کلام رهبر
تاریخ : شنبه، ۱۶ مرداد ۱۳۸۹
: 210 بازدید
۵ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

در این گفتار به شرح معرفی  مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله به عنوان مرجع شیعه توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و ماجراهای بعد از آن پرداخته شده است :


با ارتحال‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ گلپایگانی‌ در آذرماه‌ ۱۳۷۲ جامعة‌ مدرسین‌ تصویب‌ کرد «که‌ با انتشار اعلامیه‌ای‌ حضرت‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ اراکی‌ به‌ عنوان‌ مرجع‌ منحصر معرفی‌ شود».   در پی‌ این‌ تصمیم‌ اطلاعیه‌ای‌ به‌ شرح‌ زیر صادر گردید.
بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌
با کمال‌ تأسف‌ و تأثر شدید از ضایعة‌ اسفناک‌ ارتحال‌ ملکوتی‌ حضرت‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ آقای‌ حاج‌ سید محمدرضا گلپایگانی‌ (رضوان‌ الله‌ تعالی‌ علیه‌) و با توجه‌ به‌ سؤالات‌ مکرری‌ که‌ در رابطه‌ با مرجعیت‌ تقلید شیعیان‌ از اعضاء و دفتر جامعة‌ مدرسین‌ به‌ عمل‌ آمده‌، به‌ اطلاع‌ عموم‌ شیعیان‌ ایران‌ و جهان‌ می‌رساند، پیرو اطلاعیة‌ قبلی‌ جامعة‌ مدرسین‌ که‌ پس‌ از ارتحال‌ حضرت‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ آقای‌ خوئی‌ (قدس‌ سره‌) اعلام‌ گردید که‌ مرجعیت‌ تقلید از آیات‌ عظام‌ حضرات‌ آقایان‌ گلپایگانی‌ و اراکی‌ خارج‌ نیست‌.
اینک‌ در فقدان‌ حضرت‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ آقای‌ گلپایگانی‌ (قدس‌ سره‌ الشریف‌) مرجعیت‌ در حضرت‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ آقای‌ حاج‌ شیخ‌ محمدعلی‌ اراکی‌ (مدظله‌ العالی‌) متعین‌ است‌.
توفیق‌ معظم‌ له‌ را در ظل‌ عنایات‌ خاصه‌ بقیة‌ الله‌ الاعظم‌ ارواحنا  فداه‌، در خدمت‌ به‌ نظام‌ پربرکت‌ جمهوری‌ اسلامی‌، از حضرت‌ حق‌ متعال‌ خواستاریم.
با تعیّن‌ و انحصار مرجعیت‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ اراکی‌ موضوع‌ مرجعیت‌ پس‌ از ایشان‌ و نیز ارجاع‌ احتیاطات‌ ایشان‌ در دستور کار جامعة‌ مدرسین‌ قرار گرفته‌ «در مورد کسانی‌ که‌ صلاحیت‌ ارجاع‌ احتیاطات‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ اراکی‌ به‌ آنان‌ هست‌ رأی‌گیری‌ مخفی‌ به‌ عمل‌ آمد. بنابراین‌ بیست‌ و یک‌ ورقه‌ رأی‌ به‌ آقای‌ امینی‌ داده‌ شد و ایشان‌ و آقای‌ خرازی‌ آراء را بررسی‌ و اجمالاً اعلام‌ شد.
یک‌ نفر ۱۱ رأی‌ و یک‌ نفر ۹ رأی‌ و یک‌ نفر ۷ رأی‌ و ۴ نفر هر کدام‌ ۵ رأی‌ آورده‌اند و بقیه‌ کمتر از ۵ رأی‌ داشته‌اند. سپس‌ بناشد رأی‌ افرادی‌ که‌ در جلسه‌ نبودند در خارج‌ گرفته‌ شود و به‌ آراء قبلی‌ ضمیمه‌ گردد و در جلسه‌ بعد نتیجه‌ تعداد رأی‌ها اعلام‌ و نسبت‌ به‌ کیفیت‌ اعلام‌ اسامی‌ بعداً تصمیم‌ گرفته‌ خواهد شد».
