در گوگل محبوب کنید :

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : پنجشنبه، ۱۰ دی ۱۳۸۸
: 0 بازدید
۰ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

هرجا و در هر جامعه‏ای که به حق عمل نشود، و از باطل‏خودداری
نشود، بدعتها زنده، و سنتها نابود شود، هرجا که احکام‏خدا تغییر و
تحریف یابد و حاکمان و زمامداران با زور و ستمگری‏با مردم رفتار کنند،
در هر جامعه‏ای که ویژگی‏های جاهلیت راداشته باشد آن جامعه،
جامعه‏ای یزیدی بوده، و مبارزه و مخالفت‏با مفاسد و آلودگی‏ها
و آمران و عاملان آنها، کاری حسینی خواهدبود.

 

قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف‏های بنیادی و
اساسی در جامعه اسلامی داشت. این انحراف‏ها زائیده انحراف
حکومت‏اسلامی از مسیر اصلی خود از سقیفه به بعد بود. که پس از
شهادت‏ علی(ع)کلا به دست‏سلسله سفیانی و حزب ضد اسلامی اموی افتاد.
به‏گواهی اسناد تاریخی، سران این حزب هیچ اعتقادی به اسلام و
اصول‏آن نداشتند (۱). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر
اسلام(ص)را،جلوه‏ای از پیروزی تیره بنی‏هاشم بر تیره
بنی‏امیه، در جریان‏کشمکش قبیلگی در درون طایفه بزرگ قریش
می‏دانستند (۲). و با یک‏حرکت‏خزنده، به تدریج در پوشش اسلام
به مناصب کلیدی دست‏یافتندو سرانجام از سال چهلم هجری، حکومت اسلامی و
سرنوشت ومقدرات امت اسلامی به دست این حزب افتاد و پس از بیست‏سال
حکومت‏معاویه، و به دنبال مرگ وی، پسرش یزید به قدرت رسید که
اوج‏انحراف بنیادی، و جلوه‏ای آشکار از ظهور «جاهلیت
نو» در پوشش‏ظاهری اسلام بود (۳).امام حسین(ع)نمی‏توانست در
برابر چنین‏فاجعه‏ای سکوت کند و احساس وظیفه می‏کرد که در
برابر این وضع،اعتراض و مخالفت کند. سخنان، نامه‏ها و سایر اسنادی که
از امام‏حسین(ع) به دست ما رسیده، به روشنی گویای این مطلب است.
این‏اسناد بیانگر آن است که از نظر امام، پیشوا و رهبر
مسلمانان‏شرائط و ویژگی‏هایی دارد که امویان فاقد آنها بودند و
اساس‏انحراف‏ها و گمراهیها این بود که عناصر فاسد و غیر لایق،
تکیه برمسند خلافت اسلامی و جایگاه والای پیامبر زده بودند و حاکمیت
وزمامداری آنها، آثار و نتائج‏بسیار تلخ و ویرانگری به
دنبال‏آورده بود.

چند نمونه از تاکیدهای امام در این باره یادآوری می‏شود:

ویژگی‏های پیشوای مسلمانان

۱ – در نخستین روزهایی که امام حسین(ع)در مدینه، برای بیعت
جهت‏یزید، در فشار بود، در پاسخ ولید که پیشنهاد بیعت‏با یزیدرا
مطرح کرد، فرمود: اینک که مسلمانان به فرمانروایی مانندیزید گرفتار
شده‏اند، باید فاتحه اسلام را خواند (۴).

۲ – امام ضمن پاسخ نامه‏های کوفیان، نوشت:

… امام و پیشوای مسلمانان کسی است که به کتاب خدا عمل‏نموده راه
قسط و عدل را در پیش گیرد و از حق پیروی کرده باتمام وجود خویش مطیع فرمان
خدا باشد (۵).

۳ – امام حسین(ع)هنگام عزیمت‏به سوی عراق در منزلی
بنام‏«بیضه‏» خطاب به «حر» خطبه‏ای
ایراد کرد و طی آن انگیزه قیام‏خود را چنین شرح داد:

«مردم! پیامبر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانی با
حکومت‏ستمگری‏مواجه گردد که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان الهی
را درهم‏می‏شکند، با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت درآمده در
میان‏بندگان خدا راه گناه و معصیت و تجاوزگری و دشمنی در
پیش‏می‏گیرد، ولی او در مقابل چنین حکومتی، با عمل و یا با
گفتاراظهار مخالفت نکند، برخداوند است که آن فرد(ساکت)را به کیفرهمان
ستمگر(آتش جهنم)محکوم سازد.

مردم! آگاه باشید اینان(بنی‏امیه)اطاعت‏خدا را ترک و پیروی
ازشیطان را بر خود فرض نموده‏اند، فساد را ترویج و حدود الهی راتعطیل
نموده فی را(که مخصوص به خاندان پیامبر است)به خوداختصاص داده‏اند و
من به هدایت و رهبری جامعه مسلمانان و قیام‏بر ضد این همه فساد و
مفسدین که دین جدم را تغییر داده‏اند، ازدیگران شایسته‏ترم
…» (۶).

