کلام رهبر

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : جمعه، ۶ فروردین ۱۳۸۹
: 11 بازدید
۲ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

ناصر مشفق


بررسی وضعیت “مسجد و مسجدیها” در فضایی انتزاعی و مستقل ، میسر و مطلوب
نیست چرا که افراد این نهاد نیز چون سایر بدنه جامعه تحت تأثیر جریانات
فکری فرهنگی و سیاسی روز، دچار تغییرات و تأثیر و تأثرات فراوان می شوند.
ناگفته نماند این مقاله قصد ندارد نگاهی علمی و نظام مند به وضعیت مساجد و
راهبردهای اصلاح آن داشته باشد و صرفاً به بیان خلاصه ای از تجربیات و
یافته های عینی یک نیروی مسجدی اختصاص دارد.


شاید برای آسیب شناسی دقیق مسجد و مسجدیها بهتر باشد از سالهای ۶۷ و۶۸ یعنی
پایان جنگ و آغاز روند گسترش فرهنگ غرب و تضعیف ارزشهای انقلابی شروع کنیم
. در این دوره هرچند دنیازدگی گریبان بسیاری از مردم و حتی برخی مذهبی
ها و حزب اللهی ها را گرفته بود، اما به برکت شهدا و خانواده ایشان و ذکر و
یادی که در طول سال و به بهانه سالگرد شهادتها انجام می گرفت هنوز مساجد
را رونق و مسجدیها را شور وحالی بود. اما از دوم خرداد ۷۶ و رخداد آن پدیده
سیاسی ـ اجتماعی ، بخش عظیمی از بدنه مذهبی و حزب اللهی کشور از امکان
اصلاح حکومت و احیاء آرمانهای انقلاب – درست یا نادرست- تا حدود زیادی نا
امید شدند. لذا حذف نگاه حکومتی و سیاسی،ایشان را به سکولاریسمی تدریجی
دچار ساخت و مشغول حرکتهای محدود و شخصی شدند. کم کم حضور رزمندگان جبهه ها
در مساجد کمرنگ شد و دنیا زدگی یا بی تفاوتی و ناامیدی باعث شد تا ایشان
نیز دیگر برای آرمانهای خویش وقت نگذارند و بدین ترتیب روند آرمان زدایی که
پس از جنگ شروع شده بود کامل شد .


دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : جمعه، ۶ فروردین ۱۳۸۹
: 11 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

شهید عبدالحمید دیالمه اردیبهشت ۱۳۳۳ در تهران در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پس از اخذ دیپلم طبیعی، تحصیلات علوم حوزوی را آغاز کرد. سیره و حدیث را نزد اساتید حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری آموخت. او در سال ۱۳۵۲ به دانشگاه فردوسی مشهد وارد شد و مدرک دکترای داروسازی را از این دانشگاه در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۸ کسب کرد.

شهید دیالمه در دوران جوانی و فعالیت هایش، ارتباط مستمری با افرادی چون مطهری و بهشتی داشت. وی مجبور به زندگی مخفی در طی سال های ۱۳۵۲ الی ۵۶ جهت فعالیت های مبارزاتی با رژیم پهلوی شد و سرانجام توسط ساواک دستگیر شد اما به دلیل اینکه ساواک مدرک معتبری علیه او نداشت، آزاد شد. 

ادامه
مطلب …


:: مروری بر زندگی شهید
دکتر عبدالحمید دیالمه

:: سخنرانی های شهید دیالمه (فایل صوتی)

:: متن سخنرانی های شهید دیالمه

:: خاطرات مربوط به شهید
دکتر دیالمه

:: سایت شهید دکتر عبدالحمید دیالمه ::


دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : جمعه، ۶ فروردین ۱۳۸۹
: 3 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است…

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این خاطر نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو…
«ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.»
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:
«عزیزم ، شام چی داریم؟» جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: «عزیزم شام چی داریم؟» و همسرش گفت:
«مگه کری؟!» برای چهارمین بار میگم: «خوراک مرغ»! حقیقت به همین سادگی و صراحت است.
مشکل، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد…