کلام رهبر
تاریخ : چهارشنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۹۰
: 14 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

خط قرمز را نظام جمهوری اسلامی این‌طور باید تعریف بکند که ما نه تنها حق بیان که تکلیف بیان داریم. اگر روزنامه‌ای، اگر نشریه‌ای قرار است به دادگاه برود در جمهوری اسلامی به نظر من باید برای این به دادگاه برود که بگویند آقا شش ماه بر تو گذشت، سه سال بر تو گذشت و تو با هیچ منکری برخورد نکردی. تو را محاکمه می‌کنیم به خاطر اینکه با منکرات برخورد نکردی؛ به مجموعه‌ی نظام کمک نکردی…

چکیده‌ای از صحبت‌های تلفنی وحید جلیلی در سری جدید برنامه‌ی «راز». این برنامه در شب‌های ماه مبارک رمضان از ساعت ۲۳:۱۵ تا ۱ بامداد از شبکه ۴  به‌طور زنده روی آنتن می‌رود.

وحید جلیلی

وحید جلیلی:

معتقدم که عدالت رسانه‌ای حتی بر عدالت قضایی هم مقدم است. بحث را، اگر چه بحث خیلی خوبی است، یکی از مصادیق ظلم می‌دانم. به این معنا که بحث به این مهمی در یک برنامه‌ی یک ساعته، دو ساعته راجع بهش بحث می‌شود در حالیکه در مورد مسائل بسیار کم اهمیت‌تر، در مورد یک بازی فوتبال گاه می‌بینید که دهها ساعت برنامه‌ی رادیویی تلوزیونی پخش می‌شود و این مسائلی که این‌قدر اهمیت دارد متاسفانه بهش به اندازه‌ی کافی پرداخت نمی‌شود.

واقعا فکر می‌کنم یک صدم از نظر بررسی لیگ برتر، ما به بررسی قوه قضائیه بپردازیم اتفاقات بزرگی توی کشور خواهد افتاد. نوع بحث‌هایی که بزرگواران مطرح کردند از نگاه من بحث جزئی و فرعی است. چرا؟ به خاطر اینکه بحث قضا یک بخش از نظام قضایی دینی ماست؛ نظام نظارتی جامعه در مکتب اسلام است. اسلام یک مکتب جامع است؛ همان اسلامی که دقیق‌ترین احکام قضائی را دارد … همان اسلام هم امر به معروف و نهی از منکر را بحث کرده … در نظام جمهوری اسلامی یک اصل داریم راجع به قوه قضائیه، اصل ۱۵۶ قوه قضائیه را بحث کرده ولی در اصول عمومی، ما اصل هشتم را داریم که راجع به یک وظیفه‌ی مهم و همگانی و متقابل به نام امر به معروف و نهی از منکر. اصل هشت می‌گوید: در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای است همگانی و متقابل بر عهده‌ی مردم نسبت به یکدیگر؛ دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می‌کند.

خب، خیلی جالب است؛ اساتید الآن دارند بحث می‌کنند مثلا فلان بند فلان تبصره‌ی مثلا قانون فلان مشکل دارد. من می‌خواهم عرض بکنم که ۳۲ سال از تصویب اصل هشت قانون اساسی می‌گذرد و هشت تا مجلس و ده تا دولت آمدند و هیچکدام از آنها نسبت این اصل اهتمامی نداشتند. یعنی هنوز که هنوز است قانون امر به معروف و نهی از منکر، بعد از ۳۲ سال، تصویب نشده. آقایان نمایندگان مجلس وقت نداشتند چون در مجلس برای لایحه‌ی اخذ ورودی برای بازدیدکنندگان موزه‌های تخصصی بحث می‌شود؛ لایحه‌ی موافقت نامه‌ی همکاری بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت بلاروس در زمینه‌ی پیشگیری و کاهش سوانح؛ لایحه‌ی موافقت‌نامه، استرداد مجرمین و فلان؛ لایحه‌ی الحاق دولت به موافقت‌نامه‌ی بین‌المللی روغن و کنسرو زیتون بحث می‌شود در مجلس، ولی بعد از هشت دوره هنوز نیامدند اصل مهم امر به معروف و نهی از منکر را تصویب کنند …

همین قانون را چرا قوه‌ی قضائیه لایحه نبرده برایش؟ چرا مجلس شورای اسلامی در هشت دوره و دولت در ده دوره این کار را نکردند؟ … اگر آزادی بیان ذیل امر به معروف و نهی از منکر تعریف نشود به طور طبیعی ذیل گفتمان‌های وارداتی قرار می‌گیرد… قوه قضائیه باید برنامه‌ی خودش را اعلام بکند که برای گسترش آزادی‌های مشروع من این برنامه را دارم. توجه داشته باشید، ماهنوز ۳۲ سال است انقلاب کردیم و نظام فاسد سلطنتی را از جامعه‌مان زائل کردیم. صدها سال این جامعه درگیر فضای استبدادی بوده، ساختارهای حکومتی بوده که این‌ها از مداخله‌ی آحاد مومنین در اصلاح جامعه و نظارت بر قدرت نه تنها تشویق نمی‌کردند بلکه مانع‌اش می‌شدند.

نظام جمهوری اسلامی باید تلاش بکند که این فضا را تشویق بکند… به نظر من خط قرمز را نظام جمهوری اسلامی این‌طور باید تعریف بکند که ما نه تنها حق بیان که تکلیف بیان داریم. اگر روزنامه‌ای، اگر نشریه‌ای قرار است به دادگاه برود در جمهوری اسلامی به نظر من باید برای این به دادگاه برود که بگویند آقا شش ماه بر تو گذشت، سه سال بر تو گذشت و تو با هیچ منکری برخورد نکردی. تو را محاکمه می‌کنیم به خاطر اینکه با منکرات برخورد نکردی؛ به مجموعه‌ی نظام کمک نکردی برای مبارزه با فلان مفاسدی که وجود دارد.

این‌ها به نظر من بحث‌های مهمی است که اگر ما به این‌ها بپردازیم، اگر این زیر ساخت‌ها را که طبق قانون اساسی موظف هستند قوای ما که این کار را بکنند، اگر این زیر ساخت‌ها فراهم شد که به نظر من یکی از مهمترین‌هایش همین اصل ۸ قانون اساسی است، اصل مهجور، اصل مغفول و مظلوم امر به معروف و نهی از منکر در جمهوری اسلامی است، اگر این بهش پرداخته بشود خیلی از مشکلات ما حل می‌شود …

ما باید از همان اصل نظارت عمومی آغاز بکنیم و اجازه بدهیم که بخش مهمی از نظارت را و اصلاح امور را خود مردم انجام بدهند. این پشتوانه‌ی قانونی می‎خواهد؛ پشتوانه‎ی اجرایی می‌خواهد؛ فرهنگ‌سازی می‌خواهد. فقط امیدوارم رسانه‌ی ملی به این بحثها بپردازد.

_____________________________

منبع : تریبون مستضعفین

دسته بندی : اجتماعی, اسلام 

تاریخ : چهارشنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۹۰
: 76 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

سومالی کودک

خیرینی که تمایل دارند از طریق شبکه شتاب و پرداخت اینترنتی مسلمانان قحطی زده سومالی را یاری کنند می‌توانند با مراجعه به سایت http://www.emdad.ir/ePay اقدام نمایند.

پس از آن‌که دفتر رهبر عزیز انقلاب از مردم نوع دوست و مسلمان ایران دعوت کرد تا به کمک روزه‌داران بی‌افطار سومالیایی بشتابند، کمک مالی به این مردم مظلوم از طریق اینترنت نیز میسر شد.

ملت شریف ایران می‌توانند با ورود به آدرس اینترنتی http://www.emdad.ir/ePay از طریق سامانه پرداخت الکترونیک کمیته امداد امام خمینی (ره) کمک های نقدی خود را واریز نمایند.

