در گوگل محبوب کنید :
تاریخ : سه شنبه، ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
: 7 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

تحول اخلاقی لازمه عدالت اجتماعی
ما بدون یک تحوّل اخلاقى عمیق و گسترده، نخواهیم توانست عدالت اجتماعى را آن‏طورى که مورد نظر اسلام است، انجام دهیم. عدالت، عدّه‏اى را زخمدار و ناراضى مى‏کند. عدالت، کسانى را که درصدد سوءاستفاده از اموال عمومى‏اند، به اعتراض وامى‏دارد. آن کسانى هم که در این مواقع اعتراضى مى‏کنند، کسانى نیستند که دستشان به جایى نرسد. کسى که امکانات و ثروت دارد، مى‏تواند مسأله درست کند. دشمنان خارجى هم به این طور آدمها کمک مى‏کنند.(۱/۱/۱۳۷۶)
مسؤولان اسلامى نباید در رفتار و عملِ خودشان مسرفانه و متجمّلانه زندگى کنند. بالاتر از آن، نباید طورى زندگى کنند که روش اسراف‏آمیز و تجمّل‏آمیز به یک فرهنگ تبدیل شود.(۲۵/۹/۱۳۷۹)

هنر دینی این است
هنر دینى عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفى مى‏کند؛ ولو شما هیچ اسمى از دین و هیچ آیه‏اى از قرآن و هیچ حدیثى در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلاً هیچ لزومى ندارد که در محاورات سینمایى یا در تئاتر، نام و یا شکلى که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتماً دینى باشد؛ نه. شما مى‏توانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهاى نمایشى بیاورید. در این صورت به هنر دینى توجّه کرده‏اید… هنر دینى عبارت است از هنرى که بتواند مجسّم کننده و ارائه کننده آرمانهاى دین اسلام – که البته برترین آرمانهاى ادیان الهى است – باشد. این آرمانها همان چیزهایى است که سعادت انسان، حقوق معنوى انسان، اعتلاى انسان، تقوا و پرهیزگارى انسان و عدالت جامعه انسانى را تأمین مى‏کند.(۱/۵/۱۳۸۰)

شرط پیوند حقیقی
پیوند حقیقی با مردم، مستلزم حضور در میان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگی آنان است . ساده زیستی و پرهیز از اسراف و پرهیز از هزینه کردن بیت المال در امور شخصی و غیر ضروری ، شرط لازم برای حفظ این پیوند است. ترویج فرهنگ اشرافیگری و تجمل و سفرهای پرهزینه و بیهوده ی خرجی از کیسه ی مردم ، دور از شأن نمایندگی و عامل گسیخته شدن پیوند نماینده بامردم است.(۷/۳/۱۳۸۳)

این زندگی باید تخریب شود
به فضاى همدردى با فقیران دامن بزنید. خوشبختانه صدا و سیما در چند سال گذشته برنامه‏هاى بسیار خوبى در این زمینه داشته، که درخور تقدیر است. دغدغه‏ى عدالت را در ذهنها و دلهاى مردم دامن بزنید؛ این کار بسیار خوب است. البته سعى شود به جماعت فقیر و تهیدست اهانت نشود و کرامت انسانىِ آنها از بین نرود… زندگى تجملاتى نباید به‏هیچ‏وجه ترویج شود؛ بلکه باید تخریب شود و نقطه‏ى منفى به‏حساب بیاید.(۱/۱/۹/۱۳۸۳)

نه چپ، نه راست
ما دنبال چه نوع توسعه‏یى هستیم؟…مدل توسعه در جمهورى اسلامى، به اقتضاى شرایط فرهنگى، تاریخى، مواریث و اعتقادات و ایمان این مردم، یک مدل کاملاً بومى و مختص به خود ملت ایران است؛ از هیچ‏جا نباید تقلید کرد؛ نه از بانک جهانى، نه از صندوق بین‏المللى پول، نه از فلان کشور چپ، نه از فلان کشور راست؛ هرجا اقتضایى دارد. فرق است بین استفاده کردن از تجربیات دیگران، با پیروى از مدلهاى تحمیلى و القایى و غالباً هم منسوخ… از تجربه‏ها و دانشها باید استفاده کرد، اما الگو و شیوه و مدل را باید کاملاً بومى و خودى انتخاب کرد.(۲۷/۳/۱۳۸۳)
من هیچ اعتقادى به این معنا ندارم که جمهورى اسلامى از رسیدن به خواسته‏اش که تشکیل یک جامعه بر اساس عدالت اجتماعى و رفاه عمومى است، ناتوان است. من به هیچ وجه به این اعتقاد ندارم. به این‏که ما در این قضیه نیاز به تکیه به دیگران داریم هم اصلاً اعتقادى ندارم. البته مراوده با دیگران، استفاده از دیگران، همکارى با دیگران و داد و ستد با دیگران، همیشه خوب است؛ در همه سطوح خوب است. البته با حدود و ثغورى که قانون و سیاستهاى کشور و تدبیر مدیران بالا مشخّص مى‏کند. لکن تکیه نه! اتّکا و استناد و ناتوانى بدون آن؛ چنین چیزى را من اعتقاد ندارم.(۳/۶/۱۳۷۲

تهاجم مفسدین
بدانید مبارزه با فساد، یک مبارزه جدّى و واقعى است. مفسدین تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختى است. براى مقابله با شیوع فساد اقتصادى و مالى، باید لباس مبارزه به تن کرد.(۱۱/۵/۱۳۸۰)

جهاد بدون اغراض سیاسی
مبارزه با فساد، یک جهاد همه‏جانبه است. من از مسؤولان کشور خواهش مى‏کنم این جهاد عظیم را به اغراض سیاسى آلوده نکنند. اگر مسؤولان کشور آن خودآگاهىِ لازم را داشته باشند، آن‏گاه مى‏فهمند که امروز مبارزه با فساد لازم است و یک جهاد است. نشناختن موقعیّت و خطر، همان ناخودآگاهى است که این خود خطر بسیار بزرگى است.(۱۹/۱۰/۱۳۸۰)

شروع از خود
در باب فساد اقتصادى خوب است همه از اطرافیان و منسوبان خویشاوندى و شخصیتى خود شروع کنند. فساد را فقط در اشخاص دور دست نبینند، بلکه در نزدیکان خود و اشخاص ظاهراً مورد اعتماد خود هم آن را حس و با آن مبارزه کنند..(۲۰/۴/۱۳۸۱)

مبارزه بدون جنجال
مبارزه با فساد مالى و اقتصادى جدى‏ست و ادامه دارد. البته من به مسئولین قوه قضاییه و مجریه سفارش کردم که جنجال به راه نیندازند؛ جنجال موجب گم شدن اصل مسئله مى‏شود. باید با آن مبارزه کرد.(۱/۱/۱۳۸۲)

عدالت پیام انقلاب
پیام دیگر انقلاب، «عدالت» است. در دنیا هرجا که نداى عدالتخواهى بلند شده است، این انقلابْ آن‏جا را با خود و از خود و متناسب با خود یافته است و با حقجویان و عدالتخواهان عالم، همراهى کرده است. بسیارى از عدالتخواهان، آزادیخواهان و مبارزان با ظلم و تبعیض در شرق و غرب و قارّه‏هاى پنجگانه عالم، مى‏گویند «ما از انقلاب شما این درس را آموختیم».(۱۴/۳/۱۳۷۴)

عدالتخواهی جهانی
ما معتقدیم که ملتهاى مسلمان، در هر نقطه از دنیا که هستند، اگر تصمیم بر ایستادگى براى اسلام و نصرت آن داشته باشند، پیروز خواهند شد. اساس قضیه این است که مسلمانان در هر نقطه از عالم که هستند، باید تصمیم بگیرند از عدالت دفاع کنند، از عدالت بگویند، در مقابل ظلم بایستند و از اسلام – اسلامى که طرفدار مظلومین و ضعفاست – دفاع کنند. قدرتمندان عالم که بر همه جا مسلّطند، خودشان قدرتشان را افسانه‏اى جلوه داده‏اند. واقعیت قدرت آنها با آنچه که دارند خیلى متفاوت است.(۱۸/۱۱/۱۳۷۱)

آرمانهای جمهوری اسلامی
آرمانهاى جمهورى اسلامى، تعالى انسان، پیشرفت انسان، رفاه انسان، اقتدار جامعه، پیشرفت در همه‏ى میدانهاى معرفت انسانى، حمایت از عدل در سراسر جهان و مقابله با زورگویان و تجاوزگران و زیاده‏طلبان است.(۲/۱۰/۱۳۸۳)
هدف جمهورى اسلامى، تأمین عدالت در جامعه است. مبادا کسانى در گوشه و کنار کشور پیدا شوند و تصوّر کنند که هدف ما عبارت است از افزایش حجم ثروت مادّى! یعنى عدّه‏اى از انواع و اقسام راههاى تولیدِ ثروت برخوردار شوند؛ دیگران هم هر طور زندگى کردند، کردند! (۱۷/۱۰/۱۳۷۱)

یک گفتمان اساسی
گفتمان عدالت، یک گفتمان اساسى است و … همه چیز ماست. منهاى آن، جمهورى اسلامى هیچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت؛ باید آن را داشته باشیم. این گفتمان را باید همه‏گیر کنید.(۱۰/۸/۱۳۸۳)

نه اشراف سنتی، نه اشراف جدید
ما نظام و کشورى مى‏خواهیم که پیشرفته باشد… برخوردار از عدالت باشد؛ مبراى از فساد باشد؛ طبقه‏ى اشراف بر آن حاکمیت نداشته باشد – چه اشراف سنتى، چه طبقه‏ى جدیدى که ممکن است اسمشان اشراف نباشد، اما در واقع اشراف باشند و به قول آقایان از رانت‏هاى گوناگون اقتصادى استفاده کنند.(۱۹/۲/۱۳۸۴)
همه‏ى کسانى که نانشان در بى‏عدالتى است، با عدالت دشمن‏اند. همه‏ى کسانى که با قلدرى و زورگویى – چه در صحنه‏ى ملى، چه در صحنه‏ى بین‏المللى – تغذیه مى‏شوند، با عدالت مخالفند. (۱۲/۵/۱۳۸۴)
دمکراسى همه چیز نیست و در آن، عدل – که اساس حکومت صحیح است – وجود ندارد.(۲۷/۱۱/۱۳۷۹)

