد، به فوز برسد، به نجات ابدى برسد، بایستى تقوا داشته باشد. هر مقدار این حالت بیشتر بود، فوز و فلاح بیشتر است.

یک تقواى جمعى هم داریم. تقواى جمعى این است که جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حیث جمع، مراقب خودشان باشند. بى‌مراقبتى جمعها نسبت به مجموعه‌ى خودشان، موجب میشود که حتّى آدمهائى هم که در بین آن جمعها تقواى فردى دارند، با حرکت عمومىِ آن جمعها بغلتند و به جائى بروند که نمیخواهند. در طول این سى سال، ما از این ناحیه ضربه خورده‌ایم. یکى از جاهائى که ضعف نشان داده‌ایم، همین بوده.

در دهه‌هاى قبل، یک جریانى در کشور وجود داشت به نام جریان چپ. آنها شعارهاى خوبى هم میدادند، اما خودشان را مراقبت نکردند و تقواى جمعى به خرج ندادند. در میانشان آدمهائى بودند که تقواى فردى هم داشتند، اما نداشتن تقواى جمعى، کار آنها را به جائى رساند که فتنه‌گرِ ضد امام حسین و ضد اسلام و ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تکیه کند! آنها نیامدند شعار ضد امام و ضد انقلاب بدهند، اما شعار دهنده‌ى ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تکیه کند؛ این خیلى خطر بزرگى است. آنها غلتیدند. بنابراین تقواى جمعى لازم است.

من پارسال به شما عرض کردم که در داخل مجلس شوراى اسلامى، خودنظارتى بگذارید. این، همان تقواى جمعى است. مجموعه، خود را بپاید. حالا حرفهائى گوشه کنار زدند که نماینده باید آزاد باشد، چه باشد. کسى با آزادى نماینده مخالف نیست؛ با کجرفتارى نماینده مخالف است. یک نماینده‌ى کجرفتار ممکن است مجلس شوراى اسلامى را بدنام کند، متهم کند؛ حیف نیست؟ مجلسِ به این عظمت، این نهاد قانونىِ اساسى در کشور.

اول انقلاب خدمت امام رفتیم، براى اینکه یکى از بزرگانِ بین خودمان را به عنوان رئیس جمهور به امام معرفى کنیم تا امام ایشان را قبول کنند و ما بیائیم ایشان را در حزب جمهورى اسلامى به عنوان رئیس جمهور مطرح کنیم. امام به دلیلى قبول نکردند. بعد به ما گفتند که بروید سراغ مجلس؛ مجلس مهم است. از نگاه رهبر انقلاب و بنیانگذار این نظام و پدید آورنده‌ى این مجموعه، مجلس یک چنین جایگاهى دارد. خب، این را باید نگه داشت، باید آبرویش را حفظ کرد، باید چهره‌اش را حفظ کرد؛ این، خودنظارتى لازم دارد. اگر این خودنظارتى نباشد، اشکال به وجود مى‌آید؛ خود شما هم دارید مى‌بینید. من پارسال در این خصوص سفارش کردم. البته اخیراً در مجلس نسبت به این قضیه کارکى انجام گرفت، اما اهمیت این قضیه درست به دست نیامد. این خودنظارتى، تقواى جمعى است.

در مجلس، سلائق مختلف و جریانهاى مختلف هستند. بنده هیچ اصرار ندارم که جریانها بیایند همه یکى بشوند؛ نه، اختلاف سلیقه، اختلاف فکر، اختلاف مذاق و اختلاف عقیده‌ى سیاسى وجود دارد و طبیعى است. این اختلاف سلیقه‌ها در موارد بسیارى مفید است؛ حالا ممکن است یک جاهائى هم ضررهائى داشته باشد. اصرارى نیست بر این که این خطوط حتماً برداشته شود؛ اصرار اولاً بر آن چیزى است که قبلاً گفتم: یقه‌ى یکدیگر را نگیرند؛ اختلاف سلیقه منتهى نشود به کشمکش و دعوا و چالش و دشمن خونى همدیگر شدن و فراموش کردن آمریکا. متأسفانه بعضى از جناحهاى ما اینجورى‌اند. وقتى با طرف مقابل مخالف میشوند، دیگر آمریکا فراموش میشود، اسرائیل فراموش میشود، مخالفین انقلاب و دشمنان امام فراموش میشوند؛ تضاد اصلى، میشود همینى که در مقابلش قرار دارد! خب، این غلط است. پس جناحها با همدیگر اینجور جنجال و دعوا نداشته باشند. دوم هم اینکه در بین خودشان خودکنترلى داشته باشند، خودمراقبتى داشته باشند، نگذارند جریانشان انحراف پیدا کند؛ والّا در میان این جریانات، آدمهاى خوب کم نیستند؛ اما وقتى جریان اشکال پیدا کرد، آدمِ خوب را هم با خودش میغلتاند و میبرد. این نکات، جزو چیزهاى روشن و طبیعى است. من خیلى بنا ندارم براى برادران و خواهران، توسّع در حرف و بیان داشته باشم.

نکته‌اى را من الان لازم میدانم عرض بکنم. چون امسال آخرین سال نمایندگىِ این مجلس و دوستان و عزیزان است، مراقب باشید به خاطر انتخابات آخر سال در اسفند، این ده ماهى که باقى مانده، مجلس دچار رکود و کم‌کارى نشود. بیم آن هست که توجه دوستان و نمایندگان محترم به حادثه‌ى دوازده اسفند آینده موجب بشود که همه‌ى کارهاى لازمِ فاصله‌ى بین امروز و دوازده اسفند تحت‌الشعاع قرار بگیرد. خواهشم این است که این اتفاق نیفتد. من در همه‌ى دولتها این سفارش را به دولتى‌ها میکردم که مراقب باشید سال آخر سست نشود. این در مورد مجلس اهمیتش بیشتر است، چون خطرش بیشتر است. سال آخر براى دولتى‌ها فقط همین است که سال آخرشان است؛ خودشان تلاش و تحرکى براى تداوم مسئولیت نمیتوانند داشته باشند؛ اما نماینده‌ى مجلس چرا، میخواهد تلاش کند، چه کند. این تلاش نبایستى وظیفه‌ى امروز را – که وظیفه‌ى نقد و لازمى است – تحت‌الشعاع قرار بدهد. من جداً درخواستم از برادران و خواهران این است که این را رعایت کنند.

یک مسئله‌ى دیگر هم نزدیک شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ این را ما با شما بى‌رودربایستى عرض کنیم. بالاخره ما برادرانِ هم هستیم؛ همدیگر را بایستى تواصى به حق و تواصى به خیر کنیم. این خیلى خطر بزرگى است که کسى به خاطر تأمین نمایندگى در یک دوره، نزدیک بشود به صاحبان ثروت یا به صاحبان قدرت؛ این خیلى چیز بدى است؛ این از آن چیزهائى است که خداى متعال از آنها نمیگذرد و انتقام خواهد گرفت. این چیزها روى شخص، روى عاقبت – عاقبت به خیرى که اینقدر برایش اهمیت قائلیم – و روى جامعه اثر منفى میگذارد.

در این طرح نظارت هم که حالا کلیاتش تصویب شده، دوستان جورى تنظیم کنند که یک نظارت واقعى انجام بگیرد؛ یعنى حالت سازوکار بده بستانى پیش نیاید. جورى عمل کنید که واقعاً یک چشم بصیر و بینائى از خود مجلس مراقبت کند. اینجور نباشد که رودربایستى و بده بستان و اینها بر این قضیه حاکم شود.