سومالی کودک

طبق آخرین گزارش ها قحطی اخیر سومالی روزانه جان ۱۵ کودک گرسنه را می‌گیرد.

گفتنی است شماره حساب ۹۹۹۹۹ هلال احمر نزد بانک ملی نیز آماده دریافت کمک‌های مالی است.

برچسب ها : برچسب ها: ،

دسته بندی : اسلام, ایران, دینی, فرهنگی 

تاریخ : پنجشنبه، ۱۳ مرداد ۱۳۹۰
: 182 بازدید
۵ دیدگاه
نوشته : احمد کارآمد

چند ماهی است شبکه «آی فیلم» با پخش سریال های قدیمی سیما و زنده کردن خاطراتی نه چندان دور مهمان خانه های ایرانیانی قرار گرفته است که از گیرنده دیجیتال استفاده می کنند. از محتویات شبکه و برنامه ها و تبلیغاتی که به زبان عربی پخش می گردد؛ اینگونه استنباط می شود این شبکه برای کشورهای عرب زبان نیز پخش می شود و به بیان دیگر مدیران سیما در نظر دارند از طریق «ای فیلم» فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی را ترویج دهند و کشورهای عرب زبان منطقه را با ایران و ایرانی و رسم و رسومات ایران آشنا کند .

و اما نکته قابل توجهی که چند روزی است در بین برنامه های «آی فیلم» به چشم می خورد، تبلیغات مسابقه ای است که قرار است به زودی از این شبکه پخش شود . بادیدن این تبلیغ نا خود آگاه یاد مسابقات شبکه های تلویزیونی عربی منطقه افتادم .بهت زده شدم که واقعا این رسانه ملی جمهوری اسلامی است یا یکی از شبکه های ماهواره ای منطقه! با دیدن برند شبکه «ای فیلم» تا حدی خیالم از بابت اینکه پای ماهواره ننشسته ام راحت شد اما هنوز هم باورش برایم سخت بود که قرار است چنین مسابقه ای با چنین شرکت کنندگانی از سیما جمهوری اسلامی ایران! پخش شود.

شبکه ای که قرار بود فرهنگ ایرانی اسلامی و از همه مهمتر ترویج زیبایی حجاب را از مرزهای ایران فراتر گذارد، کارش به جایی رسیده که در ان قرار است مسابقه ای پخش شود که در ان خانم ها نه تنها حجابی بر سر ندارند بلکه از لباس های نیمه عریان و بدون آستین نیز استفاده می کنند!!!

البته پیشتر از این از معضلات فرهنگی صدا و سمیای ایران زیاد حرف شنیده شده است اما اینکه چنین مسابقه ای به سفارش این شبکه در کشورهای حوزه خلیج فارس ساخته شود نیز از دیگر مفاخر سیمای جمهوری اسلامی در چند سال اخیر است.

به راستی باید از آقایان مسئول پرسید آیا به دنبال ترویج فرهنگ ایرانی اسلامی در حوزه خلیج فارس هستید یا به دنبال ترویج فرهنگ حوزه خلیج فارس در ایران هستید؟!!!

آقایان مسئول به کجا می روید؟

آیا واقعا هدف راه اندازی آی فیلم، کپی برداری و تقلید از شبکه های عربی منطقه که توسط غرب پشتیبانی می شوند. یا اینکه با پخش برنامه های متنوع در این شبکه فرهنگ غنی ایران اسلامی یا همان اسلام ناب محمدی را به مردم منطقه معرفی کنند.

واقعا مسئولین صدا و سیما به عملی که از آنان سر زده اند واقف اند . از بیت المال مسلمین هزینه کنند تا برنامه های پخش شود که باعث رواج بی بند و باری در جامعه شود. واقعا جذب مخاطب با چه قیمتی ،با زیر پا گذاشتن نص صریح قرآن و تقلید کورکورانه از شبکه های که گردانند گان اصلی آن صهوینیست ها هستند.