رفع فقر و محرومیت
نظام اسلامى معتقد به یک جامعه ثروتمند است، نه یک جامعه فقیر و عقب‏مانده. معتقد به رشد اقتصادى است؛ ولى رشد اقتصادى براى عدالت اجتماعى و براى رفاه عمومى، مسأله اوّل نیست. آنچه در درجه اوّل است، این است که فقیر در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعیض در استفاده از امکانات عمومى نباشد.(۱۲/۵/۱۳۷۲)

ثروتمندی بی‌فایده
چه فایده‏اى دارد که کشورى ثروتمند باشد؛ اما در آن گرسنگان زیادى وجود داشته باشند. تولید بالا داشته باشد؛ اما تبعیض و تفاوت در جامعه وجود داشته باشد. عدّه‏اى باشند که بتوانند با کمک آن ثروتى که این کشور دارد، بر جمع کثیرى از مردم ظلم کنند، زور بگویند و آنها را استثمار نمایند!(۲۳/۱/۱۳۷۸)
آن پیشرفت اقتصادى که فاصله بین طبقات مردم را زیاد کند، مورد نظر اسلام نیست.(۱۲/۳/۱۳۷۸)

همدرد مظلومان دنیا
ملتى که نظام اسلامى را انتخاب مى‏کند از آنجا که مؤمن به اسلام و عاشق عدالت، و پایبند به منطق و عقل و دین، و آزاد از تحمیل و زورگویى است، بطور طبیعى همه‏ى قدرتهاى سلطه‏گر سیاسى و اقتصادى و فرهنگى عالم را نفى مى‏کند و از همه‏ى زورگویان و چپاولگران و متجاوزان بین‏المللى روى برمى‏تابد و اگر از آنان تعرضى ببیند با همه‏ى توان در مقابل آنان مى‏ایستد و از استقلال و شرف و آزادگى خود دفاع مى‏کند، و از آنجا که معتقد به برادرى همه‏ى مسلمانان و شرف همه‏ى انسانهاست در هر نقطه‏ى جهان که ملتى را مقهور دست ظلم و استکبار ببیند با آنان احساس همدردى مى‏کند و اگر بر آزادى طلبى همت گمارند، دست کمک به آنان مى‏دهد.(۲۱/۱۱/۱۳۷۷)
ما باید یک کشور نمونه بسازیم و نشان دهیم که اسلام مى‏تواند با اجراى قوانین خود و با حاکمیت خود، انسانها را از لحاظ نیازهاى مادى و معنوى اشباع کند؛ ما باید عدالت را در واقعِ جامعه‏ى خودمان تجسم ببخشیم و روى دست بگیریم؛ به دنیا نشان بدهیم؛ اینها وظیفه‏ى ماست، که این کارها هنوز نشده است.(۱۶/۴/۱۳۸۳)

خبررسانی نه جنجال!
گفتم کار را بی ‌جنجال پیش ببرید. ما می‌ خواهیم حقیقتاً با فساد مبارزه شود؛ جنجال لازم نیست. بله، خبررسانی‌ به مردم خوب است. وقتی‌ کار تمام شده باشد، آن مقداری‌ که لازم باشد، خبر رسانی‌ شو د . کار هم صورت می‌ گیرد.(۲۲/۲/۱۳۸۲)

تکلیف ما
تکلیف ما این است که عدالت را در جامعه مستقر کنیم و این هم جز با مبارزه علیه فساد و افزون طلبی‌ انسانهای‌ مفتخوار و سوءاستفاده کن امکان پذیر نیست.(۵/۶/۱۳۸۲)

مبارزه با زیاده‌خواهان
گردآورندگان ثروتهای نامشروع، زیاده‌خواهان، زیاده‌خواران و مفسدان اقتصادی نباید عرصه را بر کسانی تنگ کنند که یا سرمایه‌گذاری می‌کنند، یا کار می‌کنند، یا زحمت می‌کشند، یا درس می‌خوانند، یا علم را گسترش می‌دهند و درآمدی بسیار کمتر از آنها دارند.(۱۵/۴/۱۳۸۳)

عدم فضاسازی کاذب
دنبالگیرى فساد با روش صحیحِ قانونى در جاى خود انجام گیرد؛ این‏طور فضاسازیهاى کاذب هم نشود. اینها با هم منافاتى ندارند؛ لازم و ملزوم هم نیستند که اگر ما خواستیم با فساد مبارزه کنیم، پس حتماً باید فضایى نامطمئن و ناامن و همراه با سوءظن به همه به وجود آید. بعکس، بنده معتقدم اگر ما با فساد و مفسدِ واقعى برخورد حقیقى و جدّى کنیم، این کار باید به مردم احساس آرامش بدهد. این نباید تعمیم داده شود و بگویند پس همه این‏طورند! در بیان هم نباید چنین چیزى گفته شود.(۱۵/۶/۱۳۸۰)