مطلب دیگر هم همین توصیه‌اى است که من همیشه دارم و آن، هم‌افزائى با قوه‌ى مجریه است – قوه‌ى مجریه و قوه‌ى قضائیه، لیکن عمدتاً قوه‌ى مجریه؛ چون سر و کار مجلس با قوه‌ى مجریه است – باید هم‌افزائى کرد. نبایستى کار را جورى تنظیم کرد، جورى پیش برد که معنایش دعوا و اختلاف باشد؛ این در بیرون، روى مردم، خیلى تأثیراتش بد است. گاهى دیده میشود که مثلاً در مجلس، در یک نطقى، در یک اظهار نظرى، یک حرفى زده میشود. خب، حرف که زده شد، پرتاب شد دیگر. اگر خداى نکرده حرفى باشد که کسى را یا جمعى را متهم کند، جبرانش به‌آسانى ممکن نیست؛ مردم را ناامید میکند. امروز مسئولین دارند تلاش میکنند، کار میکنند. نگوئید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعفها آگاهم. شاید بنده بعضى از ضعفها را هم بدانم که خیلى‌هاى دیگر ندانند. با وجود این ضعفها، آن چیزى که امروز در قوه‌ى مجریه وجود دارد، یک شاکله‌ى خوب و مطلوب است. در کشور دارد کار انجام میگیرد. خب، بایستى همکارى کرد، باید کمک کرد؛ هم مجلس کمک کند به دولت، هم دولت کمک کند به مجلس؛ هم قانون فصل‌الخطاب است براى عمل دولت، هم گرایشهاى دولت و تشخیصهاى دولت یک اشاره است به قانونگذار براى کیفیت قانونگذارى. این مسئله با استقلال مجلس منافات ندارد. من نماینده‌ى مجلس هم بودم، رئیس دولت هم بودم؛ من هر دو جا را تجربه کردم. در طول این سالهاى متمادى هم، هم مجالس را دیدم، هم دولتها را دیدم. هیچ اشکالى ندارد که یک مجلسى قانون صحیح و درست و قوى و منطقى را جورى تنظیم کند که براى دولت، رفتار طبق آن قانون، عملى باشد، ممکن باشد، آسان باشد. اگر این شد، معنایش این نیست که مجلس استقلال ندارد. بعضى‌ها که شاید میخواهند سر به تن این مجلس هم نباشد، آدم مى‌بیند که شده‌اند دلسوز استقلال مجلس: آقا مجلس استقلال داشته باشد! این هیچ منافاتى با استقلال مجلس ندارد. انسان نگاه کند ببیند دولت چه جورى میتواند عمل کند، چه جورى بهتر میتواند عمل کند، چه جورى آسانتر میتواند عمل کند، قانون را تنظیم کند و در این مجرا بیندازد؛ این ممکن است، هیچ اشکالى هم ندارد. از آن طرف هم وقتى قانون تهیه شد، منجّز شد، دولت موظف است با همه‌ى وجود، با همه‌ى قوا، بدون بهانه‌گیرى، طبق آن قانون عمل کند. دو طرف قضیه، اینجورى است؛ یعنى هر دو میتوانند به هم کمک کنند، هم‌افزائى کنند؛ این لازم است، این باید انجام بگیرد. اگر چنانچه از هر دو طرف یک بهانه‌هائى اتفاق افتاد؛ این طرف گفت نه، این قانون را چون دولت اینجورى میخواهد، ما نمیکنیم؛ آن طرف هم گفت چون این قانون، این گوشه‌اش کج است، ما هم زیر بار نمیرویم؛ خب، این که نمیشود؛ اوضاع مملکت نمیچرخد. رفق، خوب است؛ رفق، همسازى، همیارى، مدارا. در باب رفق روایاتى داریم. رفق یعنى سازگارى؛ انسان سازگارى نشان بدهد. آن که آدم نباید با او سازش کند، دشمن است؛ آدم با دوست باید سازگارى نشان دهد. بالاخره باید تحمل کنند؛ یک چیزى را این از آن تحمل کند، یک چیزى را آن از این تحمل کند.

خب، انتخابات هم در پیش است. انتخابات هم مهم است. انتخابات، شاخص و عَلم نظام جمهورى اسلامى است. به کورى چشم دشمنها، ما الحمدلله انتخابات را بدون اندک تأخیرى، همیشه سر وقت انجام دادیم؛ این خیلى مهم است. از سال ۵۸ که اولین انتخابات انجام گرفته است تا امروز، سى و یکى دو تا انتخابات انجام گرفته؛ سر وقت، با دقت. واقعاً خودشان را کُشتند که شاید بتوانند در یک برهه‌اى انتخابات مجلس را عقب بیندازند، اما نتوانستند. رؤساى قوا با همدیگر همدست شدند که نگذارند انتخابات مجلس شوراى اسلامى سر وقت انجام بگیرد، اما نتوانستند. خیلى تلاش کردند، آمدند، بحث کردند، حرف زدند، روزنامه نوشتند، امضاء جمع کردند، مأمورین دولتى را بسیج کردند، ولى الحمدلله نتوانستند. بعد از این هم به توفیق الهى همین جور خواهد بود. انتخابات مهم است. انتخابات براى ما یک پرچم افتخار است؛ نشانه‌ى مردم‌سالارى دینى است. انتخابات بایستى خوب انجام بگیرد. تا امروز هم با همه‌ى بداخلاقى‌هائى که از اطراف مختلف و در دوره‌هاى گوناگون اتفاق افتاده و همین طور نق و نوق کرده‌اند و از قبل از انتخابات شروع میکنند که آره، نبادا در انتخابات تخلف بشود، فلان بشود، اما خوشبختانه هیچ چیز را نتوانستند اثبات کنند. در دوره‌هاى مختلف بحمدالله انتخاباتِ خوب، روشن و شفافى انجام گرفته، این دوره هم ان‌شاءالله همین جور خواهد بود. البته تا انتخابات وقت خیلى زیاد است، منتها من میخواهم سفارش کنم که مسئولین کشور مراقب باشند احترام انتخابات را نگه دارند. هم مجلس، هم دولت، هم قوه‌ى قضائیه، احترام انتخابات را نگه دارند. اگر کسى به انحاء مختلف دخالت کند، هیچ روا نیست، جایز نیست. باید مردم بر طبق روال قانونى ببینند، تشخیص بدهند، بشناسند و انتخابات انجام بگیرد.

