دسته بندی : دستهبندی نشده
ادبیات، بیتردید مظهر اندیشه یک قوم و تصویر عمومی فرهنگ یا جامعه
یا امت است که بدان وسیله میتوان به ارکان و جزئیات مهمی از تمدن و سنن
آن مردم واقف شد. ادبیات تجلیگاه عناصر معنوی و آزمانی تفکر آدمی است؛ و
از آنجاست که میتوان لطافت اندیشهها و پاگیزگی ذهنها را دریافت و به
میزان استعداد و گرایش صاحبان آن فرهنگ نسبت به مقولههای مشترک انسانی،
از قبیل حق پرستی، حریت، جوانمردی و… دست یازید.
ادب و ادبیات در
فرهنگ اسلامی، دیرزمانی به تمامی جلوههای تفکر اطلاق میشد و کاربرد
گستردهای داشت. روزگاری این واژه را بر خلق کریم و شرافت انسانی و تأثیر
آن در زندگی مردم خاص و عام اطلاق میکردهاند. بعدها دایره شمول آن به
معنای تهذیب نفس، شناخت و آموزش علوم و معارف نیز گسترش یافت و سرانجام پس
از آن، به نحوی خاص بر شعر و نثر و آثار بلاغی دلالت ادب به مفهوم ادبیش
منحصر به کتابهای تعلیمی منشیانه شسته و رفته نبود، بلکه تمام رسالاتی را
شامل میشد که سنت وسیع عربی – اسلامی – بر آن متکی بود و… پس سخن از
ادبیات به معنای کلی آن سخن از تمامی ابعاد فرهنگی یک قوم است که در
قالبهای خاص – شعر، نثر، کتب تاریخ… – و عام ادبی – مثل خطابهها، رجزها
و به طور کلی ادبیات شفاهی – جلوه میکند و ناگزیر این نوشتار نیز از این
دیدگاه به مسأله ادبیات عاشورایی مینگرد.
















