در گوگل محبوب کنید :

دسته بندی : دسته‌بندی نشده 

تاریخ : شنبه، ۱ فروردین ۱۳۸۸
: 4 بازدید
۱ دیدگاه
نوشته : مهدی شربی

سلام

>ممکنه برای شما این سئوال پیش اومده باشه که اصلا مگر ممکنه خدا رو حذف کرد؟!

یا اینکه چه کسی و چطوری میخواد این کارو انجام بده؟

لازمه یادآوری کنم در طول تاریخ قدرتهای استکباری
همواره برای استعمار مردم و استعداد ها و دارایی هایشان رو به مقابله با
ادیان الهی و تولید ادیان ساختگی و واهی برای مشغول کردن مردم کرده اند
(مشابه عملکرد کاهنان معبد در فیلم یوسف پیامبر علیه السلام)

* برای اینکه حضور ذهن هم داشته باشید و در فضای امروزی قرار بگیرید بهتر
است این خبر را هم بخوانید و سپس به سراغ متن پرسش و پاسخی زیر بروید :

سال نوی میلادی و تلاش برای حذف خدا از زندگی مردم

______________________________________________

:: سئوالات از فکرت ::

سوال ۱ : چرا استکبار همواره می کوشد تا خدا و دین را از
زندگی مردم حذف کند؟ تصویری که ادیان قبل از اسلام (یهود- مسیحیت و …)
که تحریف شده اند از خدا ارائه می کنند، چگونه است؟

سوال۲ : آیا این تصاویر تحریف شده از خدا هم زمینه ساز فرار مردم از خدا هستند؟

:: پاسخ از پرسمان ::

۱ـ به غیر از اسلام و بخصوص مذهب شیعه ، که دین و مذهبی است
کاملاً عقل مدار و طرفدار فکر و اندیشه ، همه ی ادیان موجود دنیا کما بیش
با عقلانیّت و تفکّر عقلی مخالف بوده تصویری نامعقول از خدا ارائه می
دهند. خدایی که یهودیان سابق تصویر می نمودند ، ابر انسانی بوده به شدّت
نژاد پرست که بنی اسرائیل را به فرزندی گرفته بود. « وَ قالَتِ الْیَهُودُ
وَ النَّصارى‏ نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُه‏. ـــــ یهود و
نصارى گفتند:«ما فرزندان خدا و دوستان(خاصّ) او هستیم.» » (المائدة:۱۸)
خدای مورد نظر اینان به زمین می آید و با یعقوب نبی ( پدر بنی اسرائیل )
کشتی می گیرد و جالب این است که از یعقوب (ع) شکست می خورد. خدای مورد نظر
اینها چنان خدایی است که گاه از مخلوق خود بی اطّلاع است و در بهشت دنبال
آدم (ع) که مخفی شده می گردد و از آفرینش او پشیمان می شود. این تصویر به
شدّت غیر عقلانی در مقابل تصویری که اسلام از خدا ارائه می داد کاملاً در
معرض زوال بود لذا ابن میمون ، فیلسوف یهودی بعد از اسلام شروع به بازسازی
فلسفی عقائد یهود کرد و با الهام از افکار اسلامی تصویری شبیه خدای مسلمین
از خدای یهود ارائه نمود…

حتما ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید


سلام

ممکنه برای شما این سئوال پیش اومده باشه که اصلا مگر ممکنه خدا رو حذف کرد؟!

یا اینکه چه کسی و چطوری میخواد این کارو انجام بده؟

لازمه یادآوری کنم در طول تاریخ قدرتهای استکباری همواره برای استعمار مردم و استعداد ها و دارایی هایشان رو به مقابله با ادیان الهی و تولید ادیان ساختگی و واهی برای مشغول کردن مردم کرده اند (مشابه عملکرد کاهنان معبد در فیلم یوسف پیامبر علیه السلام)

* برای اینکه حضور ذهن هم داشته باشید و در فضای امروزی قرار بگیرید بهتر است این خبر را هم بخوانید و سپس به سراغ متن پرسش و پاسخی زیر بروید :

سال نوی میلادی و تلاش برای حذف خدا از زندگی مردم

______________________________________________

:: سئوالات از فکرت ::

سوال ۱ : چرا استکبار همواره می کوشد تا خدا و دین را از زندگی مردم حذف کند؟ تصویری که ادیان قبل از اسلام (یهود- مسیحیت و …) که تحریف شده اند از خدا ارائه می کنند، چگونه است؟

سوال۲ : آیا این تصاویر تحریف شده از خدا هم زمینه ساز فرار مردم از خدا هستند؟

:: پاسخ از پرسمان ::

۱ـ به غیر از اسلام و بخصوص مذهب شیعه ، که دین و مذهبی است کاملاً عقل مدار و طرفدار فکر و اندیشه ، همه ی ادیان موجود دنیا کما بیش با عقلانیّت و تفکّر عقلی مخالف بوده تصویری نامعقول از خدا ارائه می دهند. خدایی که یهودیان سابق تصویر می نمودند ، ابر انسانی بوده به شدّت نژاد پرست که بنی اسرائیل را به فرزندی گرفته بود. « وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصارى‏ نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُه‏. ـــــ یهود و نصارى گفتند:«ما فرزندان خدا و دوستان(خاصّ) او هستیم.» » (المائدة:۱۸) خدای مورد نظر اینان به زمین می آید و با یعقوب نبی ( پدر بنی اسرائیل ) کشتی می گیرد و جالب این است که از یعقوب (ع) شکست می خورد. خدای مورد نظر اینها چنان خدایی است که گاه از مخلوق خود بی اطّلاع است و در بهشت دنبال آدم (ع) که مخفی شده می گردد و از آفرینش او پشیمان می شود. این تصویر به شدّت غیر عقلانی در مقابل تصویری که اسلام از خدا ارائه می داد کاملاً در معرض زوال بود لذا ابن میمون ، فیلسوف یهودی بعد از اسلام شروع به بازسازی فلسفی عقائد یهود کرد و با الهام از افکار اسلامی تصویری شبیه خدای مسلمین از خدای یهود ارائه نمود ؛ که با آنچه در تورات تحریف شده آمده زمین تا آسمان تفاوت دارد. خدای مسیحیّت نیز خدایی است به شدّت نامعقول و ضدّ عقل و پدر و انسان واره ای است آسمانی. در عقیده آنها خدا موجودی است یگانه ولی در عین حال سه گانه. او خدایی است که در قالب عیسی مسیح به زمین آمد تا قربانی بندگان گناهکار خود شود تا گناهان آنان بخشیده گردد. خدای مسیحیّت به صلیب کشیده شد و بعد از سه روز از قبر خود برخاسته به آسمان رفت و بعد از مدّتی به صورت روح القدس ، خود را به برخی از حواریون نشان داد و سخنانی را به آنها الهام نمود که آنها نوشتند و به این وسیله انجیلهای چهارگانه پدید آمدند. لذا انجیلی که مسیحیان از آن سخن می گویند و انجیل مطرح در قرآن کریم ، که بر عیسی (ع) نازل شده است ، تنها اشتراک اسمی وجود دارد و انجیل حقیقی که قرآن کریم از آن سخن گفته امروزه وجود خارجی ندارد و مسیحیان معتقدند که چنین کتابی از اساس وجود نداشته است. مسیحیان بر این اعتقادند که تثلیث (سه گانگی خدا در عین یگانگی او ) که بر خلاف حکم صریح عقل است ، سرّی خدایی است که عقل توان فهم آن را ندارد لذا تنها باید به آن ایمان آورد.

امّا تصویری که اسلام از خدا ارائه می نماید تصویری است کاملاً عقلانی که اعتقاد به وجود او و صفات اصلی اش باید مبتنی بر برهان عقلی باشد. ادیان دیگر به شدّت از تفکّر عقلانی گریزانند چون با به رسمیّت شناختن تفکّر عقلی ، اصول این ادیان تحریف شده در هم فرو می ریزد ؛ ولی اسلام و قرآن کریم با صراحت تمام مردم را دعوت به عقلانیّت نموده ایمان بی تعقّل را مذمّت می کند ؛ چرا که هر چه عقلانیّت بیشتر ترویج پیدا کند به همان اندازه حقّانیّت اسلام و قرآن بیشتر روشن می شود. لذا شکّی نیست که دین گریزی بسیاری از اندیشمندان غرب ریشه در نامعقول بودن اصول ادیان رایج در آن دیار دارد.
۲ـ امّا بین دین گریزی و دین ستیزی حکومتهای استکباری و برخی روشنفکران و اندیشمندان این کشورها باید تفاوت قائل شد ؛ چرا که این دو مخالفت با دو انگیزه ی متفاوت رخ می دهد. حکومتهای استکباری با حضور اجتماعی دین ــ هر دینی که باشد ــ و دخالت آن در ساختارهای اجتماعی و ساختار حکومتی خودشان مخالفند چون همه ی ادیان کم و بیش ترویج کننده ی اخلاق و معنویّت هستند و در همه ی ادیان ، کما بیش می توان گزاره هایی یافت که با مادّی گرایی و تجاوزگری و بی عدالتی در تضادّ است ؛ در حالی که اساس حکومتهای استکباری بر مادّی گرایی ، چپاول ، بی عدالتی و تجاوز به حقوق انسانهاست. به تعبیر دیگر ادیان ، ترویج کننده ی اصالت خدا و اصالت معنویّت هستند ولی اساس فلسفی حکومتهای استکباری ــ چه از نوع سرمایه داری و چه از نوع کمونیستی ــ اصالت انسان و اصالت مادّه و مادّیّت است. لذا اگر این سیستمها دین را به ساختار فکری و سیاسی خود راه دهند ــ هر چند دینی تحریف شده مثل مسیحیّت باشد ــ بنیانهای فلسفی و به تبع آن بنیانهای سیاسی آنها دچار فروپاشی می شود. لذا سعی این حکومتها بر این است که در جوا

مطلب مرتبطی موجود نیست. چه کسی می کوشد خدا را حذف کند ؟!.


نظرات