مواظب جنجال باشید!
مواظب و مراقب باشید؛ مبادا با ایجاد یک جنجال در گوشه‏اى، این حرکت عظیم را تحت‏الشّعاع قرار دهند و به دست فراموشى بسپارند. اینها هوشیارى ملت عزیز ما را مى‏طلبد.(۳/۱۱/۱۳۸۰)
در سالهاى گذشته، شعار مبارزه با فساد، مکرّر مطرح شد؛ در جلسات، به برخى مسؤولان تأکید شد؛ در محافل عمومى، براى مردم بیان شد؛ اما با همین‏گونه جنجالها و مغلطه‏کاریها نگذاشتند پیش برود. (۳/۱۱/۱۳۸۰)

اول کار بعد اطلاع‌رسانی
در آن نامه‏اى که به رؤساى محترم سه قوّه نوشتم، عرض کردم مراقب باشید تخلّفات مدیریّتى را که غالباً به اشتباه بر مى‏گردد، با جرائمى که کسى از روى عمد مرتکب مى‏شود، مخلوط نکنید. مراقب باشید اوّل، کار انجام گیرد و بعد مردم از کارى که انجام گرفت، مطّلع شوند. جنجال تبلیغاتى نسبت به کارى که هنوز انجام نگرفته است، نه فقط مفید فایده نیست، بلکه ضررهایى هم ایجاد مى‏کند. کار را بکنیم، بعد اطّلاع دهیم این کار شد – مثلاً این پرونده رسیدگى و مختومه شد، یا این طور احقاق حق گردید – نه این‏که قبل از آن که کارى صورت گیرد، جنجال کنیم که مى‏خواهیم این کار را بکنیم؛ بعد هم نتوانیم، یا اشکالى پیش آید، یا معلوم شود فلان گوشه‏اش را اشتباه کرده بودیم. بنده معتقد به خبررسانى و اطّلاع‏رسانى‏ام؛ مکرّر هم به رئیس محترم قوّه و دوستان دیگر در این زمینه عرض کرده‏ام. باید افکار عمومى را مطّلع کرد و اطّلاع رسانىِ صحیح و درست انجام داد؛ لیکن اطّلاع‏رسانىِ بهنگام، بجا و به شکل متین و صحیح)۵/۴/۱۳۸۱)

نیازهای مردم نه جنجالهای سیاسی
در زمینه مسائل داخلى، نیازهاى مردم این موضوعات است و مردم آن را از مسؤولان مى‏خواهند. البته عدّه‏اى هم پیدا مى‏شوند که شعارهاى سیاسىِ جنجالىِ بى‏محتوا را جایگزین این مسائل مى‏کنند.(۲۱/۷/۱۳۸۲)

رفع محرومیت، اهتمام اصلی دولت
اهتمام اصلى دولت در همه سیاستهاى اجرایى و بخشى، باید رفع محرومیت به نفع ایجاد عدالت باشد. این باید اوّلین چیزى باشد که مورد نظر قرار مى‏گیرد. با این کار، چقدر ما رفع محرومیت مى‏کنیم و چقدر کشور را به عدالت نزدیک مى‏کنیم.(۵/۶/۱۳۸۰)

بنده موافق نیستم
یک وقت این انتظار وجود دارد که مرتّب اعلامیه داده شود و بگویند فلان کس را گرفتیم، پدر فلان کس را درآوردیم، فلان کس این فساد را کرده؛ این درست نیست و برخلاف سیاست اعلام شده ماست؛ ما گفتیم اصلاً نگویید. در مواردى هم که اعلام و جنجال شد، بنده با آن وضعیت موافق نبودم. این تصمیم را بر اساس محاسبه گرفتیم و این محاسبه هم حکیمانه است و بر این اساس نیست که چیزى لاپوشى و پنهان نگه داشته شود؛ ابداً. بنده نمى‏خواهم ملاحظه کسى را بکنم؛ منتها فکر نمى‏کنم تا چیزى قطعى و اثبات نشده، بزرگ بودن و اهمیتش ثابت نشده، محاکمه نشده و روى آن قضاوتى نیست، باید سرِ زبانها بیفتد و مطرح شود. هر کس این کار را بکند، بنده موافق نیستم؛ چه مطبوعاتیها، چه رادیو و تلویزیون و چه دیگران؛ اما آمارِ کارشان را بیان کنند؛ آن هم در صورتى که اسم افراد آورده نشود. این را من به شما عرض کنم: یک نفر جرمى مى‏کند، آدمِ خیلى بدى هم هست، باید هم مجازات شود؛ اما اگر ما اسم او را اعلام کردیم، با این اعلان، چند نفر مجازات مى‏شوند؟ پسر و دختر او هم که در مدرسه یا دانشگاه درس مى‏خوانند و در محلّه خود رفت و آمد دارند، مجازات مى‏شوند. این کار چه لزومى دارد؟ بگذارید مجرم زندان برود و فى‏الجمله گفته شود این کار انجام گرفته؛ دیگر چه لزومى دارد ما بچه دبستانى، دبیرستانى و دانشگاهى‏اش را هم – که هیچ گناهى ندارند – مجازات کنیم؟(۲۲//۱۳۸۲)
[دستگاه های اجرایی کشو باید] مجوّزهایى را که بعضى از دستگاهها دارند و منجر به همین گرانیها و افزایش قیمتها مى‏شود، باید لغو کنند.(۲۲/۳/۱۳۸۲)

