کلام رهبر

دسته بندی : روزنوشت 

تاریخ : یکشنبه، ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰
: 6 بازدید
۱ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

با دلی گرفته راهی کاظمین شدیم , به شهر که رسیدیم مشخص بود اینجا با شهرهای پیشین فرق هایی داره , بیشتر شبیه شهرهای امروزی بود و رفتار مردمش هم همینطور , برای نماز مغرب آماده رفتن به حرم شدم , وارد صحن که شدم ناخودآگاه یاد حرم امام رضا افتادم , آخه اینجا حرم پدر و پسر امام رضاست , ظاهر و شلوغی حرم هم مثل حرم امام رضا بود , عجب صفایی , اینجا همه دل گرفتگی ها رفع شد , اینجا حرم باب الحوایج و جود و کرمه, حرم فرو نشانندگان خشمه , نماز صبح رو هم توی این حرم باصفا خوندیم و بعد وداع , یاد همه دوستان بودم و الان هم کماکان در راه ایرانیم.

برچسب ها : برچسب ها:

دسته بندی : روزنوشت 

تاریخ : یکشنبه، ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰
: 11 بازدید
۱ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

وارد سامرا شدیم , روحانی کاروان میگفت سامرا یعنی سر من رآه  , یعنی جایی که هر بیننده ای از دیدنش خوشحال میشه , اما وارد حرم عسگریین که شدیم دل همه گرفت , اینجا جاییه که چند سال پیش توسط دشمنان اهل بیت علیهم السلام تخریب شده بود , اما بعد از چند سال هنوز خیلی با حرم های دیگه فرق داشت غربت توی حرم موج میزد , ضریح که چی بگم یه مکعب چوبی بود , توی حرم و دور ضریح پر از داربست بود و هنوز خیلی مونده تاحرمی درخور شان امامان غریب سامرا ساخته بشه , توی حرم حضرت امام هادی , امام حسن عسگری, نرجس خاتون و حکیمه خاتون علیهم السلام رو زیارت کردیم , اما جاتون توی سرداب امام زمان هم خالی بود , پله به پله که میرفتی پایین انگار صدای هل من معین مهدی فاطمه به گوش می رسید , مولا جان ببخش ما رو که انقدر غافلیم!
روحانی کاروان حدیثی رو نقل کرد که در آخر الزمان مردم به مستحبات میرسن و واجبات ترک میشه , اما شرمندم که بگم توی سرداب غیبت امام زمان بعضی از خانم ها برای دیدن قسمتی که شبیه محراب بود آنچنان هجوم می آوردن و عین خیالشون نبود که بارها به نامحرم تنه میزدن , و باز برای یک کار مستحب حرام بود که اتفاق می افتاد…
سامرا آنچنان که گفتند سامرا نبود , آجرک الله یا بقیة الله.

برچسب ها : برچسب ها:

دسته بندی : روزنوشت 

تاریخ : جمعه، ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰
: 35 بازدید
۱ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

سلام دیشب جاتون توی حرم اباعبدالله خیلی خالی بود عجب صفایی , چه جمعیتی , حتی جای نماز خوندن هم نبود , خاک همه هوا رو پر کرده بود , انگار قیلامت شده , همه به کشتی نجات پناه آورده بودن , نگاهت که به ضریح سید الشهدا (ع) میافته بغضت می ترکه و شروع میکنی به درد دل , جلوی ضریح بودم که صدای لبیک یا حسین بلند شد و بعد همه یک صدا چندین بار تکرار کردن.
میدونید اگه همه لبیک واقعی به امام حسین (ع) بگن چی میشه? قطعا دیگه جایی اینطور به ساحت اهل بیت (ع) و شیعه جسارت نمیشه.
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

برچسب ها : برچسب ها: