کلام رهبر

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : دوشنبه، ۹ دی ۱۳۸۷
: 13 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

ادبیات، بی‏تردید مظهر اندیشه یک قوم و تصویر عمومی فرهنگ یا جامعه
یا امت است که بدان وسیله می‏توان به ارکان و جزئیات مهمی از تمدن و سنن
آن مردم واقف شد. ادبیات تجلیگاه عناصر معنوی و آزمانی تفکر آدمی است؛ و
از آنجاست که می‏توان لطافت اندیشه‏ها و پاگیزگی ذهنها را دریافت و به
میزان استعداد و گرایش صاحبان آن فرهنگ نسبت به مقوله‏های مشترک انسانی،
از قبیل حق پرستی، حریت، جوانمردی و… دست یازید.
ادب و ادبیات در
فرهنگ اسلامی، دیرزمانی به تمامی جلوه‏های تفکر اطلاق می‏شد و کاربرد
گسترده‏ای داشت. روزگاری این واژه را بر خلق کریم و شرافت انسانی و تأثیر
آن در زندگی مردم خاص و عام اطلاق می‏کرده‏اند. بعدها دایره شمول آن به
معنای تهذیب نفس، شناخت و آموزش علوم و معارف نیز گسترش یافت و سرانجام پس
از آن، به نحوی خاص بر شعر و نثر و آثار بلاغی دلالت ادب به مفهوم ادبیش
منحصر به کتابهای تعلیمی منشیانه شسته و رفته نبود، بلکه تمام رسالاتی را
شامل می‏شد که سنت وسیع عربی – اسلامی – بر آن متکی بود و… پس سخن از
ادبیات به معنای کلی آن سخن از تمامی ابعاد فرهنگی یک قوم است که در
قالبهای خاص – شعر، نثر، کتب تاریخ… – و عام ادبی – مثل خطابه‏ها، رجزها
و به طور کلی ادبیات شفاهی – جلوه می‏کند و ناگزیر این نوشتار نیز از این
دیدگاه به مسأله ادبیات عاشورایی می‏نگرد.

 دریافت برنامه ( ۱۳۶ کیلوبایت )

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : دوشنبه، ۹ دی ۱۳۸۷
: 3 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

در این نوشتار، پس از بیان مقدمه‏ای درباره چگونگی توجه شاهان قاجار به
شعایر دینی، به ترتیب سلطنت ایشان به شیوه‏های عزاداری در عهد هر یک
پرداخته است. می‏توان گفت که جز عهد ناصری، بقیه دوره‏ها به اجمال از نظر
گذرانیده شده و حوادث و شیوه‏های عصر ناصری به صورت مفصل‏تری مورد بررسی
قرار گرفته است.
رونق بی‏سابقه عزاداری در عهد ناصر الدین شاه ،
برپایی تکیه‏دولت و مراسم‏های تعزیه‏خوانی، موافقت‏ها و مخالفت‏های علما
با شبیه‏خوانی، قمه‏زنی، ورود مطالب بی‏پایه در روضه‏خوانی‏ها و اقدام
برخی از علما در برابر آن، شمایل‏کشی، چهل منبر و… از مسائلی است که در
عهد ناصری رخ نموده است.
کلید واژه‏ها: عزاداری، قاجاریه، تکیه دولت، تعزیه‏خوانی، خرافات ، قمه‏زنی.
شاهان
قاجار دل بستگی و توجّه ویژه‏ای به رعایت آداب و برگزاری مناسک و شعائر
دینی، از خود نشان می‏دادند. برخی محقّقان، این خوی را در تشابه با شاهان
صفوی، به خصلت فرصت‏طلبی و عوام فریبی شاهانه آنان نسبت می‏دهند؛ و در
مقابل عدّه‏ای بر این باورند که شاهان قاجار را در این مورد نمی‏توان با
صفویان مشابه دانست؛ چرا که قاجاریان، از قدرت سیاسی و اجتماعی لازم، برای
حکومت بهره‏مند بودند و نیازی به عوام فریبی و تظاهر از راه باور دینی
مردم نداشتند و بنابر این مظاهر دینداری آنان، نه از سرِ ریا که از صدق
باطن و اخلاص در اعتقادشان نشأت می‏گرفته است
به هر حال فارغ از
آن‏که منشأ، ریا باشد یا اخلاص، درباره مظاهر دینداری قاجاریان – علی
الخصوص اوّلین‏های ایشان – نقل‏های تاریخی فراوانی وجود دارد. یکی از این
مظاهر، و در مواردی حتّی مهم‏ترینشان، آیین‏های مربوط به عزاداری اهل
بیت‏علیهم السلام است. در این بین، «تعزیه» بیش از دیگر آیین‏ها مورد
توجّه واقع شده و رونق یافت… از سفرنامه‏ها و گزارش‏های جهانگردان، چنین
بر می‏آید که این تظاهرات شریعت طلبانه، فقط منحصر به شخص شاه نبود؛ و
گویا دیگر مردان حکومت، شاه زادگان و درباریان نیز بر سرِ تظاهر هر چه
بیشتر و نمایان‏تر به دینداری، با هم رقابت می‏کرده‏اند.که در این کتاب
مورد بررسی قرار می گیرد.

دریافت برنامه

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : دوشنبه، ۹ دی ۱۳۸۷
: 5 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

سروده‏ای است حزن‏آلود، اما جان‏بخش.
آوایی است اشک‏آور، ولی دلنواز.
سوگنانه‏ای است جانسوز، لیکن روشنی افروز.
مرثیه:
معراج انسان از خاک تا افلاک است و از خود تا خدا.
شفیق دردمندان در خلوت است و رفیق تنهایان درغزلت.
پیمان عاشقان با معشوق است و پیوند عابدان با معبود.
مرثیه:
لبیک به ندای عدالت است و فریاد در برابر جنایت.
شورش درون است و شوراندن برون.
زمینه سازی برای ظهور است و خودسازی برای حضور.
و حسین(ع):
مصباح هدایت است و مفتاح سعادت.
گرما بخش قلوب است و پاک کننده‏ی ذنوب.
حسین(ع):
پناه بی‏پناهان است و قرار بی‏قراران.
رمز شهادت است و سر شفاعت.
تدریس و تبلیغ و تالیف هر موضوعی در صورتی موفق و جذاب خواهد بود که از چندین امر برخوردار باشد، از جمله:
۱-مواد و مطالب مفید و صحیح.
۲-روش بیان فصیح و بلیغ و بدیع.
موضوع
«مرثیه خوانی» نیز از این دو امر جدا نیست. بدین جهت، دراین نوشتاربر آن
شدیم تا گزیده‏ای از مراثی امام حسین و یارانش-ع- را از دوکتاب معتبر نفس
المهموم(عربی) و منتهی الآمال از محدث قمی – رضوان الله علیه – و با اندکی
ویرایش گردآوری نماییم، و در زمینه‏ی روش مرثیه خوانی صد و بیست و هشت
(۱۲۸) نکته را که طبق حساب ابجد برابر با نام مبارک «امام حسین»-ع- است به
قلم آوریم. امید است برای علاقه‏مندان به مرثیه خوانی راهگشا و راهنما
باشد.
در خاتمه ضروری می‏دانیم از همه‏ی کسانی که دست یاری به ما
داده‏اند سپاسگزاری نماییم، وپنجره‏ی چشمانمان را بر نسیم رهنمودهای
خوانندگان گشوده نگه داریم.

دریافت برنامه

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : دوشنبه، ۹ دی ۱۳۸۷
: 4 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

گمان نمی کنم شهری در خاورمیانه در صحنه سیاست جهانی،نقشی خطیرترازکوفه بازی
کرده باشد؛ زیرا این شهر،مرکز آگاهی سیاسی و اجتماعی برای تمام ملتهای
مسلمان بوده است وازجمله فعالیتهای بارزاین شهر، سرنگون کردن حکومت
عثمان؛بزرگ خاندان اموی و فعالیت قابل توجه برای انتخاب امیرالمؤمنین علی؛
پسرعم پیامبراکرم-ص-به خلافت بود.
کوفه بزرگترین پشتیبان نظامی اسلام
بود.همچنین کوفه ازموقعیت استراتژیکی خاصی برخورداربوده ومرکزفعالیتهای
اقتصادی محسوب می گشت،وبیشترین درآمدحکومت مرکزی،ازاین شهرتأمین می شد،لذا
مورد توجه خلفا بود.
امیرالمؤمنین-ع- این شهررامرکزخلافت
قراردادودارایی حکومت بدین شهرمنتقل گشت.پس ازصلح امام حسن، حکومت به دست
معاویه افتاد.اگراین صلح نبودامت اسلامی دچارسیلی ازمشکلات اجتماعی شده
وتنهاخداوندپیامداین مشکلات رامی دانست وبس.پس ازصلح،کوفه دراختیار معاویه
قرار گرفت
اهل کوفه پس ازگذشت اوقات مناسب، به فکرسرنوشت خود افتاده
انگشت ندامت به دندان گزیدندوازآنچه با امام امیرالمؤمنین و فرزندش
‍حسن-ع-کرده بودند،ابرازانزجارنمودندودر صدد جبران تفریط و جدایی طلبیها
افتادند؛مخفیانه نزد امام حسین-ع- رفته از او خواستند تا علیه معاویه شورش
کندورهبری حرکت انقلابی کوفه را به عهده بگیرد.چون معاویه هلاک
شد،لذارهبران کوفه نتیجه گرفتند که تنها راه بازگشت مجد وعظمت شهرشان،به
حکومت رسیدن امام حسین-ع-می باشد.پس هزاران نامه و دهها هیأت نمایندگی نزد
امام فرستادند و حضرت را برای آمدن به کوفه ترغیب نمودند.امام-ع- قبل ازهر
کار، لازم دید نماینده اش را به سوی آنان گسیل دارد تا اوضاع رادریافته به
وی گزارش کند.
ورود مسلم،اهل کوفه را دچار خوشحالی وسروربزرگی
کردوهجده هزارتن باوی بیعت نمودندواطاعت وجان نثاری خودرابیان داشتند.
یزید که حساسیت قضیه رادرک کرده بودامارت آن دیاررا به ابن مرجانه جلاد
سپرد. لذا کوفیان تمام خواسته های دینی وملی خودرافراموش کرده،سردرلاک
خودفروبردندوذلیلانه تحت امر ابن مرجانه درآمدند!
اما این کتاب به
صورتی موضوعی و فراگیر، به بررسی حوادث می پردازد؛ بررسی دقیق و تحلیل
موشکافانه، از مختصات این کتاب است. مؤلف …واقعیت قضیه مسلم بن عقیل
شهید را آن چنان آشکارمی کند که گویی خود وی، یکی از شاهدان این فاجعه
بوده است و مراحل متعدد این ماجرا را به چشم خود دیده است.

دریافت برنامه