در جلسة‌ بعد رأی‌ افراد جمع‌ آوری‌ شده‌ و «تصویب‌ شد افراد یک‌ یکی‌ از بالاترین‌ رأی‌ ذکر شود اگر مخالف‌ نداشت‌ به‌ عنوان‌ جامعه‌ اعلام‌ شود و اگر مخالف‌ داشت‌ به‌ بحث‌ گذاشته‌ شود اگر جامعه‌ تصویب‌ کرد اعلام‌ شود».
بر اساس‌ این‌ رأی‌گیری‌ افراد زیر به‌ ترتیب‌ تعداد آراء واجد شرایط‌ مرجعیت‌ شناخته‌ شدند حضرات‌ آیات‌ آقایان‌:
۱ – محمد فاضل‌ لنکرانی‌.
۲ – محمد تقی‌ بهجت‌.
۳ – حسین‌ وحید خراسانی‌.
۴ – شیخ‌ جواد تبریزی‌.
۵ – سید موسی‌’ شبیری‌ زنجانی‌.
۶ – ناصر مکارم‌ شیرازی‌.
اما در مورد نحوة‌ معرفی‌ مرجع‌ یا مراجع‌ اعلم‌ مقرر گردید موضوع‌ با مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در میان‌ گذاشته‌ شود، در پی‌ این‌ تصمیم‌ گزارش‌ گفتگوهای‌ انجام‌ گرفته‌ خدمت‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ مطرح‌ می‌گردد، آیت‌ الله‌ مقتدایی‌ دربارة‌ این‌ دیدار و رهنمودهای‌ ایشان‌ در جلسة‌ جامعة‌ مدرسین‌ می‌گوید: «ایشان‌  [ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ ]  فرمودند: «نظر من‌ این‌ است‌ که‌ افرادی‌ را که‌ معین‌ می‌شود بطور تعیّن‌ ولاغیر نباشد ممکن‌ است‌ دیگران‌ هم‌ افرادی‌ را معرفی‌ کنند، من‌ از اینکه‌ اعلام‌ شود منعی‌ ندارم‌ و نظر دیگر من‌ این‌ است‌ که‌ یک‌ نفر اعلام‌ نشود در هر صورت‌ به‌ صورت‌ تحمیلی‌ نباشد».
البته‌ در آن‌ مقطع‌ زمانی‌ نتیجة‌ مذاکرات‌ صورت‌ گرفته‌ مسکوت‌ گذاشته‌ می‌شود.
با ارتحال‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ اراکی‌ موضوع‌ مجدداً در جامعة‌ مدرسین‌ مطرح‌ می‌شود: «در این‌ جلسه‌ پس‌ از بحث‌ و تبادل‌ نظر دربارة‌ مرجعیت‌ این‌ پیشنهاد مطرح‌ شد که‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ دامت‌ برکاته‌ علاوه‌ بر شش‌ نفری‌ که‌ قبلاً در مورد آنها رأی‌گیری‌ شده‌ بود به‌ عنوان‌ یکی‌ از مراجع‌ معرفی‌ شوند و راجع‌ به‌ این‌ پیشنهاد رأی‌گیری‌ شد و تصویب‌ گردید و متنی ‌تهیه ‌و به ‌امضای ‌آقای ‌فاضل‌ لنکرانی‌رسید.
این‌ اطلاعیه‌ در ۱۱ آذرماه‌ ۱۳۷۳ به‌ شرح‌ زیر صادر گردید:
بیانیة‌ مهم‌ جامعة‌ مدرسین‌ حوزة‌ عملیة‌ قم‌ دربارة‌ مرجعیت‌
بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌
موضوع‌ مرجعیت‌ از اعظم‌ مسائلی‌ است‌ که‌ نمی‌تواند از مصالح‌ مسلمین‌ و استقلال‌ و عظمت‌ آنان‌ جدا و منفک‌ باشد و یا بدون‌ توجه‌ به‌ دسیسه‌ها و توطئه‌های‌ کفر و استکبار بر ضد اسلام‌ مورد بررسی‌ و… نظر قرار گیرد.
