کلام رهبر

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : پنجشنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۹
: 1 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

خود برتر بینی

نویسنده: استاد شهید مرتضی مطهری

رسول اکرم صلی اللّه
علیه وآله طبق معمول ، در مجلس خود نشسته بود، یاران گرداگرد حضرتش حلقه
زده او را مانند نگین انگشتر در میان گرفته بودند. در این بین یکی از
مسلمانان که مرد فقیر ژنده پوشی بود از در رسید. و طبق سنت اسلامی که هرکس
در هر مقامی هست ، همین که وارد مجلسی می شود باید ببیند هر کجا جای خالی
هست همانجا بنشیند و یک نقطه مخصوص را به عنوان اینکه شاءن من چنین اقتضا
می کند در نظر نگیرد آن مرد به اطراف متوجه شد، در نقطه ای جایی خالی یافت ،
رفت و آنجا نشست . از قضا پهلوی مرد متعین و ثروتمندی قرار گرفت . مرد
ثروتمند جامه های خود را جمع کرد و خودش را به کناری کشید، رسول اکرم که
مراقب رفتار او بود به او رو کرد و گفت :ترسیدی که چیزی از فقر او به تو
بچسبد؟!. نه یا رسول اللّه !
ترسیدی که چیزی از ثروت تو به او سرایت
کند؟. نه یا رسول اللّه ! ترسیدی که جامه هایت کثیف و آلوده شود؟. نه یا
رسول اللّه ! پس چرا پهلو تهی کردی و خودت را به کناری کشیدی ؟. اعتراف می
کنم که اشتباهی مرتکب شدم و خطا کردم . اکنون به جبران این خطا و به کفاره
این گناه حاضرم نیمی از دارایی خودم را به این برادر مسلمان خود که درباره
اش مرتکب اشتباهی شدم ببخشم ؟ مرد ژنده پوش : ولی من حاضر نیستم بپذیرم .
جمعیت : چرا؟!
چون می ترسم روزی مرا هم غرور بگیرد و با یک برادر
مسلمان خود آنچنان رفتاری بکنم که امروز این شخص با من کرد.

منبع:داستان راستان

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : پنجشنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۹
: 2 بازدید
۱ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

به تازگی عرب ها یک نظر سنجی برای تغییر نام خلیج فارس با نام مجعول خلیج ع
ر ب ی و پیشنهاد آن به گوگل راه اندازی کرده اند.

به لینک زیر بروید و در این رای گیری شرکت کنید و به خلیج فارس رای
دهید

http://www.persianorarabiangulf.com

سهم شما : شرکت در نظرسنجی و اطلاع رسانی

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : یکشنبه، ۲ خرداد ۱۳۸۹
: 6 بازدید
۳ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

مهدی
شربی

خیلی تو این باغا نبودم ، چون سن و سالی
نداشتم ، اول راهنمایی رو داشتم تموم می کردم . تبلیغات کاندیدای مختلف همه
جا پخش بود ، اصلا از نوع تبلیغات خوشم نمیومد ، بعضیا پشت تبلیغ و عکسشون
یه سوره یا آیه قرآن یا ادعیه چاپ کرده بودن ، فکر کرده بودن اینطوری
موندگار میشن! یا مردم میگن آدم با خداییه بهش رای میدیم!

اما همه اون تبلیغات رو دیدن که روی زمین
و… !

اما … بیشتر از همه از یه تبلیغ دلخور
بودم ، یه تبلیغی که خیلی بوی ریا و دورویی میداد ، یه نفر میخواست خیلی
خودشو بزرگ نشون بده! یادتون اومد کدومو میگم ؟ ” سه سید حسینی ، خمینی و
خامنه ای ، خاتمی ” !!

بله آقای گفتگو عکس خودشو کنار  عکس
عزیزان ملت زده بود ، واکنش مردم هم جالب بود ، با اینکه محله ما شمال شهر
بود اما اونجا هم مردم عکس خاتمی رو از کنار عکس امام و آقا جدا کرده بودن!

البته بعضیا معتقد بودن از روی محبت شدید
به آقای گفتگو بود که عکساش رو جدا کردن و بردن برای یادگاری!

اصلا از لحن حرف زدن این آقای گفتگو خوشم
نمیومد ، یه جورایی بود ، بو میداد!

از گفتگوی تمدن ها گفت ، غربی ها هم کلی
تشویق الکیش کردن ، چرا الکی ؟ چون بوش اومد و ایران رو محور شرارت خوند!
به جای گفتگو کلی قتل عام جدید شروع شد ، فلسطین ، افغانستان و…

دولت گفتگو که ترسیده بود ، کارش شد باج
دادن و گذشتن از حقوق ملت ، کنفرانس ذلت بار برلین رو که یادتون هست؟

گفتم که اصلا از لحن این آقای گفتگو خوشم
نمیومد ، کم کم دلیلش رو فهمیدم ، دوران دبیرستان بود که دیدم این آقای
گفتگو یه تبحر خاصی در قاطی کردن مباحث اسلامی و سکولار داره !

هرچی صحبت های امام و آقا رو گوش می کردم
میدیدم  اصلا مسیر این آقای گفتگو فرق می کنه!

یه جو ضد دینی توی جامعه راه انداخته بودن
که دائما بچه های مذهبی رو بکوبن ، شعارهای اسلامی با درون مایه ضد دین!
عجب دورانی بود

مثلا درباره امام حسین (ع) سخنرانی می کرد
و با یک سری مصداق های ظاهری مبانی اسلامی جامعه رو هدف می گرفت!

امان از شعار …

آزادی ، فضای باز سیاسی …

یه تعبیری از آزادی داشت که … اصلا
مبانی فکری و اصولی در کار نبود ، واقعا همش شعار پوچ بود

میخواست با شعار آزادی یه حال اساسی به
کشور بده ، یادتون هست کی بود که میخواست خدا رو هم استیزاح کنه؟

یادتونه چه شبهاتی برای مردم درست می کردن
با این روزنامه های زنجیره ای؟

یادمه مرحوم آغاسی یه شعری برای اون دوران
خوند ” فضای باز یعنی بی حیایی … “

آقای خاتمی ، آقای گفتگو!

دنبال چی هستی ؟

اسلام آمریکایی ؟!

آقای خاتمی دین و آزادی را دو مقوله جدا
از هم توصیف کرده و گفته است:
“آزادی از دین سئوال می‌کند و دین باید جوابگو باشد!”

اگه دنبال اسلام حقیقی بودید چرا وضع
خودتون و دوستان فراری شما (مهاجرانی، سازگارا ، نبوی و…) اینقدر رقت
باره!؟

آقایان! شعور را نمیتوان با شعار به بازی
گرفت ، البته هنوز مانده تا بفهمید!


ببخشید که خاطراتم کامل نیست ، خیلی
رویدادها رو خوب به ذهن نسپردم!

خواهشمندم
شما هم هر لکه ننگینی از این
جران به اصطلاح اصلاحات به یاد دارید اینجا بگید.

یا علی


برچسب ها : برچسب ها: ، ، ، ،

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : چهارشنبه، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
: 18 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی