دسته بندی : دستهبندی نشده
ناصر مشفق
بررسی وضعیت “مسجد و مسجدیها” در فضایی انتزاعی و مستقل ، میسر و مطلوب
نیست چرا که افراد این نهاد نیز چون سایر بدنه جامعه تحت تأثیر جریانات
فکری فرهنگی و سیاسی روز، دچار تغییرات و تأثیر و تأثرات فراوان می شوند.
ناگفته نماند این مقاله قصد ندارد نگاهی علمی و نظام مند به وضعیت مساجد و
راهبردهای اصلاح آن داشته باشد و صرفاً به بیان خلاصه ای از تجربیات و
یافته های عینی یک نیروی مسجدی اختصاص دارد.
شاید برای آسیب شناسی دقیق مسجد و مسجدیها بهتر باشد از سالهای ۶۷ و۶۸ یعنی
پایان جنگ و آغاز روند گسترش فرهنگ غرب و تضعیف ارزشهای انقلابی شروع کنیم
. در این دوره هرچند دنیازدگی گریبان بسیاری از مردم و حتی برخی مذهبی
ها و حزب اللهی ها را گرفته بود، اما به برکت شهدا و خانواده ایشان و ذکر و
یادی که در طول سال و به بهانه سالگرد شهادتها انجام می گرفت هنوز مساجد
را رونق و مسجدیها را شور وحالی بود. اما از دوم خرداد ۷۶ و رخداد آن پدیده
سیاسی ـ اجتماعی ، بخش عظیمی از بدنه مذهبی و حزب اللهی کشور از امکان
اصلاح حکومت و احیاء آرمانهای انقلاب – درست یا نادرست- تا حدود زیادی نا
امید شدند. لذا حذف نگاه حکومتی و سیاسی،ایشان را به سکولاریسمی تدریجی
دچار ساخت و مشغول حرکتهای محدود و شخصی شدند. کم کم حضور رزمندگان جبهه ها
در مساجد کمرنگ شد و دنیا زدگی یا بی تفاوتی و ناامیدی باعث شد تا ایشان
نیز دیگر برای آرمانهای خویش وقت نگذارند و بدین ترتیب روند آرمان زدایی که
پس از جنگ شروع شده بود کامل شد .