لذا جامعة‌ مدرسین‌ حوزة‌ علمیة‌ قم‌ در جلسات‌ متعدد این‌ موضوع‌ را مورد بحث‌ و تبادل‌ نظر قرار داد تا اینکه‌ در جلسة‌ مورخ‌ جمعه‌ ۱۱/۹/۱۳۷۳ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ حضرات‌ آیات‌ آقایانی‌ که‌ ذیلاً نامشان‌ یاد می‌شود واجد شرایط‌ مرجعیت‌ می‌باشند و تقلید از هر کدام‌ آنان‌ جایز است‌. والله‌ العالم‌.
۱- حضرت‌ آیت‌ الله‌ حاج‌ شیخ‌ محمد فاضل‌ لنکرانی‌.
۲- حضرت‌ آیت‌ الله‌ حاج‌ شیخ‌ محمد تقی‌ بهجت‌.
۳- حضرت‌ آیت‌ الله‌ حاج‌ سید علی‌ خامنه‌ای‌ [مقام‌ معظم‌ رهبری‌).
۴- حضرت‌ آیت‌ الله‌ حاج‌ شیخ‌ حسین‌ وحید خراسانی‌.
۵- حضرت‌ آیت‌ الله‌ حاج‌ شیخ‌ جواد تبریزی‌.
۶- حضرت‌ آیت‌ الله‌ حاج‌ سید موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌.
۷- حضرت‌ آیت‌ الله‌ حاج‌ شیخ‌ ناصر مکارم‌ شیرازی‌. دامت‌ برکاتهم‌.
جامعة‌ مدرسین‌ حوزة‌ علمیة‌ قم‌
اقدام‌ به‌ موقع‌ و راهگشای‌ جامعة‌ مدرسین‌ که‌ به‌ دنبال‌ جنجال‌ تبلیغاتی‌ گسترده‌ رسانه‌های‌ بیگانه‌ علیه‌ مرجعیت‌ شیعه‌ صورت‌ گرفت‌ موجی‌ از حمایت‌های‌ گسترده‌ گروه‌های‌ مختلف‌ مردمی‌ و علما و شخصیت‌های‌ برجسته‌ حوزوی‌ را در پی‌ داشت. ‌   مقام‌ معظم‌ رهبری‌ که‌ تا قبل‌ از اعلام‌ رسمی‌ جامعة‌ مدرسین‌ از اقدامات‌ صورت‌ گرفته‌ برای‌ طرح‌ مرجعیت‌ ایشان‌ در داخل‌ کشور بی‌اطلاع‌ بود، پس‌ از صدور این‌ اطلاعیه‌ به‌ شدت‌ با آن‌ مخالفت‌ ورزید اما تلاش‌های‌ صورت‌ گرفته‌ از سوی‌ ایشان‌ برای‌ منصرف‌ کردن‌ صدا و سیما و اعضای‌ جامعة‌ مدرسین‌ از خواندن‌ نام‌ ایشان‌ نتیجه‌ نداد.
حتی‌ پس‌ از معرفی‌ جامعة‌ مدرسین‌ و به‌ رغم‌ درخواست‌ میلیون‌ها متقاضی‌ از پذیرش‌ این‌ مسؤولیت‌ دینی‌ در ایران‌ اسلامی‌ سر باز زده‌، و تا به‌ امروز نیز حاضر به‌ دادن‌ رساله‌ نشده‌اند.