مطلقا وارد نشوید!
آقایانِ وزرا و مسؤولان بالاى کشور بخصوص، اگر بخواهند از این دغدغه‏هاى گوناگون، خودشان را خلاص کنند و این خدمت بزرگ و خالص و خوبى را که ارائه مى‏دهند، بى هیچ دغدغه و اشکال، در نامه عمل خودشان ثبت کنند و براى این کشور، ان‏شاءاللَّه مستدام بدارند، راهش این است که در فعّالیتها و تلاشهاى اقتصادى شخصى و گروهى، مطلقاً وارد نشوند. (۸/۶/۱۳۷۵)

برنده‌ترین حربه دشمن
بدانید که دشمن شما، دشمن این انقلاب، دشمن این نظام، بُرنده‏ترین حربه‏اى که در اختیار خواهد داشت، فقر و گرفتارى اقتصادى مردم است. روى این مسأله باید فکر کرد. گرفتاریهاى اقتصادى مردم، همین بیکارى‏اى است که در کلمات شما تکرار مى‏شود و درست هم هست؛ همین کمبودها و همین مشکلات فراوان است. البته فسادهاى گوناگون، سوءاستفاده‏هاى گوناگون، تبعیضهاى گوناگون، مشکلات ادارى و مشکلات قضایى هم در کنارش هست. اولویّت اوّل براى شما این است که امید مردم را حفظ کنید. اولویّت اوّل این است که شکم مردم را سیر کنید. مى‏شود نشست و حرفهاى روشنفکرى زد: اگر فلان‏طور نشود، فلان‏طور نخواهد شد؛ اگر چنین نشود، چنان نخواهد شد؛ اما باید دید واقعیت چیست.(۲۹/۳/۱۳۷۹)

چفت اولویت‌ها با امکانات
از جمله مصادیق امانت، رعایت اولویّتها در هزینه کردن است. گاهى هزینه‏ها، هزینه‏هاى درستى است؛ اما اولویّت‏دار نیست. شما نگاه کنید، اولویّتها را با امکانات تطبیق کنید. امکانات ما محدود است؛ لذا اولویّتها را با امکانات چِفت کنید. (۵/۶/۱۳۸۰)

ثروت بادآورده تولید نکنید!
[یکی از اصلهای مهم این] مردم بایستى در کارهاى دولت، سهیم، شریک، همکار و مباشر کار باشند؛ لیکن نکته اساسى که در این‏جا وجود دارد، این است که نوع دخالت مردم، نباید منجر به این شود که بعضى از قشرهاى مردم یا بعضى از افراد زرنگ در میان مردم، سودهاى کلان و بادآورده ببرند؛ در حالى که عدّه دیگرى از مردم، در اوّلیات زندگى در بمانند. یعنى همان مسأله اساسى عدالت اجتماعى و رسیدگى به همه قشرها در بخشهاى مختلف، باید مورد توجّه قرار گیرد. الان در بخشهاى مختلف کشور، دولت در وزارتخانه‏هاى مختلف، یا طبق قانون، یا طبق سیاستهایى که در این وزارتخانه خاص وجود دارد – که خوب هم هست و ایرادى ندارد – هر کدام به نحوى مسائلشان را با مردم، هماهنگ و متوازن مى‏کنند؛ لیکن حتماً باید توجّه کنید که از قِبَل امکانات و موجودى دولت – که متعلق به همه مردم است – این طور نشود که ثروتهاى بادآورده‏اى به وجود آید و در مقابل، همچنان که لازمه وجود ثروت بادآورده در کشور است، عدّه‏اى محروم بمانند.(۸/۶/۱۳۷۵)

سرگرمی به فعالیت‌های سیاسی و حزبی، منشأ مشکل
بعضى از مشکلات ما ناشى از ضعف بعضى از مدیریّتهاست که به کارهاى جزئى و فعّالیتهاى سیاسى و حزبى سرگرم و مشغول مى‏شوند. این‏قدر که من در این خصوص تأکید مى‏کنم، بعضى کسان مى‏گویند فلانى با حزب و تحزّب مخالف است؛ در صورتى که پس از پیروزى انقلاب اسلامى، اوّلین حزب را ما درست کردیم.(۱۲/۸/۱۳۸۰)

تقسم ثروت ملی میان مردم
هدف جمهورى اسلامى فقط این نیست که با ارقام و اعداد، تولید ناخالص ملى را در مجموع رقم بالایى نشان دهد؛ این کافى نیست. ما معتقدیم در کشور باید عدالت باشد و ثروت ملى میان همه مردم تقسیم شود. این آرزوى بزرگ ماست و براى آن تلاش و مبارزه مى‏کنیم.(۲۵/۹/۱۳۸۲)

مراقبت از حق طبقات ایثارگر
در همه مراحل، مواظب و مراقب باشیم و نگذاریم که خداى نکرده، حقِّ طبقات ایثارگر کشور – مثل خانواده‏هاى شهدا، جانبازان، رزمندگان و کسانى که در راه خدا واقعاً جهاد کردند و زحمت کشیدند – به بعضى از حرفها و نِقهایى که گاهى گوشه و کنار زده مى‏شود؛ آن هم از سمت کسانى که در جنگ، هیچ گونه دلسوزى‏اى نداشتند و براى این انقلاب و براى جنگ و در میدانهاى خطر، هیچ گونه تلاشى نکردند، ضایع شود.(۸/۶/۱۳۷۵)

پاسداری از طبقات مستضعف
به مسؤولان هم سفارش مى‏کنم که پاس طبقات کارگر و محروم و مستضعف و این مردم مؤمن را بدارند؛ آنها را در قوانین، در مراجعات ادارى و در سایر مراجعات گوناگونى که با دستگاههاى دولتى دارند، مورد توجه قرار بدهند.(۱۲/۲/۱۳۶۹)

بهره‌های کلان قانونی، منشأ فقر
تا وقتى کسانى در کشور وجود دارند که مى‏توانند از موجودیهاى کشور، سودها و بهره‏هاى بى‏حساب و کلان ببرند و ظاهرش این است که مثلاً در صورتهاى قانونى هم معامله و اجاره و مقاطعه‏کارى و واسطه‏گرى مى‏کنند – یعنى على‏الظّاهر شکل لباس قانونى دارد؛ اگر چه ممکن است باطنش هم بى‏قانونى باشد – بدون شک، فقر در کشور، ریشه‏کن نخواهد شد. چنین چیزى ممکن نیست. یعنى وجود امکانات بیش از حد در اختیار یک جمع معدود، نخواهد گذاشت که تولیدات و امکانات کشور، در دسترس بقیه مردم قرار گیرد. همین تورّمى هم که همیشه از آن مى‏نالید و همه مى‏نالند و حق هم هست؛ تا آخر ادامه پیدا خواهد کرد. بایستى در دستگاههاى مختلف دولت، توجّه دقیقى شود که جلوِ استفاده‏هاى غیر منطقى و غیر صحیحِ منتهى و منجر به ثروتهاى کلان، گرفته شود. اگر احیاناً قانونى هم وجود دارد که این قانون، از روى غفلت گذارده شده است، یا مقرّراتى در جایى وضع شده است که این نتیجه را مى‏بخشد، چون این ضرر و عیب را دارد، باید حتّى آن قانون علاج شود(۸/۶/۱۳۷۵)

سیاست کشور در جهت سود طبقات محروم
سیاست اداره‏ى کشور، باید در جهت سود طبقات محروم و رفع محرومیت از آنها باشد؛ کمااین‏که همین‏طور هم هست.(۱۲/۲/۱۳۶۹)

دفاع از قشر محروم، محور تحرکات اقتصادی
مسؤولان نظام، از نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، تا مسؤولان بخشهاى مختلف اجرایى، بخصوص رده‏هاى سیاستگذارى و کارشناسى، و تا قضات و اجزاى دستگاه قضایى، باید به جد و جهد و با همه‏ى اخلاص، درصدد اجراى عدالت در جامعه باشند. امروز در جامعه‏ى ما، برترین گام در راه استقرار عدل، رفع محرومیت از طبقات محروم و تهیدست و کم‏درآمد است که غالباً بیشترین بار نظام را در همه‏ى مراحل بردوش داشته‏اند و دارند و همواره با اخلاص و صمیمیت، از انقلاب و اسلام دفاع کرده‏اند. دفاع از قشرهاى محروم – که صاحبان واقعى انقلابند – باید در رأس همه‏ى برنامه‏ریزیهاى کشور و محور کلیه‏ى تحرکات اقتصادى در بخشهاى مختلف آن باشد و صحت هر سیاست و برنامه‏ى اقتصادى، با چگونگى و اندازه‏ى پیشرفت در این هدف، در کوتاه‏مدت یا بلندمدت، سنجیده شود.(۱۳/۳/۱۳۷۰)

میزان سنجش پیشرفت
مهمترین مسأله‏ى دستگاه ما و نظام جمهورى اسلامى – که همه‏ى اینها در خدمت و در جهت آن است – همان چیزى است که همه‏ى ما به آن معتقدیم و بارها گفته‏ایم؛ یعنى کوشش براى رفع فقر و محرومیت در جامعه، و حمایت و کمک به طبقات مستضعف و محروم. واقعاً باید صحت برنامه‏ها را به این سنجید و دنبال این قضیه رفت و کارهاى دیگر را در اولویتهاى بعد قرار داد(۳/۶/۱۳۷۰)

