کلام رهبر

دسته بندی : اخبار 

تاریخ : سه شنبه، ۲۲ تیر ۱۳۸۹
: 34 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

http://www.seratnews.ir/files/fa/news/1389/4/22/3065_792.jpg

تا کی با اشک بنگریم و خون دل بخوریم؟!

جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عده ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه ی شهید مطهری در حرکت اند، بچه های کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال می کردند غیرت شما کجا رفته است؟

“صراط” – فرماندهان سپاه در سال ۸۷ و همزمان با آشوبهای ۱۸ تیر نامه ای را به سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ارسال کردند .
به گزارش صراط  یادآوری برخی از خوادثی که از پیش روی انقلاب گذشته است خالی از لطف نخواهد بود. مخصوصا برای آنهایی که خیلی از مسائل را فراموش کرده اند .
از نکات قابل توجه نام محمد باقر قالیباف و شهیدان کاظمی و شوشتری در بین امضاء کنندگان نامه است .
متن کامل این نامه که در روز ۲۱ تیر ماه ۱۳۷۸ در اوج بحران و آشوب به صورت محرمانه، برای آقای خاتمی ارسال شده بود و بعد از فروکش کردن آشوب های خیابانی علنی شد، به این شرح است:

«ریاست محترم جمهوری
حضرت حجه الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی
با عرض سلام و خسته نباشید به استحضار می رساند:
به دنبال حوادث اخیر به عنوان مجموعه ای از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شریف ایران، وظیفه خود دانستیم مطالبی را خدمت حضرت عالی، دانشمند ارزشمند عرضه بداریم. امیدواریم با سعه ی صدر و شعار ارزشمند توأم با سیره ای که تبلیغ می فرمایید (شنیدن هر سخن و ایده ولو مخالف) به این موضوع که شاید در هزاران زجر کشیده ی انقلاب باشد که امروزه به دور از هرگونه خط و خطوط با چشمی نگران، مسایل و حوادث انقلاب را می نگرند و سکوت، مسامحه و ساده انگاری مسئولین که از برکت خون هزاران شهید بر مسند نشسته اند، متحیر و متعجب اند.
جناب آقای خاتمی، قطعاً همه ما حضرت عالی را انسانی وارسته، انقلابی، متدین و دارای ریشه عمیق دینی در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و می دانیم، اما نحوه ی برخورد با حوادثی که همه ما شاهد شادی و رقص دشمنان پیرامون آن هستیم و در اولویت قرار دادن پیگیری برخی اشتباهات و تخلفات و بزرگ کردن آنها در مقابل عدم توجه و یا کوچک جلوه دادن برخی دیگر از همین نمونه قانون شکنی و هتک حرمت و فشار، باعث شده است جریان های معاند با انقلاب گستاخ تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه کارانه و با دلزدگی توأم با ناامیدی، هر روز تحقیر شده و به ثمره این همه خون نگریسته و انگشت خود را با تأسف و تأثر می گزند.
جناب آقای رئیس جمهور، حمله به کوی دانشگاه همان طوری که رهبر بزرگوار و مظلوم این انقلاب فرمودند امری ناپسند، زشت و بد بود و علیرغم این که سخت ترین و تندترین برخوردها با آن انجام پذیرفت، اما همه مردم به دلیل ناپسندی عمل انجام شده این برخوردها را پذیرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام این است که آیا فاجعه فقط همین بود؟
صرفاً همین موضوع قابل پیگیری و توجه و اعتراض و تحصن است که چند وزیر به خاطر آن استعفا دهند، شورای امنیت تشکیل جلسه بدهد و گروه تحقیق تشکیل گردد اما آیا حرمت شکنی و توهین به مبانی این نظام، تأسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کم تر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کم نظیر، کم تر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سؤال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار ده ها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟
جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عده ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه ی شهید مطهری در حرکت اند، بچه های کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال می کردند غیرت شما کجا رفته است؟
جناب آقای رئیس جمهور، امروز وقتی چهره ی رهبر معظم انقلاب را دیدیم، مرگ خودمان را از خداوند طلب کردیم، چون که کتف هایمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو باید ناظر پژمرده شدن نهالی باشیم که حاصل ۱۴ قرن سیلی و زجر شیعه اسلام است.
جناب آقای خاتمی، شما خوب می دانید، در عین توانمندی به خاطر
مصلحت اندیشی دوستان ناتوانیم، چه کسی است که نداند امروز منافقین و معاندین دسته دسته به نام دانشجو به صف این معرکه می پیوندند و خودی های کینه جو و منفعت طلب کوته نظر آتش بیار آن شده اند و برای تهییج آن، از هر سخن و نوشته ای دریغ نمی کنند؟
جناب آقای خاتمی، تا کی با اشک بنگریم و خون دل بخوریم و با هرج و مرج و توهین، تمرین دموکراسی کنیم و به قیمت از دست رفتن نظام، صبر انقلابی داشته باشیم؟
جناب آقای رئیس جمهور، هزاران خانواده ی شهید و جانباز و رزمنده به شما رأی دادند که رأی آنها مدال سینه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با این مسایل را دارند و ما امروز رد پای دشمن را در این حوادث به خوبی می بینیم و قهقهه ی مستانه را می شنویم. امروز را دریابید که فردا خیلی دیر است و پشیمانی فردا غیر قابل جبران است.
سید بزرگوار، به سخنرانی به ظاهر دوستان و خودی ها در جمع دانشجویان بنگرید، آیا همه آن گفته ها تشویق و ترغیب به هرج و مرج و قانون شکنی نیست؟ آیا معنای سال امام (ع) همین بود؟ آیا به همین صورت می توان میراث گرانبهای او را حفظ کرد و آیا بی توجهی تعداد اندکی به نام حزب الله، مجوزی است برای شکستن سر هر متدین و هتک حرمت آن؟
جناب آقای خاتمی، رسانه ها و رادیوهای دنیا را بنگرید، آیا صدای دف و دهل آنها به گوش نمی رسد؟
جناب آقای رئیس جمهور، اگر امروز تصمیم انقلابی نگیرید و رسالت اسلامی و ملی خودتان را عمل نکنید فردا آن قدر دیر و غیر قابل جبران است که قابل تصور نیست.
در پایان با کمال احترام و علاقه به حضرت عالی اعلام می داریم کاسه صبرمان به پایان رسیده است و تحمل بیش از آن را در صورت عدم رسیدگی، بر خود جایز نمی دانیم.
فرماندهان و خدمتگزاران ملت شریف ایران در دوران دفاع مقدس: غلامعلی رشید – عزیز جعفری – محمدباقر قالیباف – قاسم سلیمانی – جعفر اسدی – احمد کاظمی – محمد کوثری – اسدالله ناصح – محمد باقری – غلامرضا محرابی – عبدالحمید رئوفی نژاد – نورعلی شوشتری – دکتر علی احمدیان – احمد غلامپور – یعقوب زهدی – نبی الله رودکی – علی فدوی – غلامرضا جلالی – امین شریعتی – حسین همدانی – اسماعیل قاآنی – علی فضلی – علی زاهدی – مرتضی قربانی.

