دسته بندی : دستهبندی نشده
خداوند انسان را به قوه عقل مجهز کرد ، کتاب آسمانی و پیامبر و امامان را نیز برای راهنمایی فرستاد …
اما برخی از ما به ارزش وجودی خود پی نبردیم ، از عقل ، راهنمایان و الگوهای نمونه غافل شدیم …
آنگاه فرصت طلبان و سود جویان شادمان جلو آمدند
با ابزار و ادوات مخصوصشان جلوی عقل را گرفتند ، کتاب های آسمانی را کنار گذاشته و دستورالعمل های خود را جایگزین آنها کردند و سپس به جای آن الگوهای نمونه و بی نقص الگوهایی منحرف و مغرضانه معرفی کردند
اینگونه بود که نقش آدمی در زندگی اش از نقش اول به نقش دهم و صدم رسید…

و رسانه ها متولد شدند ، تا ما را به نقش دهم و صدم تنزل دهند
و هر روز سرگرمی های جدید برای غفلت از آن رسالت حقیقی انسان
و هیجاناتی روز افزون برای سرپوش گذاشتن بر عقل و تفکر
و سودجویان کماکان خوشحالند
ولی یکباره دیدی آیتی را که نوشته بود : چه اندک اند آن مردمی که فکر می کنند
و تو فکر کردی و خواستی از آن دسته اندکی باشی که اهل تفکر اند
و فکر کردی …
آیا رسالت من این است که اکنون مشغولش هستم ؟
آیا اینچنین به کمال می رسم و صفات عالی خداوند را کسب می کنم ؟
و اینچنین رنگ خدایی می گیرم؟!
اگر من نقش اول نباشم …
امکان ندارد!
چون ، آنها ، آن نقش هایی که قبل از من هستند ، نخواهند گذاشت
و آنها به فکر خود هستند ، نه من !
و مرا به راه خود می کشند ، نه راه کمالم و خدایم !
. . . پس
باید نقش اول باشم
آری ، طریقش همین است
نقش اول بودن !
و بدین معنا که با توشه ای که خدایم همراهم کرد
با عقل و کتاب و راهنمای راستینش
اولین نقش را خودم در زندگیم بازی کنم
و چه بی ارزش است فیلمی که نقش اول را هر کسی جز باریگر نقش اولش بازی کند!
که می داند ؟
این هیجانات و سرگرمی ها به نفع چه کسی تمام می شود؟!
:: نوشته ای از : مهدی شربی
:: لطفا به سوالات متن باسخ بدهید و نظرتان را بیان کنید.
{این نوشته با توجه به خلاصه ای از نتایج حاصل از بحث های ۴ جلسه از حلقه ی معرفت گروه فکرت در موضوع خوب زندگی کردن با نگاه به موضوع دشمنان عقل و تفکر تنظیم شده است}
