رسیدگی دلسوزانه‌تر
به درد و تظلم همه باید رسید؛ اما به آن کس که در او، احتمال مظلومیت بیشتر است – قشرهاى مظلوم و پایین جامعه – دلسوزانه‏تر باید رسید.(۴/۴/۱۳۶۹)
نه این‏که نباید براى طبقات مرفّه کار کرد؛ آنها هم از حقوق عمومى کشور باید بهره‏مند شوند؛ اما به آن کسى که محرومیت دارد و دستش از حقوق خود خالى مانده است، باید بیشترِ توجّه و همّت و تلاش را اختصاص داد(۱۴/۳/۱۳۸۰)

قشر بی‌بلندگو و تریبون
ما براى اجراى عدالت آمده‏ایم. قشر محروم مردم، بلندگو و تریبون ندارند؛ اما قشر مرفه و زرمند و زورمند، هم از تریبونها بناحق استفاده مى‏کنند؛ هم هرجا بخواهند، در بدنه‏ها اعمال نفوذ مى‏کنند و کارشان را پیش مى‏برند؛ ولى آن قشر محروم زمین مى‏مانند.(۵/۶/۱۳۸۰)
وقتى که مردم خود را در رفع گرفتارىِ مستضعفان و ضعفا و مستمندان سهیم بدانند، کارها اصلاح مى‏شود.(۲۹/۴/۱۳۸۳)

بی‌تفاوتی به فقر نشانه تکذیب دین
«الّلهم اغن کلّ فقیر. الّلهم اشبع کلّ جائع. الّلهم اکس کلّ عریان».(مفاتیح‏الجنان: دعاى یومیه ماه مبارک رمضان‏) این دعا فقط براى خواندن نیست؛ براى این است که همه خود را براى مبارزه با فقر و مجاهدت در راه ستردن غبار محرومیت از چهره محرومان و مستضعفان موظّف بدانند. این مبارزه، یک وظیفه همگانى است. در آیات قرآن مى‏خوانیم: «أرایت الّذى یکذّب بالدّین. فذلک الّذى یدعّ الیتیم. و لایحضّ على طعام المسکین(ماعون: ۱-۳)». یکى از نشانه‏هاى تکذیبِ دین این است که انسان در مقابل فقر فقیران و محرومان بى‏تفاوت باشد و احساس مسؤولیت نکند.(۱۵/۹/۱۳۸۱)
نمى‏شود منتظر ماند تا برنامه‏هاى اجتماعى به ثمر برسد و شاهد محرومیت محرومان و فقر گرسنگان در جامعه بود. این وظیفه خودِ مردم و همه کسانى است که مى‏توانند در این راه تلاش کنند. همه باید خود را موظّف به مواسات بدانند.(۱۵/۹/۱۳۸۱)

انتظارات مردم اینهاست
انتظارات مردم، رفع مشکلات اقتصادى، رفع مشکلات مربوط به جوانان – مسأله تحصیل و مسکن و ازدواج و بیکارى – رفع مسائل مربوط به گرانى و برطرف شدن مسائل مربوط به عمران شهرى و روستایى است.(۲۵/۹/۱۳۸۲)
اولویت‌ها، نه اقدام مفید
این‏طور نباشد که ما هر اقدامى که مى‏خواهیم بکنیم که مستلزم هزینه‏اى است، به این اکتفا کنیم که این اقدام، اقدام مفیدى است. این کافى نیست. صرف مفید بودن این کار، کافى نیست براى این که ما این هزینه را بکنیم. در شرایط کنونىِ ما، باید اولویّت داشته باشد. بدون اولویّت، هزینه کردن جایز نیست.(۴/۱۰/۱۳۷۸)
از جمله مصادیق امانت، رعایت اولویّتها در هزینه کردن است. گاهى هزینه‏ها، هزینه‏هاى درستى است؛ اما اولویّت‏دار نیست. شما نگاه کنید، اولویّتها را با امکانات تطبیق کنید. امکانات ما محدود است؛ لذا اولویّتها را با امکانات چِفت کنید.(۵/۶/۱۳۸۰)

مخارج سنگین دولت
اندازه نگهدارید؛ دولت مخارجش زیاد و سنگین است. مخارج سنگین دولت منجر به این مى‏شود که مثلاً در فلان بخش سوبسید را بردارند. این، سیاست درست و متین و منطقى هم است؛ شکى در آن نیست، باید هم انجام بگیرد، چاره‏یى هم نیست، روى مردم هم فشار مى‏آید؛ اما این مخارج را منصفانه قرار بدهیم و خودمان به دست خودمان بر مخارج چیزى اضافه نکنیم.(۲۳/۵/۱۳۷۰)