برچسب ها : برچسب ها: ،

تاریخ : سه شنبه، ۲۲ تیر ۱۳۸۹
: 2 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

بنیامین الیعذر وزیر زیربنایی رژیم صهیونیستی:

ما اسرائیلی ها یک مشت حیوان هستیم!


اسرائیل خود اکنون در محاصره و انزوای کامل قرار دارد و جهان از شنیدن شکایت های بسیار از دست ما خسته شده است. الآن بعد از ۶۳ سال از اشغال هیچ کس نمی خواهد به دنبال دلیلی باشد که چرا ما به اشغال ادامه می دهیم! ” .

صراط – بنیامین الیعازر وزیر زیربنایی رژیم صهیونیستی در مصاحبه با روزنامه آحارنوت با حالتی بسیار افسرده و ناامید در مورد وضعیت انزوای این رژیم گفت: ” جهان از دست ما خسته و ملول شده است و سیاست ما عملاً شکست خورده، این ما نیستیم که غزه را محاصره کرده ایم، بلکه اسرائیل خود اکنون در محاصره و انزوای کامل قرار دارد و جهان از شنیدن شکایت های بسیار از دست ما خسته شده است. الآن بعد از ۶۳ سال از اشغال هیچ کس نمی خواهد به دنبال دلیلی باشد که چرا ما به اشغال ادامه می دهیم! ” .
بن الیعازر فاش ساخت که “وزیر زن سوئدی عالیرتبه رو به صورت من کرد و با پرخاش فریاد زد شما در اسرائیل یک دولت آپارتاید هستید و برنارد کوشنر هم به من گفت که این وضع نمی تواند ادامه پیدا کند.
بن الیعازر اظهار کرد که در خلال شرکت در کنفرانس اقتصادی در دوحه مسئولین این کشور یک جمله به من گفتند و آن هم اینکه بهتر است شما این کشور را ترک کنید و به اسرائیل برگردید و وقتی هم مشغول صرف صبحانه در هتل بودیم سفیر یکی از کشورهای بزرگ و تاثیرگذار غربی یک جمله به من گفت که شما در اسرائیل یک مشت حیوان هستید … همه جهان نظرش به اسرائیل تغییر کرده اما در اسرائیل طوری با جهان برخورد می کنند که گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است! .