عرایض ما تمام شد. من فقط یک جمله عرض بکنم: این مطالبى که برادر عزیزمان بعد از صحبتهاى آقاى لاریجانى فرمودند، واقعاً من را شرمنده میکند. ولو میدانم از روى محبت و اخلاص و صفاست – در این تردیدى نیست – لیکن اینجور بیانات، هم به ضرر من است، هم به ضرر خود گوینده است. نبایستى این بیانات به این شکل بیان شود. یک مجموعه‌ى زمانى تصادفاً کنار هم قرار گرفته‌ایم و داریم با هم کار میکنیم؛ من یک کار میکنم، شما یک کار میکنید. اینجور تعبیرات، تعبیراتى نیست که انسان را خوش بیاید یا کمکى به کار پیشرفت انسان بکند. ما همگى بندگان خدا هستیم و ان‌شاءالله خدمتگزاران مردم هم باشیم.

امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال همه‌ى ما را مشمول تفضلات خودش قرار بدهد.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

دسته بندی : اجتماعی, اخبار, اسلام 

تاریخ : جمعه، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
: 84 بازدید
۲ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

پیرو مطلبی با عنوان ” حرمت دوست دختر و دوست پسر در قرآن ” توسط دوستان گرامی مطالبی بیان شد که لازم دیدم همه دوستان این مطالب استاد پناهیان را بشنوند .

میتوانید دانلود نمایید:

فایل اول در حدود ۷۱ دقیقه و فایل دوم در حدود ۷۸ دقیقه میباشد.

رابطه دختر و پسر ۱

رابطه دختر و پسر ۲

(حجم هر فایل حدود ۸ مگابایت است)

تاریخ : سه شنبه، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
: 41 بازدید
۱ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری دامت برکاته :

کمی ولایت پذیر باشیم

کمی ولایت پذیر باشیم

«بنده از همه دولت‌ها حمایت کرده‌ام ولی این دولت با “دولت‌های گذشته” تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کنند حاکمیت دوگانه درست کند. در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان اینگونه نیست.»
مقام معظم رهبری با قاطعیت فرمودند که ”در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند” و این مطلب بسیار مهم است که برخلاف آنچه القا و تصور می‌شود که آقای احمدی‌نژاد به حرف رهبری گوش نمی‌دهد، آقا تصریح فرمودند که اینگونه نیست.
«من با طرح مکتب ایرانی مخالفم و نسبت به این موضوع به آقایان تذکر هم دادم ولی برداشتم این نیست که منظور آنها مقابل قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد. بنده هم همین اعتقاد را دارم که آقای احمدی‌نژاد واقعا نمی‌خواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد؛ چرا که هیچ رئیس جمهوری به اندازه او از اسلام و آرمان‌‌ها و ارزش‌های اسلامی در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنکه همواره به مسئولان انتقاد کرده ام اما انصافا او بود که نام امام زمان(عج) و حضرت زهرا(س) را در محافل بین المللی احیا کرده که البته این شرط کافی برای مسئولان نظام اسلامی نیست اما شرط لازم است.»
ایشان درخصوص دولت تصریح کردند:«من اعتقاد به نصح دارم. … منتها مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.»

نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‏ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند.با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: “و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى”.»

ایشان در تذکری مهم افزودند:«اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‏انصافى کنید، بى‏عدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه کنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده.

اینى که گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم! این حرف درستى نیست؛ حرف غیرمنطقى‏اى است. مگر مردم اسرائیل کى‏هایند؟…»

«خوب، این حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. این را نباید وسیله‏ى التهاب قرار داد. من خواهش میکنم از همه، اینجور “مسائل کوچک” و “مسائل جزئى” را – حرفى که بر زبان کسى جارى میشود؛ مطلبى گفته میشود – وسیله‏اى قرار ندهند براى اینکه مدتى جریان‏سازى و مسئله‏آفرینى در سرتاسر کشور بشود؛ یک عده مخالف، یک عده موافق، سر قضیه‏اى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.»

من نگرانى‏ام از این نیست که حرفى زده شود، از کسى انتقاد شود؛ نه. یک نفر انتقاد میکند، یک نفر هم جواب میدهد. نگرانى من از رائج شدنِ اخلاق بى‏انصافى در جامعه است. خدمات فراوانى انجام میگیرد، انسان همه را کنار بگذارد، به نقطه‏اى بچسبد، این درست نیست.البته این خطاب به همه است. این را ما به شخص خاصى، به گروه خاصى، به جناح خاصى عرض نمیکنیم، این را به همه عرض میکنیم. همه مراقب باشند یکدیگر را تخریب نکنند. این فضاى تخریب، فضاى خوبى نیست. مردم هم خوششان نمى‏آید. من این را حالا در حضور شما مردم به آن حضرات میگویم: اگر شما خیال میکنید که شما بیائید بنشینید و فلان مسئول یا فلان جریان را مذمت کنید، مردم لذت میبرند و خوششان مى‏آید، اشتباه میکنید. مردم از فضاى تخریب خوششان نمی‏آید.»

 

محمد هراتی