ایشان‌ در سخنرانی‌ خود که‌ چند روز پس‌ از اطلاعیه‌ جامعة‌ مدرسین‌ ایراد گردید در این‌ باره‌ فرمودند:  به‌ شما عرض‌ می‌کنم‌ عزیزان‌ من‌، در امر مرجعیت‌ سختگیر باشید، مبادا احساسات‌، شما را به‌ سمتی‌ بکشاند. سختگیر به‌ همان‌ طرق‌ شرعی‌ که‌ وجود دارد، باشید. شاهد عادل‌ بطلبید، آن‌ هم‌ نه‌ یکی‌، آن‌ هم‌ هر شاهد عادلی‌، دو شاهد عادل‌ خبره‌ و این‌ کاره‌، که‌ بشناسند. آنها باید شهادت‌ بدهند که‌ فلان‌ کس‌ جائز التقلید و شایسته‌ است‌ تا بشود از او تقلید کرد... باید از آقایان‌ قم‌ و تهران‌ هم‌ واقعاً تشکر کرد که‌ فهرست‌ از کسانی‌ درست‌ کردند که‌ مردم‌ می‌توانند از آنها تقلید کنند و آن‌ فهرست‌ را به‌ مردم‌ دادند. این‌ آقایان‌، این‌ جا به‌ وظیفة‌ خودشان‌ عمل‌ کردند، البته‌ نمی‌شود گفت‌ آنهایی‌ که‌ اسمشان‌ در آن‌ فهرست‌ نیست‌، از کسانی‌ که‌ نامشان‌ در فهرست‌ ذکر شده‌ است‌، کم‌ ترند، عرض‌ کردم‌، اگر شما امروز به‌ قم‌ بروید، حداقل‌ صد نفر را می‌توانید پیدا کنید که‌ می‌شود اسمشان‌ را  فهرست‌ کرد و گفت‌ این‌ آقایان‌ جائز التقلیدند. بر خلاف‌ گفته‌ دشمن‌ که‌ وانمود کرد جنگ‌ قدرتی‌ بر سر مرجعیت‌ در ایران‌ است‌... نه‌ آقا، اشتباه‌ کردید! هیچ‌ جنگ‌ قدرتی‌ نیست‌ هیچ‌ دعوایی‌ نیست‌. در باب‌ مرجعیت‌ کسانی‌ هستند که‌ با وجود شایستگی‌ یک‌ کلمه‌ از خودشان‌ اسم‌ نمی‌آورند تا سی‌، چهل‌ سال‌ می‌گذرد. بعد از این‌ مدت‌ به‌ فکر آنها می‌افتند پیششان‌ می‌روند و اصرار می‌کنند بعد از اصرار رساله‌ می‌دهند، ما  مثل‌ مرحوم‌ آیت‌ الله‌ العظمی‌ اراکی‌ زیاد داریم‌. امروز در قم‌ کسانی‌ از همین‌ عده‌ هستند که‌ شایسته‌ مرجعیت‌اند. اما اگر هزاران‌ نفر بروند و بخواهند اینها را به‌ میدان‌ بکشانند، می‌گویند ما نمی‌آییم‌! بحمدالله‌ چنین‌ کسانی‌ امروز هستند. کسانی‌ هستند که‌ خودشان‌ را اعلم‌ از همه‌ می‌دانند، اما بر زبان‌ هم‌ جاری‌ نمی‌کنند.
عزیزانم‌! اگر واجب‌ عینی‌ باشد، من‌ از زیر هیچ‌ باری‌ دوش‌ خودم‌ را خالی‌ نمی‌کنم‌. در قضیة‌ مرجعیت‌، موضوع‌ این‌ گونه‌ نیست‌. بار بر زمین‌ نمی‌ماند. این‌ قضیه‌ متوقف‌ به‌ فرد نیست‌. آری‌، آقایان‌ فهرست‌ دادند و اسم‌ این‌ حقیر را هم‌ در آن‌ فهرست‌ آوردند. اما اگر از من‌ سؤال‌ می‌کردند، می‌گفتم‌ این‌ کار را نکنید. بدون‌ اطلاع‌ من‌ این‌ کار را کردند. بعد از آن‌ که‌ اعلامیه‌شان‌ صادر شده‌ بود، من‌ خبردار شدم‌، والا نمی‌گذاشتم‌. حتی‌ من‌ به‌ تلویزیون‌ اطلاع‌ دادم‌ و گفتم‌ اگر آقایان‌ ناراضی‌ نمی‌شوند، اعلامیه‌شان‌ صادر شده‌ بود، من‌ خبردار شدم‌، والا نمی‌گذاشتم‌. حتی‌ من‌ به‌ تلویزیون‌ اطلاع‌ دادم‌ و گفتم‌ اگر آقایان‌ ناراضی‌ نمی‌شوند. اعلامیه‌ آنها را که‌ می‌خوانید اسم‌ مرا نخوانید. بعد گفتند که‌ نمی‌شود، تحریف‌ اعلامیه‌ است‌. آقایان‌ نشسته‌اند، چند ساعت‌ جلسه کرده‌اند نمی‌شود. من‌ اکنون‌ به‌ شما عرض‌ می‌کنم‌، ملت‌ عزیز! عزیزان‌ من‌! آقایان‌ محترم‌ و بزرگانی‌ که‌ از گوشه‌ و کنار گاهی‌ به‌ بنده‌ پیغام‌ می‌دهید که‌ رساله‌ بدهم‌! بار فعلی‌ من‌ بسیار سنگین‌ است‌. بار رهبری‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و مسؤولیت‌های‌ عظیم‌ دنیایی‌، مثل‌ بار چند مرجعیت‌ است‌. این‌ را شما بدانید، اگر چند مرجعیت‌ را روی‌ هم‌ بگذارند، ممکن‌ است‌ بارش‌ به‌ این‌ سنگین‌ شود، ممکن‌ است‌. فعلاً ضرورتی‌ نیست‌. آری‌، اگر العیاذبالله‌ وضع‌ به‌ جایی‌ می‌رسید که‌ می‌دیدم‌ چاره‌ای‌ نیست‌. می‌گفتم‌ عیبی‌ ندارد، من‌ با همه‌ ضعف‌ و فقری‌ که‌ دارم‌ به‌ فضل‌ پروردگار، آنجا که‌ ناچار باشم‌ - یعنی‌ ضروری‌ باشد - برای‌ برداشتن‌ ده‌ بار به‌ این‌ سنگینی‌ هم‌ حرفی‌ ندارم‌ که‌ بردارم‌ و روی‌ دوش‌ خود بگذارم‌. اما فعلاً آن‌ گونه‌ نیست‌. فعلاً نیازی‌ نیست‌. بحمدالله‌ این‌ همه‌ مجتهدین‌ هستند. من‌ قم‌ را اسم‌ آوردم‌، غیر قم‌ هم‌ هستند. مجتهدینی‌ هستند، افراد شایسته‌ای‌ هستند، چه‌ لزومی‌ دارد حال‌ که‌ این‌ بار سنگین‌ را خدای‌ متعال‌ بر دوش‌ نحیف‌ این‌ حقیر ضعیف‌ گذشته‌ است‌، بار مرجعیت‌ را هم‌ رویش‌ بگذارند؟ احتیاجی‌ به‌ این‌ معنا نیست‌. پس‌ کسانی‌ که‌ اصرار می‌کنند و می‌گویند، آقا رساله‌ بدهید، توجه‌ کنند که‌ من‌ برای‌ خاطر این‌ از قبول‌ بار مسؤولیت‌ مرجعیت‌ استنکاف‌ می‌کنم‌. بحمدالله‌ آقایان‌ هستند و نیازی‌ به‌ این‌ معنا نیست‌. البته‌ خارج‌ از ایران‌ حکم‌ دیگری‌ دارد. بار آنها را من‌ قبول‌ می‌کنم‌. چرا؟ برای‌ خاطر این‌ که‌ آن‌ بار را اگر من‌ برندارم‌، ضایع‌ خواهد شد. آن‌ روزی‌ که‌ احساس‌ کنم‌ آقایانی‌ که‌ امروز بحمدالله‌ در اینجا هستند و به‌ عقیدة‌ من‌ کافی‌ هستند - و می‌بینم‌ کفایت‌ لازم‌ و بلکه‌ فوق‌ اندازه‌ ضروری‌ برای‌ تحمل‌ بار مسؤولین‌ هم‌ امروز در قم‌ وجود دارد - می‌توانند بار خارج‌ را هم‌ تحمل‌ کنند، آن‌ جا باز هم‌ کنار می‌کشم‌، امروز من‌ درخواست‌ شیعیان‌ خارج‌ از ایران‌ را قبول‌ می‌کنم‌، برای‌ خاطر این‌ که‌ چاره‌ای‌ نیست‌. مثل‌ همان‌ جاهای‌ دیگر است‌ که‌ ناگزیر هستم‌. اما در داخل‌ ایران‌ هیچ‌ احتیاجی‌ نیست‌.

_________________________________________________________________

منبع :

http://www.rasael.ir/?task=show&nid=301

برچسب ها : برچسب ها: ، ، ، ، ، ،