حاکمیت‏بنی‏امیه که امام در این سخنان به گوشه‏هایی از
آثارسوء آن اشاره نموده، در شوون مختلف جامعه اسلامی اثر گذاشته وفساد و
آلودگی و گمراهی را گسترده و عمومی ساخته بود. امام‏حسین(ع)در موارد
متعددی انگشت روی این عواقب سوء گذاشته و به‏مردم هشدار داده است که
به چند نمونه آن اشاره می‏شود:

محو سنتها و رواج بدعتها

آن حضرت پس از ورود به مکه، نامه‏ای به سران قبائل بصره‏فرستاد و طی آن چنین نوشت:

«…اینک پیک خود را با این نامه به سوی شما می‏فرستم،
شمارا به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می‏کنم، زیرا در شرائطی
قرارگرفته‏ایم که سنت پیامبر به کلی از بین رفته و بدعتها زنده
شده‏است، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست
هدایت‏خواهم‏کرد…» (۷).

دیگر به حق عمل نمی‏شود

حسین بن علی(ع)در راه عراق در منزلی به نام «ذی حسم‏»
درمیان یاران خود به‏پا خاست و خطبه‏ای بدین شرح ایراد نمود:

پیشامدها همین است که می‏بینید، جدا اوضاع زمان دگرگون
شده‏زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رخت‏بر بسته است
واز فضیلتها جز اندکی مانند قطرات ته‏مانده ظرف آب باقی
نمانده‏است. مردم در زندگی پست و ذلتباری به سر می‏برند و صحنه
زندگی،همچون چراگاهی سنگلاخ، و کم علف، به جایگاه سخت و دشواری
تبدیل‏شده است.

آیا نمی‏بینید که دیگر به حق عمل نمی‏شود، و از باطل
خودداری‏نمی‏شود؟! در چنین وضعی جا دارد که شخص با ایمان(از جان
خودگذشته)مشتاق دیدار پروردگار باشد. در چنین محیط ذلتبار وآلوده‏ای،
مرگ را جز سعادت; و زندگی با ستمگران را جز رنج وآزردگی و ملال
نمی‏دانم…» (۸).

مسخ هویت دینی مردم

حاکمیت زمامداران اموی و اجرای سیاست‏های ضد اسلامی توسط
آنان،هویت دینی مردم را مسخ کرده ارزشهای معنوی را در جامعه از
بین‏برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل «ذی
حسم‏» فرمود:

«…مردم بندگان دنیایند، دین به صورت ظاهری و در حد حرف وسخن
در زبانشان مطرح می‏شود، تا زمانی که معاش و زندگی مادیشان‏رونق
دارد، در اطراف دین گرد می‏آیند، اما زمانی که با بلا وگرفتاری آزمایش
شوند، دینداران در اقلیت هستند.

پیام جاوید قیام امام حسین(ع)

پیام قیام با شکوه سیدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نیست، بلکه‏این
پیام پیامی جاوید و ابدی است و فراتر از محدوده زمان ومکان است، هرجا و در
هر جامعه‏ای که به حق عمل نشود، و از باطل‏خودداری نشود، بدعتها
زنده، و سنتها نابود شود، هرجا که احکام‏خدا تغییر و تحریف یابد و
حاکمان و زمامداران با زور و ستمگری‏با مردم رفتار کنند، در هر
جامعه‏ای که ویژگی‏های جاهلیت راداشته باشد آن جامعه،
جامعه‏ای یزیدی بوده، و مبارزه و مخالفت‏با مفاسد و آلودگی‏ها
و آمران و عاملان آنها، کاری حسینی خواهدبود.

پاورقیها:

۱ – سیدعلیخان مدنی، الدرجات الرفیعه، ص ۲۴۳، ابن ابی الحدید، شرح
نهج‏البلاغه، ج‏۸، ص ۲۵۷ – مسعودی، مروج الذهب، ج‏۳،
ص‏۴۵۴ ضمن شرح حال مامون عباسی.

۲ – ابن ابی الحدید، همان کتاب، ج‏۹، ص ۵۳(خطبه ۱۳۹)و نیز
ج‏۲،ص ۴۴ – ۴۵ – ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب(در
حاشیه‏الاصابه)ج‏۴، ص ۸۷٫

×- این حرکت از اواخر خلافت‏خلیفه دوم آغاز گردید که معاویه
ازطرف وی به حکمرانی شام منصوب شد و مدت پنج‏سال در این
سمت‏باقی‏بود و در تمام مدت خلافت عثمان نیز(۱۲ سال)در این منصب
ابقاگردید و از همان سالها رویای خلافت آینده خود را می‏دید
وپایه‏های آن را می‏ریخت و در اواخر خلافت عثمان، در واقع وی
درمدینه خلیفه تشریفاتی بود و تصمیم گیرنده اصلی، حاکم مقتدر شام‏بود.

۳ – نگاه کنید به: امام حسین(ع)و جاهلیت نو، جواد سلیمانی،قم، انتشارات یمین.

۴ – سید بن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص ۱۱٫

۵ – طبری، تاریخ الامم والملوک، ج‏۶، ص ۱۹۶ – شیخ مفید،الارشاد، ص ۲۰۴٫

۶ – طبری، همان کتاب، ص ۲۲۹ – ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،ج‏۴، ص ۴۸٫

۷ – طبری، همان کتاب، ص ۲۰۰٫

۸ – حسن بن علی بن شعبه، تحف العقول، ص ۲۴۵ – طبری، همان‏کتاب، ص ۲۳۹٫


نظرات