برچسب ها : برچسب ها:

دسته بندی : اخبار 

تاریخ : سه شنبه، ۲۲ تیر ۱۳۸۹
: 47 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی


http://files.tabnak.com/pics/201006/201006080703432736.jpgتدقیق پیرامون مدل رفتار امام(ره) با بستگان و منسوبین خویش یکی از مواردی است که اگرچه طی سال‌های اخیر کم و بیش مورد اشاره قرار گرفته اما به نظر می رسد بازخوانی نوع رفتار ایشان با نوه خود، سید حسین خمینی فرزند ارشد حاج آقا سید مصطفی خمینی حاوی نکات ظریفی است.

سید حسین خمینی کیست؟
سید حسین خمینی در ابتدای انقلاب اسلامی اگرچه بسیار جوان بود اما در عرصه سیاسی فعالیت محسوسی داشت، به‌گونه ای که یکی از طرفداران شناخته شده جریان ابوالحسن بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به شمار می رفت و حتی پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا توسط امام خمینی در خردادماه ۱۳۶۰ و همچنین رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت رییس جمهور چند روز بعد از آن، وی نه تنها حاضر به مرزبندی با بنی صدر و جریان منافقین نشد، بلکه بر حمایت خود از جریان مذکور اصرار کرد.

http://files.tabnak.com/pics/201006/201006080703434036.jpg
عکسی دیدنی از نوه جنجالی امام خمینی (ره)

دستور قاطع امام در برخورد با نوه خود

پیرامون برخوردهای امام(ره) با نزدیکان و منسوبین خود نقل‌های متعددی وجود دارد اما خاطره ای از ایشان که به‌طور خاص به سید حسین خمینی باز می گردد، خواندنی است.

روزنامه جمهوری اسلامی در تاریخ دهم شهریور ماه سال ۷۸ در صفحه ۱۳ خود به نقل از سید حمید روحانی نوشت:

«در سال ۵۹ آقای سید حسین خمینی که نوه امام بود در زمانی که اختلافات بین بنی صدر و شهید رجایی تشدید شده بود آقای سید حسین خمینی می رود در مشهد به نفع بنی صدر سخنرانی می کند. مردم به او حمله می آورند و می خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری اش می برد، بچه های کمیته جلوی او را می گیرند می برندش در یک اتاق دیگر. از همانجا مسئولین کمیته تماس می گیرند با دفتر امام. پیغام به امام داده می شود که آقای سید حسین خمینی نوه شما در مشهد از بین صدر دفاع کرده مردم به او هجوم آوردند دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم. امام به مرحوم آیت الله اشراقی می فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند. آقای اشراقی به دفتر می آید و از طریق آقای رحمانی که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند، از طریق ایشان به بچه های کمیته پیغام می دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی دهد و فقط می گوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود. وقتی ایشان پیش امام بر می گردد امام می پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی. ایشان می گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی توانسته دروغ بگوید می گوید نه من قسمت دومش را نگفتم. امام به آقای اشراقی می فرمایند بر می گردی مجدد تلفن می زنی و هر دو قسمت پیام من را می دهید. سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش زد با تیر او را بزنید.»

نامه تاریخی امام خمینی خطاب به نوه خویش

برخورد امام(ره) با سید حسین خمینی تنها به خاطره نقل شده در این زمینه محدود نمی شود. اگرچه پس از وفات حاج آقا سید مصطفی، سید حسین به عنوان فرزند ایشان نزد امام جایگاه ویژه ای داشت و از محبوبیت خاصی برخوردار بود اما عدم مرزبندی وی با جریان بنی صدر و منافقین موجب شد تا امام راحل(ره) در نامه ای خطاب به او بنویسد:

«پسرم، حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت آنها انسان متوجه می‌شود . من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران‌های سیاسی وارد نشوند، من امید دارم که شما با مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی و با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار کردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع بشوی»

و در ادامه نیز با تاکید بر عدم ورود سید حسین به بازی های سیاسی به عنوان واجب شرعی تاکید می کنند: «من علاوه بر نصیحت پدری پیر، به شما امر شرعی می‌کنم که در این بازی‌های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی؛ من به شما امر می‌کنم به حوزه علمیه قم برگرد و با کوشش، به تحصیل علوم اسلامی و انسانی بپرداز.»

(صحیفه نور، جلد ۱۴، صفحه ۳۴۵)

تداوم مواضع سید ساختارشکنانه سید حسین خمینی

پس از این نامه، سید حسین راهی قم می شود و حتی پس از فوت مرحوم حاج احمد خمینی، هدایت مؤسسه تنظیم و نشر آثار، حرم و بیت امام به سید حسن خمینی فرزند سید احمد آقا و نوه کوچک‌تر امام سپرده می‌شود.

اما طی سال‌های بعد از نامه امام نیز وی هیچ گاه در مسیری که امام به وی امر شرعی نمودند، حرکت نکرد و هر از چندگاهی با اعلام مواضع خود در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و… مورد استقبال رسانه های بیگانه قرار گرفت و نه تنها هیچ گاه مرزبندی خود با دشمنان انقلاب را مشخص نکرد بلکه صراحتا همسو با جبهه ضدانقلاب به فعالیت های خود ادامه داد که از جمله آن باید به سفر وی به عراق در اوایل اشغال این کشور توسط نیروهای امریکایی اشاره کرد که در آنجا طی گفتگو با روزنامه واشنگتن تایمز، از آمریکا به خاطر فتح عراق قدردانی کرد و گفت: «مردم عراق نیروهای آمریکایی را به چشم آزادی‌بخش می‌نگرند نه اشغالگر، من می‌بینم که روز به روز اوضاع کشور رو به بهبودی می رود؛ من امنیت را احساس می‌کنم و می‌بینم که مردم از اینکه از رنج‌های گذشته خلاصی یافته‌‌اند شادمان هستند.»

وی در بخش دیگری از مصاحبه خود با بیان اینکه مردم ایران باید دخالت نظامی آمریکا را برای آزادی کشور خود بپذیرند افزود: «مردم ایران واقعا به آزادی احتیاج دارند، آزادی واجب‌تر از نان شب مردم است. اما اگر برای ایجاد آزادی راهی جز دخالت آمریکا نیست من فکر می‌کنم که مردم ایران باید آن را قبول کنند، من هم این را قبول می‌کنم زیرا با اعتقادات و ایمان من همخوانی دارد.»

همچنین یکی دیگر از مواضعی که از سوی سید حسین خمینی علیه جمهوری اسلامی ایران شهرت دارد، به تیرماه ۸۴ باز می گردد. زمانی که مجله آمریکایی «ونیتی‌فر» از پیشنهاد سیدحسین خمینی به رضا پهلوی برای اتحاد در برابر جمهوری اسلامی خبر داد و گویا این پیشنهاد از سوی کریستوفر هیچنز خبرنگار این مجله – که به قم سفر کرده بودـ به رضا پهلوی داده شده بود.

به نوشته این مجله، حسین خمینی در منزل خود در قم به خبرنگار آمریکایی می‌گوید که حامی مداخله آمریکا در ایران است و در ادامه تصریح می کند: «خواهان حذف حکومتی است که پدر بزرگش در ایران آن را بنا نهاده است. تنها جهان آزاد به رهبری آمریکاست که می‌تواند دمکراسی را به ایران بیاورد.»

پس از این مصاحبه، به گفته احسان نراقی از افراد نزدیک به خانواده شاه مخلوع، سید حسین در سفر خود به آمریکا با رضا پهلوی دیدار می کند که رادیوهای بیگانه نیز پس از این دیدار اعلام کردند: «در این دیدار رضا پهلوی به وی گفته است که جد من به ایران خدمت کرد و سید حسین هم در پاسخ گفته است جد من به ایران خیانت کرد.» عبارتی که پس از انتشار آن از سوی سید حسین خمینی هیچ‏گاه مورد تکذیب قرار نگرفت.

در مجموع به نظر می رسد تدقیق در باب مدل رفتار حضرت امام (ره) با نزدیکان و منسوبین خویش همواره می تواند به عنوان الگویی جامع که از بطن سیره عملی بنیانذار کبیر انقلاب نیز استخراج شده است، مورد استفاده قرار گیرد چرا که این موضوع پیش از این مورد تاکید مرحوم حاج سید احمد خمینی نیز قرار گرفته است:

«ما منسوبین حضرت امام (ره) باید توجه داشته باشیم که فقط به علت نزدیکی با ایشان است که با ما مصاحبه می‌شود و یا به ما احترام می‌شود … باید دقیقاً توجه کنیم که اگر امام نبودند هرگز کسی ما را بدان صورت نمی‌شناخت تا با ما مصاحبه کند. پس من من نکنیم که هیچیم … باید توجه کنیم که از انتساب سوءاستفاده نکنیم که خلاف شرع مبین است.»

(نشست مطبوعاتی حاج سید احمد خمینی، ۲۴ فروردین ماه ۱۳۶۰)

برچسب ها : برچسب ها: ،