ریشه گرفتاری ‌ها دو چیز است…
ما در داخل کشورمان کم گرفتارى نداریم. ریشه گرفتاریها از دو چیز است: اوّل، از غفلتها و کوتاهیها و تنبلیها و احیاناً بدعمل کردنهاى خود ماست؛ در رابطه با اموال عمومى، در رابطه با تجمّل‏گرایى، در رابطه با پاسخگویى به مردم در دستگاههاى مختلف. ریشه دوم، دشمنانى هستند که از همین مایه‏ها و زمینه‏ها سوءاستفاده مى‏کنند؛ بر این مردم تنگ مى‏گیرند؛ تهدید مى‏کنند؛ ایجاد اختلاف مى‏کنند؛ دو دستگى مى‏اندازند؛ محاصره اقتصادى مى‏کنند.(۱۱/۱۲/۱۳۷۸)
در این تبلیغات، خرج و اسراف هم نشود. بنده گمان مى‏کنم اگر کسى براى خدا از اسراف در تبلیغات و کارهاى ناباب اجتناب کرد، خداى متعال به او کمک خواهد کرد و او را در مقصودى که دارد، موفّق خواهد گرداند.(۲۴/۱۱/۱۳۸۲)

گزندگی تبعیض بیش از فقر
شکاف اقتصادى و تبعیض در مسائل اقتصادى و برخورداریهاى ناروا در مقابل محرومیتهاى سخت و سنگین. این، مردم را آزار مى‏دهد. بیش از فقر، تبعیض براى مردم گزنده است. (۷/۳/۱۳۸۱)
یک نوع حالت مرکزگریزى و دور از مرکزگرایى در طبیعت جمهورى اسلامى هست.(۱۲/۱۰/۱۳۷۰)

اینها محیط اقتصادی را نا امن میکنند!
ناامنى اقتصادى، بخش دیگرى از ناامنى است. آن کسانى که محیطهاى اقتصادى را ناامن مى‏کنند؛ اگر کسانى سرمایه‏هاى کوچکى دارند، اینها با کارهاى غیرقانونى، با زرنگى‏ها، این سرمایه‏هاى کوچک و امکانات مردم را نابود مى‏کنند و به سود خودشان مصادره مى‏کنند. آنهایى که بالاتر از این، امکانات دولتى و عمومى را با زرنگیها، با تسلّط بر قوانین و مقررات و گریزگاههاى قانونى، به نفع خودشان مصادره مى‏کنند و هر جا که بتوانند، از سوءاستفاده‏هاى شخصى نمى‏گذرند؛ اینها محیطهاى اقتصادى را ناامن مى‏کنند. شما ببینید اگر در یک کشور وضع اقتصادى بیمار است، یکى از چند علت، وجود همین گریزگاههاى از قانون است که کسانى مى‏توانند با استفاده از اینها سوءاستفاده کنند و جیبهاى خودشان را پر کنند و امکانات مردم و دولت را به نفع و سمت خودشان بکشانند.(۶/۱/۱۳۷۹)
مصرف باید به اندازه باشد، نه به حدّ اسراف و زیاده روى. این اندازه در هر زمانى متفاوت است… اندازه عبارت است از این‏که انسان خودش را هر چه مى‏تواند به این قشرها نزدیک کند. مسؤولین عزیز کشور، اعم از دولتى و قضایى و سایرین، بخصوص باید این اصل را بیش از دیگران رعایت کنند.(۱/۱/۱۳۷۱)

اسراف لازمه اشرافیگری
صرفه‏جویى به معناى گدابازى نیست که بعضى بگویند چرا نمى‏گذارید مردم از نعمتهاى خدا استفاده کنند. نه؛ استفاده کنند، ولى اسراف و زیاده‏روى نکنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافیگرى و تقسیم نابرابر ثروت و مایه تضییع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جویىِ صحیح – همان که در اسلام به آن قناعت مى‏گویند – به معناى نخوردن نیست. به معناى زیاده‏روى نکردن، مال خدا را حرام نکردن و نعمت الهى را ضایع نکردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جویى را – که یک دستور اسلامى است – عمل کند، باید متوجّه باشد که در شکل کلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود.(۱/۱/۱۳۷۶)

بلای بزرگ مصرف‌ گرایی
مصرف‏گرایى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شکافهاى طبقاتى و شکاف بین فقیر و غنى را بیشتر و عمیقتر مى‏کند. یکى از چیزهایى که لازم است مردم براى خود وظیفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبلیغاتى و فرهنگى – به‏ویژه صدا و سیما – باید وظیفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرایى و تجمّل‏گرایى سوق ندهند؛ بلکه در جهت عکس، مردم را به سمت قناعت، اکتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف کردن و اجتناب از زیاده‏روى و اسراف دعوت کنند و سوق دهند. مصرف‏گرایى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى که مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد، در میدانهاى مختلف شکست خواهد خورد. ما باید عادت کنیم مصرف خود را تعدیل و کم کنیم و از زیادیها بزنیم.(۱۵/۹/۱۳۸۱)

http://www.edalatkhahi.ir/007196.shtml

مطلب مرتبطی موجود نیست. مبانی نظری و عملی عدالت و عدالتخواهی در کلام مقام معظم رهبری.


برچسب ها: ، ،

نظرات