سایت شبکه آی فیلم یکی دیگر از مشکلات این شبکه است در یکی از قسمت های این سایت به معرفی بازیگران ایرانی می پردازد که در آن علاوه بر رزومه ای از شخص بازیگر تعدادی عکس از او نیز موجود می باشد که عکس های که از بازیگران زن در این سایت قرار داده شده به نوعی به سخره گرفتن حجاب محسوب می شود.آدرس سایت: http://www.ifilmtv.ir/

آدرس قسمت گالری عکس های بازیگران:

http://www.ifilmtv.ir/stars-list

کلییپ زیر تیزر تبلیغاتی این مسابقه تلویزیونی است که قرار است به زودی از این شبکه پخش شود.

تیزر تبلیغاتی مسابقه شبکه آی فیلم

همین مطلب در انعکاس

شادی روح امام و شهدا صلوات

برچسب ها : برچسب ها: ، ، ،

تاریخ : چهارشنبه، ۱۲ مرداد ۱۳۹۰
: 50 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : نصیری پور

دشمن در تهاجم فرهنگى خود دو نقطه مهمّ را هدف قرار داده است:
الف: عناصر سه گانه فرهنگ اسلامى
اصلى ترین کارى که دشمنان انبیا در هر اجتماعى مى کنند، تأثیر در اندیشه ها و سپس تغییر ارزشهاست. هجوم فرهنگى در هر زمانى متناسب با شرایط آن زمان انجام مى گیرد. آنچه مهم است، این است که مظاهر هجوم فرهنگى را در جامعه خود و شرایطى که در آن زندگى مى کنیم، بشناسیم.
تهاجم فرهنگى در سه محور صورت مى گیرد:
۱ـ بینشها و باورها
۲ـ ارزشها و گرایشها
۳ـ رفتارها و کردارها
بیگانگان براى از بین بردن باورهاى دینى ما، مانند اعتقاد به خدا، معاد، وحى، روح، فرشته و معنویات مى گویند: «اینها افسانه و خیالبافى است، انسان باید واقع بین و تحصلّى باشد، اثباتى فکر کند. اعتقاد به ماوراى طبیعت و آنچه نامحسوس است، ایده آلیستى است. انسان منطقاً نمى تواند به هیچ چیز اعتقاد جزمى و یقینى پیدا کند، هر کس چنین اعتقادى داشته باشد، دگماتیست است.» امروز دنیاى غرب مى گوید: «اصلاً اعتقاد به این مطالب خرافات است. چیزى را که نمى بینى و حس نمى کنى، نپذیر؛ اگر بپذیرى خیالاتى و ایده آلیست شده اى. اگر به چیزى اعتقاد پیدا کردى نسبت به آن تعصب نورز. هرکسى براى خود عقیده اى دارد، تو نیز اعتقاد خود را داشته باش؛ اما اصرار نکن که حرف من حق است و حرف تو باطل. عیسى به دین خود، موسى به دین خود. حق ندارى به دیگران تحمیل کنى تا اسلام را بپذیرند، حتى بت پرستى هم یک عقیده است. اگر کسانى بگویند که فلان عقیده حق است و عقاید دیگر باطل و همه مردم باید به حق ایمان بیاورند وگرنه گمراهند و به عذاب آخرت مبتلا مى شوند همزیستى مسالمت آمیز تحقق نمى یابد.» اما قرآن چه مى گوید؟ به نظر قرآن یقین یکى از برترین ویژگیهاى انسانى و کمالات اخلاقى است. هنگامى که صفات هدایت شدگان را برمى شمارد، آنها را داراى یقین مى داند: «و بالاخرة هم یوقنون».۱ در مقابل، وقتى صفات مردمى را که از هدایت به دور مانده اند و راه ضلالت در پیش گرفته و سقوط کرده اند برمى شمارد، آنها را دچار شک و تردید ذکر مى کند:«بل هم فى شک منها»۲؛ کسانى را که در مسائل دینى داراى روح تسامح و تساهل هستند، نکوهش مى کند. چرا دشمنان با داشتن اعتقاد دینى توأم با یقین مخالفت مى کنند؟ اگر این مسائل جدى گرفته شود شکل زندگى انسان عوض مى شود. نمونه هایى از جدى گرفتن ارزشهاى دینى را در زمان جنگ، در جوانان دیده ایم که چه حماسه هایى در جبهه ها به وجود آوردند. دنیا هنوز هم از آن حماسه ها مى لرزد. سخن ما این است که ما یک سلسله باورهاى درست داریم و مى خواهیم آنها را به دیگران عرضه و براى آنها اثبات کنیم؛ ولى آنها مى گویند: اولاً، دلایل عقلى اعتبارى ندارد و تنها باید دلایل حسى را پذیرفت. ثانیاً، هرگز حقیقت کشف نخواهد شد و آدمى نمى تواند منطقاً از شک پا فراتر نهد. این سخنانى است که مخالفان دین براى از بین بردن ایمان در زمینه شناخت مطرح مى کنند. تأثیر ارزشهاى اسلامى و توجه مردم به آنها را ما در زمان جنگ بسیار دیده یا شنیده ایم. علت جبهه رفتن جوانان ما و فداکارى و ایثار آنها در دوران پس از انقلاب و پشتیبانى مردم به غیر از وجود آن باورهاى اصلى در آنها مانند اعتقاد به خدا، معاد، نبوت و …، پاى بندى به یک سلسله ارزشها، مانند ایثار، جانبازى، فداکارى چه بود که موجب افتخار آفرینى در صحنه هاى بین المللى شد. امروز دشمنان سعى دارند تا پاى بندى ما را نسبت به ارزشها سست کنند؛ لذا، مى گویند: «ارزشها اعتبارى است. یک روز مردم به چیزى دل مى بندند و روز دیگر به چیزى دیگر. نزد عده اى، شهادت طلبى، ایثار و… ارزش است، نزد عده اى دیگر، کاخ، پول پرستى، رقاصى، خوانندگى، صنعت، تکنولوژى و… . تأثیر فرهنگها باعث مى شود که نظام ارزشى تغییر کند و این مطلب در طول تاریخ بوده و خواهد بود. ارزشها قابل اثبات عقلانى نیست؛ به علاوه، دلیل عقلانى اعتبارى هم ندارد. دلایل متافیزیکى نیز در زمینه ارزشها قابل قبول نیست؛ چون ارزشها اعتبارى است و اعتباریات برهان بردار نمى باشد.» اگر این افکار به مردم القا شود که ارزشها اعتبارى است و ما «باید» و «نباید» نداریم مردم آن فداکاریها را، که به نفع مستکبران نیست، نخواهند داشت؛ فداکاریها و پاى بندى به ارزشها بود که باعث شد تمام قدرتهاى جهان، که دست به دست هم داده بودند، نتوانند ملت ما را به زانو درآورند. استکبار در مبارزات خود با ملت ایران از راههاى سیاسى، نظامى و اقتصادى اقدام کرد. در مبارزه سیاسى، گروهکها و تشکیلات حزبى درست کردند. در بُعد نظامى، جنگ تحمیلى و فتنه هاى داخلى به راه انداختند. در زمینه اقتصادى هم، کشور ما را محاصره اقتصادى کردند و اجناس خریدارى شده و قطعات یدکى و پولهاى ما را تحویل ندادند. چون در همه ابن راهها شکست خوردند، راه «مبارزه فرهنگى» را انتخاب کردند. تزریق افکار انحرافى، التقاطى و الحادى از حربه هاى آنهاست. اگر شرایط اقتضا مى کرد همه باورها و ارزشها را منکر مى شدند؛ اما چون زمینه را مساعد نمى بینند، به اسم «دین» و «تحقیقات جدید در اسلام نوین»، سعى مى کنند تا باورها و ارزشها را از بین ببرند. چرا که، حیات و منافع آنها به خطر افتاده است. مسأله انقلاب و ارزشهاى اسلامى به ایران منحصر نیست، بلکه به سایر کشورهاى اسلامى نیز سرایت کرده است و این روند ادامه خواهد داشت. لذا، مخالفان تلاش مى کنند تا این بینش الهى را در زادگاه خود مدفون سازند و به ما القا کنند که اشتباه کرده ایم و معرفت یقینى و نظام ارزشى حقیقى وجود ندارد. این همان هجوم فرهنگى است؛ یعنى تحمیل یک سلسله نظریات فلسفى، معرفت شناختى و هستى شناختى به عنوان «مسائل فلسفى نو». در کنار سست کردن باورهاى دینى و ارزشها، استعمارگران مى کوشند تا از میزان پاى بندى مردم به اعمال شرعى بکاهند: گناه و حرام را خوب جلوه دهند و تقید به مسائل شرعى را «خشکِ مقدسى» تعبیر مى کنند. براى پیروزى در این زمینه، از وسایل تبلیغاتى و هنرى نیز استفاده مى کنند و حتى با برگزارى محافل علمى، افرادى را که قدرت تحلیل علمى ندارند تحت تأثیر قرار مى دهند. لذا به تدریج، جهت فیلمها عوض مى شود و به جاى آن که ایثار و فداکارى و… نشان داده شود، مسائل عشقى، جنسى و… مطرح مى شود. در زمینه عمل، مهاجمان فرهنگى مردم را به تبعیت از خواستهاى خود نیز وادار مى کنند. به عنوان مثال، براى از بین بردن هویت ملى ما و تبلیغ فرهنگ منحط خود، اقدام به ترویج مُد مى کنند. لذا، لباسهایى وارد بازار مى شود که منقش به تصاویر حیوانات و خط بیگانه باشد. بدین وسیله و با استفاده از خود مردم، سعى در اشاعه فرهنگ، خط، زبان و علم خود دارند.
ب: حوزه و دانشگاه نقطه دیگر که مورد هجوم فرهنگى دشمن واقع مى شود مراکز فرهنگى است. مراکز فرهنگى در جامعه ما حوزه و دانشگاه است. دشمن براى اینکه به اهداف خود برسد، این دو مرکز مهم فرهنگى را نشانه مى گیرد تا بتواند این دو را ـ که براى جامعه ما به منزله روح و جسم هستند ـ از یکدیگر جدا کند. راه تحقق آن نیز بدین صورت است که آنها را بر علیه یکدیگر تحریک مى کند که هر کدام خود را بر حق بدانند و از این راه ارزش دیگرى را نادیده بگیرند. متأسفانه اکنون برخى از حوزویان و برخى از دانشگاهیان ما، خواسته یا ناخواسته، در این مسیر حرکت مى کنند و این مقدمه پیروزى دشمن در این تهاجم است. سخن آن گوینده اى که بر علیه حوزه صحب مى برد، ملت و جوانان را در مقابل روحانیت قرار مى دهد و مى گوید: «حوزه جاى تحقیق و چون و چرا نیست، بلکه جاى تقلید است. اسلام شناسان ما به کسى مجال چون و چرا نمى دهند.» مى تواند براى دشمنان ابزار خوبى باشد. طرح سؤال هیچگاه ممنوع نبوده و نیست؛ ولى شیوه و روش بعضى از کسانى که طرح سؤال و القاء شبهه مى کنند به گونه اى است که اعتقاد و ایمان را از افراد ضعیف الایمان سلب مى کند و با مغالطاتى آنان را از یافتن جواب صحیح ناامید مى سازند. اقدام به این روش مثل آن است که شخصى به عده اى بگوید که شما باید خود را به سلاح ضد مسمومیت مجهز کنید و براى اینکه آنها را به فکر تهیه آن بیندازد، یک کپسول گاز سمّى با خود بیاورد و آن را باز کند، با این توجیه که همه باید زودتر به فکر تهیه ماسک باشند. طبیعى است که در این صورت، قبل از تهیه ماسک عده زیادى از آنها تلف خواهند شد. راه وادار کردن مردم به تحقیق و پرسش این نیست که در محیطى که افراد آن از سطح علمى بالایى برخوردار نیستند، شبهه القا شود، سپس گفته شود که «ما شبهات را مطرح مى کنیم، جواب آنها را خودتان بیابید.» بسیارى از جوانان، خود نمى توانند به این شبهات پاسخ دهند؛ لذا، شبهه در ذهن آنها تثبیت مى شود. ایجاد شبهه هنر نیست، ارائه راه صحیح مهم است. بنا بر این، به نظر روحانیت برخى از روشنفکران ما در اشتباهند؛ چون راه مطرح کردن سؤال و شبهه این نیست که در مجامعى که دانشجوبان رشته کشاورزى، دامپرورى و… هستند ـ که کار اصلى آنها مطالعات اسلامى نیست و مبانى فقه، اصول، فلسفه و کلام را نمى دانند ـ شبهه فلسفى القا شود و بگویند نظر حوزویان آن است و نظر ما این. مى توان صدها شبهه در باره فلسفه، کلام، منطق، حکمت، فقه، اصول و تفسیر و… مطرح کرد؛ اما هر کدام اقتضا دارد که در محل مناسبى طرح شود. اینگونه مسائل باید در حوزه مطرح شود. برخى گفته اند که «حوزه هاى علمیه جاى تحقیق نیست، جاى تقلید است»؛ این سخن اشتباه است. طلبه از ابتدایى که وارد حوزه مى شود، چون و چرا یاد مى گیرد و معروف است که اول چیزى که طلبه یاد مى گیرد سؤال است. پس اینکه حوزه هاى علمیه جاى تقلید است نه تحقیق، یعنى چه!بعضى گفته اند که «پس از انقلاب براى اینکه باب چون و چرا را به روى مردم ببندند، اسلام فقاهتى را مطرح کرده اند.» گاهى به اقتضاى زمان، مطلبى را که داراى معناى گسترده اى است، خلاصه مى کنند و براى آن یک اصطلاح جعل مى کنند. چون پس از انقلاب، حکومت به دست فقیه محقق شده و مسائل قانون گذارى و مجلس، صدور احکام و قضاوت در دست فقیه است و حکومت بر اساس فقاهت اسلام برقرار شده است، اصطلاح اسلام فقاهتى جعل شده است. همچنان که اصطلاحات دیگرى مانند ولایت فقیه، بانک اسلامى و… نیز رایج گردیده است. اینگونه سخنان در این زمان، در اتحاد حقیقى حوزه و دانشگاه خلل ایجاد مى کند. اگر ما حریم یکدیگر را نشناخته و حفظ نکنیم و باور نکرده باشیم که علماى ما عمر خود را صرف کرده اند تا مسائل فلسفى، فقهى، اصولى و دینى را به طور جامع استخراج کنند و در اختیار مردم بگذارند و بگوییم که روحانیت ما جز فقه و رساله چیز دیگرى نمى داند، ظلم نیست؟ اصلاً بین فقه و رساله، رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار است: هر مسأله رساله فقهى است؛ ولى هر مسأله فقهى در رساله نیست. فقه بسیار گسترده است. تصور برخى از رساله این است که رساله کتابى است که در گوشه اى از خانه افتاده است؛ هر که در نماز شک کرد به آن مراجعه مى کند. کسى که چنین تصورى داشته باشد و فقه عظیم و گسترده را تنها در رساله بجوید، در نهایت جهالت است و ظلم بزرگى به علم و عالم کرده است. دانشگاهیان و حوزویان باید حدود و حریم یکدیگر را بشناسند و آن را حفظ کنند. حوزه و دانشگاه، هر دو، براى جامعه لازمند و در محدوده خود مورد احترامند.

____________________

۱ـ بقره / ۴٫

۲ـ نمل / ۶۶٫

 

منبع : وب سایت آیت الله علامه مصباح یزدی

تهاجم فرهنگى
کتاب تهاجم فرهنگی : شناسنامه کتاب تهاجم فرهنگى
نویسنده : عبدالجواد ابراهیمى
ناشر : مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى

برچسب ها : برچسب ها: